تاکید سنایی بر شباهت عجیب چهره و منش امام حسین (ع) به پیامبر اسلام



آژانس کتاب ایران (ایبنا) سنایی، شاعر و عارف بزرگ قرن ششم هجری قمری، اشعار بسیاری در وصف امام حسین (ع) سروده است که بیانگر ارادت خاص او به آن حضرت است.

او در تعدادی از اشعار خود به رابطه نسبی امام حسین (ع) و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) توجه کرده است.
«امیرحسین پسر مرتضی که چنوی نبود در کنین است».
آبرویش شرفش است، مقامش دینش است، ادبش ادب است
مشرب دین است، اصالتش نسبش است، عظمتش دینش است، عفتش حسنش است.
«دری از بحر مصطفی بود و پوسته اش پشت مرتضی بود
او از حیدر چو خاتم جمشید است، او از احمد چو نور خورشید است
منشأ او برای هدفی خاص بود، زندگی پیامبری و جانشینی استوار.

در جای دیگر برای تبیین جایگاه امام حسین(ع) در نزد پیامبر(ص) و خاندان گرامیش چنین می فرماید:
مصطفی مرو را از شانه های مرتضی کشید و در آغوشش گرفت.
زهرا در چهره اش مردی یافت و سال ها و ماه ها برایش دعا کرد.

سنایی همچنین به شباهت ظاهر و شخصیت امام حسین (ع) با جد بزرگوارش اشاره کرد و گفت:
«تا سر و صورت و سینه دیدار واقعی مثل احمد مختار».
سروی بود با تاج و باد و خرقه.
«شخصیت او مانند سیرت پاک پدر است، سیرت او مانند سیرت پیامبر است
دنیای پیش چشمش از عقلش پستتر بود و پشت سرش بود.
«آن نمونه یک پیامبر و عالم ذن
جانشین مصطفی امیرحسین
درست مثل مصطفی از روی فضیلت این کار را کرد
شرف و عرق و خلقت هر سه با هم”

این شاعر عارف دو مثنوی جداگانه برای عاشورا به نام های «کیفیت مقتل حسین بن علی علیه السلام» و «کیفیت نسیم مشهد» دارد.
«دشمنان سعی کردند او را بکشند
تا زمانی که آنها خسته شوند
عمر اواس علیه فساد رای داد
به شرع خیره شد
با یزید بیعت کرد
تا اینکه خانواده را ترک کرد
من شرمنده و آزرده ام
گروهی از دشمنان به او حمله کردند
برای رفتن به نامه و به سلام
از مدینه برای کشتن در منهل
کربلا به عنوان مکان و خانه ساخته شد
نغه الزیاد بر او پرید
شمر و عبدالله زیاد لاین
روحشان لعنت باد
سرش را ببرید
و به ندرت همین فایده را در آن می دیدند.
یزید به دمشق آمد
منتظر بود تا سرش برسد
از من خواستگاری کرد و خوشحالم کرد
به دنیاپرستی و امنیت تکیه داشت
برخی از سخنان خود را نوشت
کین جستجو کرد و آنها را ساخت
دست شیطانی لب و دندانش را گرفت
پشت کیب نشاط و لب خندان…
شهربانو و زینب گریان
در فعل نکسان حیران ماند
سر برهنه اشتر و پالان
در مقابلشان از درد دل می نالند…
آن بدن سر بریده در گل و لای و خاک
و آن عزیزان با تیغه دلشان بریده می شوند
ون تن روی زمین افتاد
بدن بی سر بسیار فرسوده است
و انتخاب تمام دنیا شد
تنش در گل و خون پیچیده شده است
تیغه ها به خون حسین آغشته است
در دنیای تبریز شین چه گذشت؟
زخم از شمشیر و نیزه و تیر
سرنیزه به جای سینه روی سر…
مصطفی جامه کلمه خوبی است
علی از چشمانش خونریزی کرد
فاطمه سرش را خاراند
خون بی اندازه ریخته شده است
سینه ی حسن داشت بالا می آمد
زینب دو رودخانه را راند
عمر اواس علیه فساد رای داد
به شورا خیره شد
با یزید بیعت کرد
تا اینکه خانواده را ترک کرد
من شرمنده و آزرده ام
گروهی از دشمنان رفتند

بنا به اعتقاد سنایی، مجموعه های تاریخی و کینه های قدیمی در ایجاد فاجعه عاشورا مؤثر بوده است:
«کافران در آغاز جنگ».
از زخم ذوالفقار فغار
همه در دل علی صد
همش داغ شده، صیغه و رذل
انتقام حسین
من متقاعد شدم که به تو و شین بدهم”

همچنین سنایی ایزدیان را با قوم عاد و ثمود تشبیه کرده است:
عمروعاص، یزید و ابن زیاد
مانند قوم ثمود و صالح و عاد

بله، سنایی که خود شیعه نبود، ارادت خاصی به اهل بیت داشت و تأکید می کرد که یزید شریعت اسلام را زیر پا گذاشته است.
«راه خشم و شرم من مسدود شده است
قرارداد شرعی نقض شده است