ابزار من برای جذب مخاطبان جوان، اساس رمانتیک داستان و تلاقی آن با شناخت شهودی حقیقت است.



خبرگزاری کتاب ایران (ابنا) هشتم محرم است; روز شبیه ترین فرد به پیامبر اسلام، پیامبر اخلاق و مهربانی، حضرت محمد (ص) است. امروز به نام کسی است که هر جوانی نام و سنتش را به یاد می آورد، احساس می کند قهرمانی دارد، احساس می کند فردی در دل تاریخ حضور داشت که می تواند دست او را بگیرد و در لحظه های ناامیدی راه را باز کند. جوانان در قرن بیست و یکم شخصی مثل حضرت علی اکبر علیه السلام. جوان شجاع اهل بیت امام حسین (ع). و او جوان و پسر خلف بود، او نیز برادر جوان و مهربان بود، او نیز برادرزاده جوان و فداکار بود. او علی اکبر و الگوی همه جوانان تاریخ بود. اما غم این داستان این است که ما از این شخصیت مذهبی و تاریخی خود اطلاع چندانی نداریم و مطالب کمی داریم که بخواهیم با مطالعه آن را به دست آوریم، آن مطالبی که ما جوانان خوب بخوانیم و خوب بفهمیم. بنابراین، به ادبیات باز می گردیم; این یک روش تشویق کننده برای درک است. «آیات ماس» یکی از این داستان‌هاست. او مضمونی عاشقانه را به نام و یاد حضرت علی اکبر(ع) گره زده و با گذر از حواشی تاریخ، حق طلبی و معرفت عاشورایی را به ما اضافه می کند. محبوبه ژار، نویسنده اثر، در واقع این داستان را با همین نیت نوشته است. جوانان با علی اکبر

یکدیگر را بشناسید، دانش را ببینید و حقیقت را بیاموزید.

در مقدمه این اثر آمده است؛
«آیت ماس» داستانی عاشقانه است. این کتاب به موازات واقعه عاشورا با محوریت تشبیه حضرت علی اکبر(ع) به پیامبر(ص) ادامه دارد. داستان درباره زنی زرتشتی از ایران به نام شمیسا است که پس از چندین سال عشق بین او و پسری از قبیله دشمن، به خانواده خود پشت کرده و به خان قبیله دشمن که پدر است پناه می برد. به معشوقش اما در همان زمان، خان قبیله کشته می شود. همه دختر را مقصر می دانند. ناگهان احساس می کند که به دلیل بیماری بینایی خود را از دست می دهد و در خوابی می بیند که زرتشت راه درمان درد را به او نشان می دهد. اکنون شمیسا مجبور به سفر می شود. یک سفر عجیب

در این شماره از پرونده «جلوه های حماسه حسینی در ادبیات فارسی» به مناسبت روز حضرت علی اکبر (ع) با محبوبه زارع گفت وگو کرده ایم که در این مطلب می خوانید:

عنوان «آیات ماس» به چه معناست؟
از امام حسین (علیه السلام) روایت داریم که در وصف حضرت علی اکبر (علیه السلام) او را صاحب ذات الله خوانده اند. آیات مس برگرفته از این روایت است. لمس ذات خداوند مقام عرفانی والایی است که جز اهل باطن کسی نمی تواند آن را درک کند.

داستان اهورا و شمیسا در این کتاب چیست؟
هر دو زرتشتی و ایرانی هستند. اما از دو قبیله که دشمنی دیرینه دارند. دختر بیمار می شود و بینایی خود را از دست می دهد. بنابراین او از پسر دوری می کند تا او را تلخ کند

یک نوع فداکاری عاشقانه نیست. در نهایت دختر به اصرار پسر می پذیرد که تصویر را برای پیامبر بیاورد تا با کشیدن آن به مژده ای که زرتشت در خواب به او داده است بینا شود و بقیه. از داستان…

این اثر مربوط به شخص حضرت علی اکبر (ع) است; چگونه به چنین موضوعی رسیدید که ترکیبی از داستان و واقعیت تاریخی است؟

واقعیت این است که در ادبیات دینی، پس از تجربه بیش از ۲۰ کتاب، احساس خلأ کردم. این احساس که باید جذابیتی برای داستان با تاریخچه معصومین داشت تا مخاطب غیر مذهبی را به خواندن آن دعوت کرد. از سوی دیگر در منابع تاریخی ما اطلاعات بسیار کمی از حضرت علی اکبر علیه السلام ثبت شده است. بنابراین در پرداختن به داستان او نیاز به نوآوری در روایت را دیدم که تلفیق داستان عاشقانه تخیلی او با واقعیت تاریخی او بود.

به نظر شما ادبیات دینی ظرفیت و رسالتی دارد که بینش های مختلف را به هم پیوند دهد؟
فکر می کنم هیچ راهی بهتر از این ترکیب و ترکیب وجود ندارد و به نوعی خود را خالق این سبک می دانم. چرا که در زمان نگارش «فصل فیروزه ای» که تلفیقی عاشقانه-آئینی در همین ژانر است و دو سال قبل از «آیات ماس» اتفاق افتاده است. تا به حال اثری با این سبک نخوانده بودم.



حضرت علی اکبر (ع) رشید جوان واقعه عاشورا در کربلا بود و از شخصیت هایی است که می تواند الگو و قهرمانی برای جوانان امروز باشد. در ادب، شجاعت و تمام زندگی. چقدر تلاش کردید که این داستان را جوان پسندانه و برای جوانان بنویسید؟

امروز؟
در روایت آیات مس دو داستان موازی داریم. اولی که حجم بیشتری از داستان را نسبت به کمیت در بر می گیرد، داستان عاشقانه زنی زرتشتی است که وضعیت پیوند خود با معشوق را با نگاه چشمانش بیان می کند و این منظره در خوابی صادقانه که دختری داشت، مشروط به کشیدن طرحی از چهره پیامبر (ص). این حالت باعث می شود که به مدینه بروند; چون می شنوند علی اکبر هست که شبیه ترین به پیامبر است. بین بحث کیفی و روایت دوم که مربوط به وقایع عاشورا است، مطرح می شود. دیدن نور از سر بالای نی متعلق به حضرت علی اکبر (ع) چشم دختر را حقیقت معرفت می بیند. ابزار من برای جذب مخاطب جوان، اساس رمانتیک داستان و تلاقی آن با شناخت شهودی حقیقت بود.

آیا ویژگی هایی از حضرت علی اکبر (ع) در منابع تاریخی ذکر شده است که شاید کمتر در خطبه ها و سخنرانی های ما درباره آن صحبت شده باشد؟
همانطور که گفته شد، متأسفانه تاریخ در ثبت اطلاعات بسیاری از شخصیت های اهل بیت و کربلا ضعیف است. گرچه عرصه برخورد با عوامل و عوامل این فقر نیازمند بحث و بررسی تاریخی است; اما نورهایی در قالب روایات وجود دارد که با کمک آنها می توان تصویری واضح و ملموس از آنها از جمله حضرت علی اکبر (ع) را مشاهده کرد. مانند این روایت یا عبارت (ممصوص فی ذات الله) که اگر من گوینده آن بودم قطعاً این ظرفیت را داشتم که در چند سخنران ابعاد عرفانی این توصیف را مطرح کنم. همانطور که شما انجام دادید

این توصیف را در صحنه‌ای می‌بینیم که امام حسین علیه‌السلام از ندایی که شنید و خبر شهادت کاروان را به فرزندش می‌گوید و حضرت علی اکبر در پاسخ فقط این نگرانی را بیان می‌کند: «حق می‌گوییم؟» در این صورت او هیچ ترسی از مرگ ندارد و …

داستان آیت‌ماس عاشقانه‌ای است که از وقایع تاریخی مانند واقعه کربلا می‌گذرد و به بطن واقعه نمی‌رود و از این رو می‌توان بیشتر به تخیل پرداخت و کمتر به تحریف واقعیت‌ها پرداخت. به نظر شما در ادبیات عاشورایی و دینی ما چقدر به این شکل داستان نیاز داریم و جایی برای آنها نیست؟

همانطور که صریحاً گفتم، راهی جز سبک تلفیقی برای جذب مخاطب امروزی وجود ندارد. البته در آینده می‌توان سبک‌های مختصرتری برای افزایش میل خواننده ایجاد کرد. اما اکنون به نظر من به شدت به این سبک و ترویج آن در ادبیات آیینی نیاز داریم.

در نگاهی کلی به وضعیت ادبیات عاشورایی کشور می توان نتیجه گرفت که بیشتر به شعر عاشورایی توجه می شود تا داستان. به نظر شما دلیل کم بودن تألیف داستان عاشورایی چیست؟
دلیل اصلی را تفاوت در ظرفیت و کارکرد شعر و داستان می دانم. شعر بیشتر کارکرد رسمی دارد تا داستان. از طرفی تاثیر جشنواره ها و استقبال از شعر همیشه بیشتر از داستان عاشورا بوده است.



آیت ماس ​​را با چند کلمه کلیدی برای مخاطب توصیف کنید.
گذر از کوته فکری به نور به انگیزه دیدن شبیه ترین شخص به پیامبر(ص) که مصادف است با تجلی مظلومیت صاحب راز که در ذات خداوند نهفته است.