«دختری در تبعید» روایتگر زندگی افراد بی نام و نشانی است که داوران جایزه نوبل مدت هاست کاداره را فراموش کرده اند.


آژانس کتاب ایران (ایبنا); اسماعیل کاداره متولد ۱۹۳۶ نویسنده، شاعر و روزنامه نگار آلبانیایی است که بر اثر فشارهای رژیم کمونیستی انور خوجه این کشور را ترک کرد و به فرانسه پناهنده شد. انتشار آثار او مدت ها در کشور زادگاهش ممنوع بود. کاداره تاکنون بیش از ۲۰ کتاب داستانی منتشر کرده است.

محمود گودرزی که به تازگی ترجمه ای از کتاب دختر در تبعید کاداره را منتشر کرده است، می گوید: «این رمان یکی از رمان های متأخر این نویسنده است و مربوط به زمانی است که انور خوجه دیگر نیست و کاداره در فرانسه زندگی می کند، نه در آلبانی. از این رو تا حدی سخنانش را واضح تر از رمان های قبلی اش می گفت. با این حال، او همچنان از یکی از ترفندهای قدیمی خود استفاده می کند: یافتن نمونه هایی از اسطوره ها در زندگی امروزی و تطبیق آنها با یکدیگر.

دراکولای برام استوکر، سفرهای گالیور جاناتان سویفت، بری لیندون اثر ویلیام تاکری، گابریل لمبرت الکساندر دوما، مارمولک سیاه ادوگاوا رانپو، دیزی میلر اثر هنری جیمز، اتاق قرمز ادوگا وا رانپو، مالت‌آپ مالت‌آرت فالمتاس از داشیل مرگ اولیویه بیکا و داستان‌های دیگر» نوشته امیل زولا، «لوسیس و چند داستان دیگر» اثر پروسپر مریمه، «در شب عشق» اثر امیل زولا، «پیر و ژان» اثر گی دو موپاسان، «مانون لسکو» اثر آبه پروو ژاپنی گمشده اثر اریک فی، جنایت ما بیشتر از جنایت اثر آگوست استریندبرگ، روزها، ماه‌ها، سال‌ها اثر یان لینکه، کارمیلا اثر جوزف شریدان لفانو، «جنایت‌های مرموز دکتر مرا» نوشته ادوگاوا رانپو، «مادام کاملیا» نوشته الکساندر دوما، «نانت» از امیل زولا، «قتل اوتسویا» اثر جونیچیرو تانیزاکی، «هفته های پاریس» اثر گای دو موپاسان، «رویا» اثر امیل زولا، مرد کوچک اثر آلفونس دود، در جستجوی زمان از دست رفته نوشته مارسل پروست، شکار و تاریکی اثر ادوگاوا رانپو و «مولن کوچک» اثر ژان لویی فورنیه به تنهایی از جمله آثار ترجمه گودرزی هستند. در ادامه به بهانه انتشار آخرین اثر ترجمه شده محمود گودرزی با محمود گودرزی گفت و گو کرده ایم که در ادامه می خوانید.




رمان «دختری در تبعید» نوشته اسماعیل کاداره (نویسنده و شاعر آلبانیایی) به تازگی با ترجمه شما و توسط انتشارات چترنگ راهی بازار کتاب شده است. ابتدا کمی از موضوع و شخصیت های کتاب کادارا ششم برایمان بگویید.
شخصیت های اصلی داستان، نمایشنامه نویس معروف رودیان استفا و دو دختر دبیرستانی به نام های لیندا و میگنا هستند که به نوعی با نویسنده ارتباط برقرار می کنند. نمایشنامه نویس از طریق میگنا کتاب خود را درباره دختری که در تبعید است و نمی تواند برای دیدن نویسنده محبوبش به پایتخت برود امضا کرد. حالا این دختر مرده است و ماموران نویسنده را برای بازجویی فرا می‌خوانند. البته همانطور که از مقدمه کتاب در آغاز پیداست، قهرمانان رمان همگی «زنان جوان آلبانیایی ساکن در تبعید داخلی» هستند و زندگی و رویاهایشان در زیر سایه استبداد نابود و تباه می شود.

در همان صفحات اول کتاب، خواننده با فضای بسته و دیکتاتوری دوران قبل از تأسیس جمهوری آلبانی (۱۹۹۱) مواجه می شود و ترسی را که عمیقاً در وجود مردم رخنه کرده بود، درک می کند. همانطور که رودیان استفا که منتظر مجوز برای انتشار جدیدترین نمایشنامه خود است، به دفتر حزب احضار می شود تا به دلیل ارتباطش با خودکشی یک دختر جوان پاسخگو باشد. کاداره چقدر در این اثر از طنز و اسطوره برای انتقال مفاهیم و ایجاد فضای دیکتاتوری در آن دوره تاریخی استفاده کرده است؟
این رمان یکی از رمان های بعدی نویسنده است و مربوط به زمانی است که انور هویا دیگر آنجا نیست و کاداره در فرانسه زندگی می کند نه آلبانی. از این رو تا حدی سخنانش را واضح تر از رمان های قبلی اش می گفت. با این حال، او هنوز از یکی از ترفندهای قدیمی خود استفاده می کند: یافتن نمونه هایی از اسطوره ها در زندگی مدرن و تطبیق آنها با یکدیگر. او این کار را در رمان های دیگر هم انجام داده است. مثلاً در کتاب «عقاب» و اشاره آن به اسطوره ایکاروس. این بر اساس اسطوره اورفئوس است.

«دختری در تبعید» داستان را در بستری تاریخی (۱۹۹۱-۱۹۴۵) روایت می کند. کاداره در این رمان از چه بخش هایی از تاریخ و رویدادهای این کشور صحبت می کند؟
بخشی از رمان مربوط به دوران حکومت انور خوجه و بخشی مربوط به دوران پس از حکومت خوجه است. اما این رمان تاریخ یا رویدادهای تاریخی را بیان نمی کند، بلکه زندگی افراد بی نامی را روایت می کند که تاریخ آنها را نادیده می گیرد. البته کارکرد ادبیات همین است و تفاوتش با تاریخ نگاری همین است.

کاداره به رمان نویسی با پیام های ظریف معروف است و از سوی دیگر شخصیت رودیان در رمان دختر در تبعید نمایشنامه نویسی است که اساساً همین رویه را در آثارش دارد. آیا رودیان می تواند برخی از شخصیت نویسنده خود را بیان کند؟
بدون شک هر نویسنده ای برای شخصیت هایش الگوهایی دارد و وقتی درباره شخصیتی که نویسنده هم هست می نویسد، بدیهی است که می تواند از زندگی شخصی خود یا همکارانی که می شناسد الگوی خلق قهرمان خود قرار دهد. اما از آنجایی که برخی از وقایع رمان به مسائل شخصی و عاطفی مربوط می شود، هیچ کس نمی داند که آیا نویسنده چنین تجربیاتی داشته است یا نه. اما رودیان استفا با کاداره‌ای که ما می‌شناسیم کاملاً متفاوت است. او نمایشنامه نویس و رمان نویس و شاعر است. در اینجا مهارت کاداره در نوشتن نمایشنامه (که بخشی از آن در رمان آمده است) را تحسین می کنیم.

«دختری در تبعید» یک رمان پلیسی و روان‌شناختی است و در عین حال بخشی از تاریخ و محدودیت‌های اعمال‌شده توسط رژیم‌های استبدادی را نشان می‌دهد. در هنگام نوشتن این اثر از کارکردهای این ژانر بگویید.
کاداره نویسنده ای خلاق و پویا است و در نوشتن رمان هایش با موضوعات و دوره های مختلف (تاریخ باستان آلبانی و رویارویی آن با امپراتوری عثمانی، تاریخ مدرن این کشور و جنگ جهانی دوم، امروز، از تکنیک های مختلفی استفاده می کند… ). ایجاد تعلیق به سبک رمان های جنایی – چون با مرگی زودهنگام و غیرعادی روبرو هستیم – راهی برای جذب خواننده است. نویسنده شخصیت‌ها و دنیای درونی آن‌ها را مانند پشت دست می‌شناسد و آن‌ها را با چنان ظرافتی به تصویر می‌کشد که گویی نمونه‌های زنده و باورپذیری هستند. البته از نویسنده ای در این سطح انتظار دیگری نمی رود.

رودیان از یک سو قهرمانی معیوب است و ایراداتی دارد که شاید برای مخاطب جذاب نباشد و از سوی دیگر توانایی تجربه زندگی در دوران دیکتاتوری آلبانی را دارد و همین امر باعث شده با شرایطی که مردم در آن قرار دارند کنار بیاید. مجبور به تبدیل شدن به شهروندی آن شناخته شده است. به نظر شما این سوال چه نقشی در خلق شخصیت رودیان داشت؟
اخلاق و اخلاق مردم همیشه تابع فضای حاکم بوده است. تحت تأثیر این فضا است که افراد شجاع یا ترسو، صادق یا ریاکار، سخاوتمند یا فروتن می شوند. کلاسی را تصور کنید که معلم به بچه ها اجازه صحبت می دهد و سخنرانان را تنبیه نمی کند. به عنوان مثال، اگر دانش آموزی حقیقت را در مورد دیر یا غیبت گفت، توهین نکنید. یا برعکس، معلمی را در نظر بگیرید که رفتارش باعث ترویج ریا و دروغ می شود. این ایراداتی که در شخصیت رودیان می بیند ناشی از زندگی در چنین فضایی است.

برخی از منتقدان معتقدند که اسماعیل کاداره یکی از شانس های اصلی کسب جایزه نوبل است که هر سال نادیده گرفته می شود. چه فکری در این باره دارید؟ از ویژگی های داستان کوتاه کاداره بگویید.
فکر می‌کنم زمانی تصور می‌شد و شاید برخی (از جمله خود من) هنوز معتقدند که کادارا شایسته برنده شدن جایزه نوبل است، زیرا اولاً او یک داستان‌سرای استثنایی است و دوم اینکه در برابر واقعیت سکوت نکرده است. با جامعه اش از درد مردمش سخن گفت (البته گاهی در لفافه) و به زبان استعاره، با وجود خطراتی که او را تهدید می کرد، از ترس جان مجبور به فرار به کشور دیگری شد. . اما فکر می کنم داوران این جایزه مدت هاست که کاداره را فراموش کرده اند و دیگر چنین جایزه ای به او تعلق نخواهد گرفت.

چه شد که این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردید؟
پیش از این رمان های «اورل» (نشر مروارید) و «مهتاب» (نشر چترنگ) را از او ترجمه کرده بودم و چون یکی از نویسندگان مورد علاقه من است، دوباره از او ترجمه خواهم کرد. اما نام او را برای اولین بار در سال ۱۳۹۴ از زبان رضا سیدحسینی شنیدم و سپس تعدادی از آثار او را خواندم و به او علاقه مند شدم.

و در نهایت آیا کتابی آماده چاپ دارید؟
آره. رمان «زن سیاه پوش» نوشته سوزان هیل توسط انتشارات گود در ماه های آینده منتشر خواهد شد.

اطلاعات کتاب:
رمان «دختری در تبعید» نوشته اسماعیل کاداره در ۱۶۰ صفحه به قیمت ۵۶ هزار تومان در تیراژ ۸۰۰ نسخه در قطع رقعی با ترجمه محمود گودرزی و نشر چترنگ راهی بازار کتاب شد. . .