ابتذال معترضان نشانه دور شدن جامعه از کتاب است



آژانس کتاب ایران (ایبنا)؛ محمد فیروزی: ابتذال نشانه هیجان، عصبانیت و البته «یأس» است. وقتی گروهی از معترضان، که بسیاری از آنها وابستگی های اطلاعاتی، مالی یا خدمات امنیتی خارجی ندارند، خود را با رهبران این جنبش ها همسو می کنند، عملاً می گویند که سؤالات بی پاسخی دارند. سمفونی بوق های مکرر خودروها در میان اعتراضات خیابانی نیز چنین پیامی را تقویت می کند.

همه اینها علاوه بر آن است که این گونه رویدادها مورد حمایت گروه های اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران است و رسانه های بیگانه فارسی زبان در این امر نقش جدی دارند. آنها سوار بر موجی هستند که می دانند بخشی از جامعه با آن همراه است و به دنبال افزایش سهم خود در این موج هستند.


هیچ فرد منصفی همه این افراد را عامل دشمن نمی داند و خوشبختانه در بیانیه های رسمی مسئولان کشور این گفته تکرار می شود که حساب این افراد از رهبران جنبش های اعتراضی جداست.


اما اینکه تعداد زیادی از این معترضان به جای بیان مسائل خود به قصد آسیب رساندن به اموال عمومی و اعمال منافی عفت رفتند، نکته تأسف‌آور و تأسف‌آور است. پلیس ضد شورش در چنین میدانی ماموریت دارد با مشاهده رفتار خشونت آمیز تظاهرکنندگان واکنش نشان دهد. اما تجربه سال های اخیر نشان داده است که هرگاه موجی از اعتراضات به خشونت، شورش و درگیری خیابانی کشیده شود، برای مدتی نیروهای پلیس را درگیر می کند تا این حادثه تمام شود. اما با گذشت زمان، زمانی که بهانه ای پیدا شود و آن بهانه از رسانه های فارسی خارجی چند برابر شود، این بار دوباره تکرار می شود.


یک سوال اساسی این است که پایان این دور باطل کجاست تا زمانی که عاملی که ریشه در مسائل درونی جامعه دارد بهانه ای از سوی عوامل بیرونی برای به خیابان کشیدن عده ای شود. یک بار یک موضوع اجتماعی، یک بار یک موضوع اقتصادی و وجودی، یک بار یک موضوع سیاسی و … و البته هر بار ظاهر داستان تمام می شود، اما درباره تاثیر این خشونت و لایه های اساسی آن در جامعه. به همه اینها اضافه کنیم که در هر اعتراضی عده ای از افراد مشهور، ورزشکاران، نویسندگان و هنرمندان به هر دلیلی می خواهند به اعتراضات بپیوندند و به همین دلیل سرمایه اجتماعی جامعه به هدر می رود. بنابراین برخی به شوخی می گویند در آینده ای نزدیک صداوسیماهای دیگر با بازپخش فیلم ها و سریال های قدیمی دچار مشکل خواهند شد!


نگارنده این سطور معتقد است که جامعه ایران باید با «کتاب» به عنوان نماد خرد و خرد در کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت کنار بیاید. تاریخ ایران و جهان و اسلام را بخوانید، مکاتب مختلف جامعه شناسی را بدون توجه به تعصب بخوانید و بشناسید. ادعای خود و حقوق شهروندی خود را بدانید. او باید راه گفت و گو با مسئولان و حاکمان جامعه خود را کشف کند و البته بخش هایی را که به خاطر آن آسیب پذیر هستند، بشناسد.


در این صورت تک تک افراد جامعه می توانند ایفای نقش کنند و نهادهای متولی فرهنگ نیز وظایف مهم و خطیری دارند. باید توجه داشت که در بحبوحه جنگ سنگین، جنگ اقتصادی و حتی تقابل رسانه ای و فرهنگی، جامعه برای رفتن در مسیر درست نیازمند نسخه هایی از خوراک فکری است.


جامعه‌ای که به سمت کتاب‌های آموزنده حرکت می‌کند، انتخاب‌های آگاهانه‌تری خواهد داشت، اعتراضات معقول‌تری خواهد داشت و به بن‌بست یا جاده‌ای بی‌بازگشت نخواهد رفت.


در دل کتاب‌ها راه‌حل‌های مختلفی برای مشکلات اجتماعی وجود دارد، وقتی نویسندگان، مترجمان و ناشرانی که چنین کتاب‌هایی را می‌نویسند، میدانی پیدا کنند، بی‌تردید دشمنانی که مصمم به نابودی کشور هستند، از میدان کوتاه می‌آیند.


بررسی الگوهای مختلف توسعه و پیشرفت سایر کشورها و جوامع مسلمان و مرور تجربیات سال های گذشته در کشور عزیزمان برای یافتن نقاط قوت و ضعف می تواند چراغ راه آینده ما باشد.