باب پروکتور؛ افسانه و مربی


۶ فوریه ۲۰۲۲

باب پروکتور، افسانه و مربی موضوع قسمت امروز من است. من به این واقعیت فکر کرده‌ام که باب پراکتور مربی دیرینه‌ام درگذشته است. این در روز پنجشنبه، ۳ فوریه اتفاق افتاد. باب پراکتور از دهه ۸۰ مربی من بوده است. در دهه ۸۰ من باب را دنبال می کردم و در دهه ۹۰ با او در مغز متفکر بودم. باب پروکتور بود
شگفت انگیز از بسیاری جهات او عمیقاً آگاه بود و می توانست در مورد خرد خود صحبت کند و به گونه ای در میان بگذارد که شما بتوانید به راحتی آنچه را که می گوید جذب کنید. یکی از چیزهایی که باب می گفت این بود، “این مطالب من نیست.” او می گفت، این مطالبی است که من از دیگران آموخته ام، هر آنچه از من می شنوید، من از دیگران یاد گرفته ام.

گوش دادن و اشتراک در:

باب پروکتور کیست؟

نه تنها باب برای مدت طولانی مربی من بوده است، بلکه به نظر من باب پراکتور یک افسانه است. با ما همراه باشید و من می گویم که چرا معتقدم باب یک افسانه است. باب یک هموطنان کانادایی است که در نزدیکی تورنتو زندگی می کند. او یک نویسنده خودیاری است و سال ها قانون جذب را تدریس کرده است. چه فروشنده باشید، چه در کسب و کار، و یک کارآفرین، او می تواند به شما یاد دهد که چگونه در زندگی موفق شوید. گاهی اوقات باب خود را فیلسوف معرفی می کرد. او بسیار مطالعه و عمدتا خودآموز بود. او در سال ۱۹۳۴ به دنیا آمد و بیشتر به خاطر کتاب پرفروش نیویورک تایمزش به نام «پولدار به دنیا آمدی» و تعدادی کتاب دیگر نیز به شهرت رسید.

سال های جوان تر

باب در نوجوانی و اوایل دهه بیست عزت نفس پایینی داشت. او داستان‌های زیادی درباره گذشته‌اش تعریف می‌کرد، داستان‌هایی که به شما کمک می‌کرد با او ارتباط برقرار کنید و این را بفهمید، او فقط یک مرد معمولی بود که در یک زمان گیج و گم شده بود. او پس از بریدن انگشت شست خود بر روی یک اره نواری، تحصیل در Danforth Tech در تورنتو را رها کرد. و او گفت که به نظر نمی رسد انگیزه ای داشته باشد. او احساس نمی کرد که هیچ تمایلی برای حرکت به جلو ندارد. او در مورد اینکه چگونه با دوستانش به کافه ها می رود صحبت می کرد و بدهکار بود و نمی توانست بفهمد اصلاً زندگی چیست.

آتش نشان

او در سن ۲۶ سالگی در یک آتش نشانی در تورنتو مشغول به کار شد. در آن کار، او در آنجا با پسری آشنا شد که به او کتاب داد. و او می گوید، این اولین کتابی بود که خواند. و وای، آیا این کتاب زندگی باب را تغییر داد؟ این کتاب فکر کن و ثروتمند شو نام داشت. و احتمالاً نام کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید اثر ناپلئون هیل را شنیده اید. این کتاب آنقدر او را تحت تأثیر قرار داد که هر روز آن را می خواند.

او در مغز متفکر به ما گفت، او گفت: “من روزی نمی گذرم که حداقل یک یا دو صفحه از این کتاب را نخوانم.” و گفت خیلی روزها بیشتر از یکی دو صفحه خواندم. و کتاب را به ما نشان داد، و فقط فرسوده و پاره شده بود و از هم پاشید. و من مثل وای بودم، او شوخی نمی کند. او واقعاً، واقعاً این کتاب را زیاد خواند و تأثیر زیادی روی زندگی او گذاشت.

امروز قصد دارم در مورد چند جنبه از باب پراکتور صحبت کنم.

۱/ افکار قدرت هستند

آنچه به آن فکر می کنید می تواند به واقعیت شما تبدیل شود. و در واقع، باب به شما یاد داد که چه فکر می کنید اراده تبدیل به واقعیت شما شود او در مورد آن در مغز متفکر زیاد با ما صحبت کرد، و اینکه چگونه، گاهی اوقات مردم فکر می‌کنند که این حرف بی‌معنی است، یا اینکه این کار منطقی نیست. اما بسیاری از افرادی که به فقر فکر می کنند، یا به کمبود فکر می کنند، پس این چیزی است که آنها را احاطه کرده اند. و او داستان های زیادی داشت که به شما بگوید و به شما بیاموزد که چگونه آنچه در مورد آن فکر می کنید به واقعیت شما تبدیل می شود. و او گفت که افکار چیزی شبیه سیگنال مغناطیسی می فرستند که به سمت شما باز می گردد. در این فیلم، راز که باب را نشان می دهد، بیان می کند که “اگر بتوانید خود را در فراوانی زندگی کنید، آن را جذب خواهید کرد.” و این دقیقاً همان چیزی است که باب آموزش داد.

۲/ عجیب ترین راز

ارل نایتینگل کسی است که در سال ۱۹۵۹ ضبطی به نام عجیب ترین راز ساخت. او یک گوینده رادیو و یک گوینده رادیویی کاملاً مشهور بود. تا آن زمان بیشتر ضبط های موفقی که ساخته شده بودند، خوانندگان و نوازندگان بودند. این منطقه ای نبود که در آن تعداد زیادی ضبط کلمات گفتاری موفق وجود داشته باشد. این ضبط بیش از یک میلیون نسخه فروخته شد که در سال ۱۹۵۹ بسیار زیاد بود. و به این ترتیب ارل نایتینگل به دلیل دستیابی به این موفقیت توسط Columbia Entertainment یک رکورد طلا دریافت کرد. به نظر شما عجیب ترین راز چه بود؟ خب، اساساً، من قبلاً به شما گفته‌ام عجیب‌ترین راز این است که می‌توانید و خواهید شد همان چیزی شوید که بیشتر اوقات به آن فکر می‌کنید.

۳/ بیندیشید و ثروتمند شوید

این کتاب در سال ۱۹۳۷ نوشته شد و یک کتاب انگیزشی الهام بخش بسیار محبوب برای افرادی بود که می خواستند با یادگیری از شخصیت های مهم تاریخ به اهداف خود برسند. از اندرو کارنگی الهام گرفته شده است. ناپلئون هیل با ۵۰۴ نفر مصاحبه کرد که برخی از آنها فورد و ریگلی، وانامیکر، ایستمن راکفلر، ادیسون، فایرستون و همچنین سه رئیس جمهور ایالات متحده بودند. ناپلئون هیل اطلاعاتی را که از این مصاحبه ها آموخته بود، گرفت و آن را در این کتاب گنجاند. ۲۰ سال از عمرش را صرف این کار کرد.

۴/ مانتراها

باب در حصول اطمینان از اینکه افکاری که فکر می‌کنید نشان‌دهنده چیزی هستند که در زندگی می‌خواهید را نشان می‌دهند و بنابراین او در مورد مانتراها صحبت کرد و اینکه چگونه بسیار مهم است مطمئن شوید که آن افکاری که در ذهن شما می‌گذرد مثبت هستند و افکاری هستند که می‌توانند مثبت‌تر به ارمغان بیاورند. او در مورد چیزهای خاصی هشدار می دهد. گفت مثلا فکر نکن من می خواهم از شر بدهی ام خلاص شوم چون قرار است مغزت به کلمه بدهی فکر کند و بشنود. او گفت که این بدهی بیشتری به همراه خواهد داشت که شما را در بدهی نگه می دارد.

درعوض، او گفت: فکر کن به این چیزها فکر کن. هر روز، از هر نظر، روز به روز سعادتمندتر می شوم. اینم یکی دیگه اکنون بسیار خوشحال و سپاسگزارم که از منابع مختلف به مقدار زیاد به من می رسد. این مورد دیگری بود که او به شدت ما را تشویق کرد که روی آن تمرکز کنیم. شما می توانید آنها را مانترا یا چیز دیگری بنامید، مهم نیست که آنها را چه می نامید. باب گفت، فقط مطمئن شوید که افکاری که در ذهنتان می گذرد مثبت هستند و نشان دهنده چیزی هستند که می خواهید به زندگی خود بیاورید.

۵/ باب پروکتور، افسانه

باب به دلایل زیادی یک افسانه بود. منظورم این است که در واقع از او خواسته شد که پس‌گفتار را در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید بنویسد. او یک سخنران مشهور جهانی بود که در کشورهای سراسر جهان سخنرانی می کرد. او به فکر راه‌های هیجان‌انگیز جدید برای خلق و کمک به مردم بود. و همانطور که قبلاً در مورد آن صحبت کردم، او توضیح می دهد که ذهن و بدن شما تماماً در مورد ارتعاش است و انسان ها قادر به کنترل افکار شما و بنابراین ارتعاشات ما هستند. او در مورد اینکه چگونه همه چیز مولکول های ارتعاشی هستند صحبت کرد و بنابراین ما قادر به کنترل نتایج خود هستیم. زیرا ما قادریم فکر کنیم که افکار داریم. و او گفت هیچ چیزی در زندگی یک فرد وجود ندارد که نتوانند از طریق فکر و قانون جذب تغییر دهند.

او آموخت که داشتن یک هدف مشخص یکی از بهترین راه ها برای رسیدن به آنچه می خواهید است. و تاکید کرد که اهداف خود را بنویسید و آنها را روشن کنید. او به ما یاد داد که کارت کوچکی داشته باشیم که همراه خود داشته باشید و مدام به آن نگاه کنید و به خودتان یادآوری کنید که اهداف من چیست؟ برای چه چیزی کار می کنم؟ من از زندگیم چه میخواهم؟ این چیزی بود که او بارها و بارها بر آن تاکید داشت.

او بر قانون جذب تاکید داشت و داستان های مختلف زیادی تعریف کرد که به ما می آموزد مثبت فکر کنیم و افکاری بیندیشیم که اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد و توانایی های شما را افزایش می دهد و ارتباطات شما را با مردم افزایش می دهد. او گفت: بهترین راه برای استفاده از ذهن، دریافت ایده از هوش بی نهایت است. او همچنین به ما آموخت که از افکار خود آگاه باشیم و درست فکر کنیم و افکار خود را به مثبت تبدیل کنیم تا بتوانیم به سمت آنچه واقعاً می‌خواهیم در زندگی خود داشته باشیم حرکت کنیم. او همچنین در مورد چگونگی جلوگیری از هر چیزی که می تواند موفقیت شما را خراب کند صحبت کرد. باب همیشه برای موفقیت لباس می پوشید. و به همین دلیل است که امروز با یک کراوات و پیراهن زیبا لباس پوشیدم.

عکس با باب

یک بار به یاد دارم که من و همسر و پسرم به تورنتو رفتیم و او را دیدیم و در آنجا با او گذراندیم. و او در حال برگزاری یک رویداد کوچک بود که من به آن دعوت شده بودم، و این رویدادی بود که او و همسرش نیز در آن صحبت می‌کرد، زیرا او از همسرش در یک پروژه بازاریابی چند سطحی حمایت می‌کرد که او در آن زمان روی آن کار می‌کرد. بعد از آن توانستم با او صحبت کنم و با او عکس بگیرم. باورنکردنی بود که با او وقت بگذرانم و نه تنها شخصاً او را بشنویم و در حضورش حضور داشته باشم، و سپس بتوانم از جا بلند شوی و با او صحبت کنم و سؤال بپرسی.

راز

او همچنین به خاطر مشارکتش در فیلم و کتاب راز اثر روندا برنز بسیار شناخته شده است. او بخش بسیار مرکزی آن بود. و اگر به فیلم راز نگاه کنید، یا کتاب را بخوانید، می‌بینید که از باب نقل قول شده است. در سال ۱۹۸۴ بود که او پرفروش‌ترین کتاب خود را با نام «پولدار به دنیا آمدی» منتشر کرد. و اینجا بود، فکر می‌کنم روندا برن، شخصی که فیلم و کتاب راز را خلق کرد، با کتاب باب آشنا شد و باب را شناخت و بقیه اش تاریخ است.

اختصاصی

باب وقف کمک به پیروانش بود تا به درون خود کمک کنند. او روشن کرد که درون شما چیزی است که هر چیزی را که وارد زندگی شما می شود کنترل می کند. همچنین کنترل چیزهایی است که دفع می کنید و بنابراین چیزهایی که وارد زندگی شما نمی شوند. خواه تصویر ضعیفی از خود باشد یا پارادایم بد. او در مورد پارادایم ها و برنامه نویسی شما زیاد صحبت کرد. او می گفت، شاید این یک برنامه نویسی بد است که منجر به نتایج ضعیف می شود.

ارتعاشات

او آموخت که همه چیز در جهان ارتعاش دارد و این ارتعاشات یکدیگر را جذب می کنند. از آنجایی که انسان ها قادر به کنترل افکار و در نتیجه ارتعاشات ما هستند، ما قادر به کنترل نتایج خود هستیم. بنابراین در پایان، او گفت هیچ چیز در زندگی یک فرد وجود ندارد، آنها نمی توانند از طریق فکر و قانون جذب تغییر کنند. از اینکه باب را به عنوان مربی داشتم سپاسگزارم. آنچه را که امروز درباره باب پراکتور آموخته‌ایم برای رسیدن به ارتفاعات جدیدی از تمرکز آرام و شادی استفاده کنید.

با جستجوی بروس لنگفورد، کانال TikTok من را بررسی کنید. من دوست دارم از شما بشنوم. و مانند همیشه، آنچه را که امروز آموخته ایم برای رسیدن به ارتفاعات جدیدی از تمرکز آرام و شادی استفاده کنید. در حالت بمانید

منابع پیشنهادی

اپیزودهای مرتبط

آیا دچار اضطراب و استرس هستید؟ همانطور که در قسمت امروز گفتم، من از باب پراکتور، افسانه و مربی آموخته ام و از مهارت های خود به عنوان یک مربی تمرین کننده و هیپنوتیزم کننده برای ردیابی سریع افرادی مانند شما استفاده می کنم تا قلدرهای درونی خود را از بین ببرند و با اعتماد به نفس به جلو حرکت کنند. یک جلسه مربیگری رایگان رزرو کنید تا شما را در مسیر زندگی رضایت بخش تر قرار دهد. برای من ایمیلی به آدرس [email protected] بفرستید که عبارت «جلسه مربیگری» را در موضوع عنوان کنید. ما یک تماس بزرگ‌نمایی راه‌اندازی می‌کنیم و در مورد اینکه چگونه می‌توانید به سمت زندگی بهتر حرکت کنید صحبت خواهیم کرد.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر