خوانشی جدید از فلسفه هنر



آژانس کتاب ایران(ابنا) دومینیک مک آیور لوپس، محقق برجسته دانشگاه و استاد گروه فلسفه دانشگاه بریتیش کلمبیا، برای خوانندگان هنر ایرانی نامی ناآشنا نیست. تاکنون کتاب‌های «فلسفه هنر رایانه‌ای» (ترجمه عرفان قدری، انتشارات قاقنوس، ۱۳۹۲) و «چهار هنر عکاسی» (ترجمه حامد زمانی گندمانی، انتشارات کتاب پرگار، ۱۳۹۵) به دست مخاطبان فارسی رسیده است. و اکنون اثر دیگری از این نویسنده خوش ذوق با عنوان «فراتر از هنر» راهی بازار می شود.

در این کتاب چالش برانگیز، دومینیک مک‌آیور لوپس خوانشی از وضعیت فعلی ما در فلسفه هنر و همچنین دستورالعملی برای پیشرفت آینده ارائه می‌کند. نویسنده در این اثر مسیری تاریخی را ترسیم می‌کند که ما را به دغدغه کنونی توسعه نظریه هنر و در نتیجه به بن‌بست نظری امروزی در این حوزه رسانده است.

ایده اصلی نویسنده در کتاب این است که ما باید با طرح سؤالاتی متفاوت از سؤالاتی که در دو قرن و نیم گذشته بر تفکر فلسفی در مورد هنر حاکم بوده است، «موضوع را تغییر دهیم». لوپس بر این باور است که با طرح سؤالات مختلف در چارچوبی متفاوت، می‌توانیم علایقی را که در وهله اول ما را به فلسفه هنر رسانده است، ارضا کنیم.

لوپس سه نوع نظریه را متمایز می کند که می توان از آنها برای پاسخ به این سؤال استفاده کرد که “هنر چیست؟” ارائه: (۱) نظریه ای از هنر که شرایطی را مشخص می کند که تحت آن چیزی یک اثر هنری تلقی می شود. (۲) نظریه ای از هنر که می گوید چه چیزی برخی از فعالیت ها را هنری می کند. (۳) نظریه‌های هنرهای فردی که بیان می‌کنند، برای یک هنر معین، چه چیزی هر شی را به اثری در آن هنر تبدیل می‌کند.

او از «نظریه هنر تدریس» سخن می گوید و از این ایده دفاع می کند که یک اثر هنری جز بخشی از یکی از انواع هنر نیست. او با ردیابی علاقه فلسفی به نظریه‌های هنر به عنوان پاسخی به برخی موارد معمایی از هنر آوانگارد، استدلال می‌کند که هیچ یک از نظریه‌هایی که از دهه ۱۹۶۰ بر فلسفه مسلط شده‌اند، به اندازه کافی در مورد این آثار صدق نمی‌کنند.

کتاب «فراتر از هنر» استدلال می‌کند که اگرچه این نظریه‌ها به بن‌بست دیالکتیکی رسیده‌اند که هیچ راهی برای خروج از آن وجود ندارد، اما نظریه تخصیص می‌تواند نور دیگری را به این موضوع، به‌ویژه در رابطه با هنر آوانگارد، روشن کند. علاوه بر این، هنگامی که این نظریه با یک چارچوب سیستماتیک برای ساختن نظریه‌های هنری فردی تکمیل می‌شود، نظریه تخصیص زیربنای تحقیقات تجربی ما در مورد هنر و همچنین شیوه‌های قدردانی و نقد هنر ما است.

لوپس تلاش می کند تا راهبردهای مختلفی را که توسط انسان گرایان و دانشمندان علوم اجتماعی و رفتاری که در سراسر هنر کار می کنند، مورد استفاده قرار دهد. به ویژگی‌های هر شکل هنری نقش محوری می‌دهد، در عین حال بر تداوم هنر با فعالیت‌های غیر هنری مشابه مانند طراحی مد، ورزش و بازی، آشپزی، قدردانی از طبیعت و غیرادبی تأکید می‌کند.

در روایت تاریخی لوپس، تأمل فلسفی درباره این پرسش که «هنر چیست» با شناسایی «نظام مدرن هنرها» در اواسط قرن هجدهم و علاقه بعدی به تعیین ویژگی‌های متمایز آن آغاز می‌شود. بنابراین یک اثر هنری مصنوعی است که در چنین مکانیزمی تولید می شود. اما در قرن بیستم، به نظر می‌رسد «موارد سخت» چنین نظریه‌های بنیادی هنر را به چالش می‌کشد. موارد سخت – یا مواردی که «وضعیت هنرشان از لحاظ نظری بحث‌برانگیز است» (ص. ۶)، مانند سری کپسول‌های گاز خنثی رابرت بری – برای این دیدگاه قدیمی کاملاً جدید و گیج‌کننده هستند، زیرا خود را «عامل‌های آزاد» معرفی می‌کنند. . آنها نشان می دهند که به هیچ ژانر هنری خاصی تعلق ندارند.

برای توضیح اینکه چگونه چنین چیزهایی می توانند آثار هنری باشند، به نظر می رسد باید به نظریه ای در مورد هنر نگاه کنیم. با این حال، لوپس معتقد است که این رویکرد به بن بست نظری منجر می شود. لوپس پیشنهاد می‌کند که علایق فلسفی ما در کل هنر با «سپردن» نظریه هنر به نظریه هنر یا تئوری‌های هنرهای فردی بهتر تأمین می‌شود.

کتاب لوپس اثری خلاقانه است و خواننده را با دنیایی جدید در عرصه هنر مواجه می کند و می توان گفت این اثر می تواند نگاهی قابل تشخیص به مقوله نظریه های هنر به نمایش بگذارد. این کتاب به فیلسوفان هنر تمرکز و چارچوبی جدید و بالقوه مولدتر برای تحقیق ارائه می کند.

کتاب «فراتر از هنر» توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد در ۲۲۴ صفحه در سال ۱۳۹۳ منتشر شد و هم اکنون با ترجمه حامد زمانی در دست ترجمه است.