با سرطان آرام زندگی کنید. دیوید داچینگر و تامارا گرین


۲۸ مه ۲۰۲۰

دیوید داچینگر و تامارا گرین، مددکاران اجتماعی بالینی دارای مجوز (LCSW)، از بنیانگذاران برنامه مراقبه های عاشقانه هستند. آنها همچنین یک زوج متاهل و نویسندگان کتاب پرفروش، زندگی آرام با سرطان (و فراتر از …) هستند. دیوید نامزد دریافت جایزه گرمی است آهنگساز، ستوان آتش نشانی و نجات یافته از سرطان مرحله ۴. تامارا یک روان درمانگر، مربی دوستیابی و روابط، و تسهیل کننده مدیتیشن است. سفر سرطان آنها را متحول کرد و الهام بخش کرد تا فواید تمرکز حواس و مراقبه را به کسانی که تحت تأثیر یک بیماری بزرگ قرار گرفته اند، بپردازند. برنامه مراقبه‌های عاشقانه آنها یک منبع مراقبت از خود است که به افراد کمک می‌کند آرامش و آسودگی بیشتری را در طول سفر شفای خود تجربه کنند.

گوش دادن و اشتراک در:

iTunes / Stitcher / Podbean / ابری / Spotify

اطلاعات تماس

با سرطان آرام زندگی کنید

  • دیوید داچینگر و تامارا گرین افرادی فوق العاده بخشنده و سخاوتمند هستند که به سادگی می خواهند دانش خود را در مورد غلبه بر ترس، ناامیدی و دلسردی که تشخیص سرطان می تواند به همراه داشته باشد، به اشتراک بگذارند.
  • آرزوی تامارا برای تو: چه می‌شد اگر همه از خواب بیدار شوند و حتی برای بلند شدن از رختخواب خود را تحسین کنند. خودتان را تصدیق کنید و بگویید “خیر، من”. به خاطر اینکه هر روز از خواب بیدار می شوید و کاری را که ما انجام می دهیم انجام می دهید، از خود قدردانی کنید.
  • دیوید: من برای بدنم و تمام معجزاتی که انجام می دهد بدون اینکه ما حتی از آن آگاه باشیم سپاسگزارم. این بسیار مهم است که بپذیریم و سپاسگزار باشیم، با بدن خود در ارتباط بمانیم و مطمئن شویم که آنها را هر روز حرکت می دهیم.

تاثیرگذارترین فرد

تاثیر بر احساسات

  • دیوید: ذهن آگاهی، قضاوت را از احساسات خارج کرده است. از میان آنها حرکت می کنم. اگر چیزی منفی است، می توانم سریعتر از آن عبور کنم.

افکار در مورد تنفس

  • تامارا: اگر می توانید نفس بکشید، می توانید مراقبه کنید یا حواس تان باشد. فقط توانایی تمرکز روی هیچ چیز دیگری جز دم و بازدم. همین – ذهن آگاهی، همین جا!
    دیوید: نفس کشیدن همیشه وارد بازی می شود. اگر به یک موقعیت اضطراری پاسخ می‌دهم و نیاز دارم واقعاً تمرکز کنم و صحبت‌های ذهنی را متوقف کنم. تمرکز بر نفس راهی عالی برای آرام کردن ذهن من است.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • داستان تامارا – کلاس ششم بود، اواسط سال تحصیلی و این دختر بیچاره به نام دبی وارد کلاس شد و او قبلاً رشد کرده بود. یازده سالگی و در روز اول می آید و پسرها از قبل او را مسخره می کردند و به او می گفتند که در طول تعطیلات بلندش کند و همه این چیزهای وحشتناک را.
  • بنابراین او تا آنجا که می توانست به حیاط مدرسه رفت. او گریه می کرد و من به دنبالش رفتم. من به او گفتم، آن بچه ها احمق هستند و به آنها گوش نده. میتونم بگم آدم خوبی هستی بیایید با هم دوست باشیم و این همه چیز.
  • نمی‌دانم ذهن‌آگاهی بود یا نه، اما من خیلی در کنارش بودم و به او اجازه دادم گریه کند و دلیل حرکتش را به من بگوید. شروع کردم به پرسیدن همه این سوالات از او. کنجکاوی قطعا یک ابزار ذهن آگاهی است. تا به امروز، ما دوستان بسیار بسیار خوبی هستیم.

اپیزودهای مرتبط

هدیه رایگان

آیا می خواهید آرام تر، آرام تر، آرام تر و راضی تر شوید؟ اگر چنین است، می‌توانید با دانلود این مدیتیشن رایگان «امواج محتوا» اثر بروس لنگفورد یاد بگیرید. با دانلود مدیتیشن از اینجا در MindfulnessMode.com/wavesofcontent، اسرار آرامش را باز کنید.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر