ادامه جنگ؛ کاهش تأثیر تبلیغات رژیم بعث و فرار سربازان عراقی



گزارش کردن آژانس کتاب ایران(ابنا) دستگاه تبلیغاتی بعثی ها در دوران جنگ و حتی قبل از آن، دستگاهی شلوغ، پر سر و صدا و دعا بود. او از پیشگامی رژیم بعث و رهبری صدام در جنگ تاریخی بین اعراب و ایرانیان صحبت کرد و مدعی شد که حقوق پایمال شده اعراب را احیا خواهد کرد.

آنها با سهل انگاری حقایق تاریخی را لمس کردند، حقیقت و دروغ را در هم آمیختند و وقایع گذشته و تاریخ اسلام را – که وقایعی مانند جنگ قادسیه بخشی از آن بود – به دلخواه رهبران حزب بعث تحریف کردند. روایت خود را ارائه دهند.

روایتی که بلندپروازی های پرهزینه صدام و اهداف توسعه طلبانه رژیم بعث را پشت شعارهای ناسیونالیستی پنهان کرده و تصویری نادرست از ایران ایجاد می کند. در روزهای اول جنگ – جنگی که خودشان شروع کردند و به ما تحمیل کردند – در مورد قادسیه دوم گفتند که در یک عملیات سریع و آسان به پیروزی می رسند، آبروی مجروح اعراب را باز می گردانند و حقوقی را که داشتند باز می گردانند. برای مدت طولانی محروم بود.


در ابتدا بسیاری از عراقی ها این تبلیغات و شعارها را باور کردند و چون به جنگی کوتاه و ارزان امید داشتند، از اهداف رژیم بعث حمایت کردند. اما جنگ آنطور که آنها انتظار داشتند پیش نرفت و آتشی که صدام روشن کرده بود به عراق سرایت کرد و خود عراقی ها را فرا گرفت. آنها نتوانستند به پیروزی آسان و ارزانی که به دنبالش بودند دست یابند و سپس با امواج سنگین حملات ایران مواجه شدند. البته دستگاه تبلیغاتی آنها همچنان فعال و پربار بود و در هر مرحله از جنگ، بوم جدیدی را برای غوغا و عملیات روانی و تحریک عراقی ها پخش می کرد. اما این تبلیغات، مخصوصاً بخشی که بر اساس شعارهای ملی گرایانه بود، کم کم کم کم اثرگذاری شد. از آنجایی که این شعارها اساساً عاری از حقیقت و ناسازگار با واقعیت های ملموس بودند، ماندگاری داشتند و پس از مدتی بی اعتبار و بی فایده شدند. با طولانی شدن جنگ، تأثیر تبلیغات رژیم بعث در میان عراقی‌ها – به‌ویژه جوانان و نوجوانان این کشور که گروه هدف تبلیغات دولتی بودند – به همان میزان کاهش یافت.



گزارش روزنامه فیگارو از فرار سربازان عراقی
شعارهای ملی گرایانه بعثی ها دیگر انگیزه ای برای عراقی ها نداشت و آنها را برای جنگ با ایران شجاع می کرد. روز به روز بر تعداد فراریان از دست نظامیان این کشور افزوده می شد و صدای اعتراض بلندتر و بلندتر می شد. روزنامه فرانسوی فیگارو در اوایل پاییز ۱۹۸۶ گزارشی از این بی انگیزگی و پیامدهای آن در میان نیروهای نظامی عراق نوشت. چکیده این گزارش در کتاب «داستان مک فارلین» آمده است که چهل و چهارمین کتاب از مجموعه کتاب‌های وقایع جنگ ایران و عراق است. فیگارو نوشت: مقامات عراقی جنگ خود با ایران را قادسیه، جنگ بزرگ بین اعراب و ایرانیان می نامند و حتی فیلم های حماسی و جنگی آمریکا و روسیه را از تلویزیون کشورشان پخش می کنند، اما البته عراقی ها ندارند. اشتیاق زیادی برای فداکاری و شجاعت از آنها نشان نمی دهد. باتلاق های وسیع جنوب و کوه های کردستان عراق به پناهگاه فراریان از خدمت سربازی تبدیل شد. گفته می شود تعداد این پناهجویان هزاران نفر است، اما هیچ کس از تعداد دقیق آنها اطلاعی ندارد.


هیچ کس تعداد دقیق فراریان را نداشت، اما «آنچه مردم می دانند این است که مقامات عراقی برخی از فراریان را در ملاء عام اعدام کردند تا درس عبرتی برای دیگران باشند. جاده ها نیز به طور مرتب نظارت می شوند. «افرادی که وظیفه جمع آوری سربازان را بر عهده دارند، شبانه (به طور ناگهانی و با خشونت) وارد خانه ها می شوند تا پناهندگان را پیدا کنند. فیگارو نوشت که اکثر عراقی ها نمی خواهند در طرف بازنده جنگ قرار بگیرند و مطمئناً از پیروزی ایران خوشحال نیستند و برای سقوط صدام دعا نمی کنند، اما برای حمایت از دولت کشورشان نیز کاری انجام نمی دهند. و عملاً نسبت به جنگی که کشورشان در آن درگیر است بی تفاوت هستند.


سخنان این نشریه فرانسوی این بود که شعارهای رژیم بعث دیگر برای عراقی ها جذابیتی ندارد و تبلیغات این دولت انگیزه لازم را برای حمایت از جنگ و سیاست نظامی کشورشان به عراقی ها نمی دهد. فیگارو برای تکمیل تصویری که در گزارش خود ارائه کرده است به آمارهای مبتنی بر حدس و گمان نیز اشاره کرده است. «تعداد فراریان عراقی در سه ماه گذشته به ۷۰۰۰ نفر رسیده است. این گروه از اعضای سپاه سوم عراق است که پس از آموزش مداوم به نیروهای مخالف دولت پیوست. از سوی دیگر، در ماه های اخیر، ۱۷۰۰ دانش آموز عراقی که از شرکت در اردوهای آموزشی اجباری سربازی خودداری کرده بودند، از مدارس خود اخراج شدند.


نکته و معرفی چند عنوان کتاب
اما در پایان باید به این نکته اشاره کرد که تبلیغات رژیم بعث چیزی جز هویت و پایه های شکل گیری و تداوم آن نبود. بنابراین شناخت تبلیغات بعثی ها بدون شناخت ماهیت و تاریخ این رژیم ممکن نیست. کتاب های خوبی در مورد صدام و رژیم بعث و ظهور و سقوط این رژیم و کارهایی که صدام در عراق و منطقه انجام داد وجود دارد. کتاب جان نیکسون ترجمه شده با عنوان فارسی «محاکمه صدام» (ترجمه هوشنگ جیرانی، انتشارات پارس کتاب) و کتاب «صدام، زندگی مخفی» نوشته کان کولین و ترجمه نادر افشار (انتشارات عطایی) از جمله این کتاب ها هستند. بهترین. . همچنین فصل هفتم کتاب «سوپرمن» نوشته کنت دیویس (ترجمه رضا آقابابا، انتشارات سبزان) به صدام اختصاص دارد. نویسنده در بخشی از کتاب خود در توصیف سال های حکومت صدام می نویسد: «دگر اندیشان و ناراضیانی که باید کشور را ترک می کردند، تمام عراق را … مرکز بزرگ شکنجه می دانستند که در آن وفاداری و نظم مبتنی بر ترس بود. و وحشت.”