رمان های مذهبی کم هستند چون تعداد رمان نویسان مذهبی کم است



خبرگزاری کتاب ایران (ابنا) ابراهیم حسنبیگی: در ادبیات عبادی کشور ما که از سال های قبل وجود داشته و در سال های پس از انقلاب گسترش یافته است، هرگز نمی توان داستان را با شعر یکی دانست. ما همیشه در عرصه شعر دست بالا را داشته ایم و شعرهای بهتر و شاعران بیشتر. گرچه در تاریخ ادبیات کلاسیک ما چنین بود. بسیاری از شاعران بزرگ نه تنها در ایران بلکه در جهان شهرت دارند. بنابراین نمی توان از نظر کیفی و حتی کمی مقایسه کرد; چون دامنه شعر وسیعتر است و بیشتر مرثیه ها و مداحی ها در قالب شعر است و سهم شعر را بیشتر از داستان در ادبیات می دانیم.

همچنین اعتراف می کنم که از نظر داستانی کار زیادی انجام نشده است. ممکن است چندین رمان بزرگسال درباره عاشورا نوشته شده باشد. اما در حوزه ادبیات داستانی برای کودکان و نوجوانان، این یک بهتر پیش رفته است. نویسندگان در آثار کودک و نوجوان، در مقایسه با آثار بزرگسالان، بیشتر به امام حسین و یارانش، حضرت رقیه و حضرت زینب (س) و نیز وقایع پیرامون وقایع عاشورا و ماه محرم توجه داشته اند. باز هم به این دلیل است که تعداد کودکان و نوجوانان داستان نویس بیشتر از داستان نویس در کشور است. شاید به این دلیل که در داستان کودکان و نوجوانان می توان به یکی دو نکته از ماجرای عاشورا اشاره کرد و نویسنده کار پیچیده و دشواری برای پرداختن به داستان ندارد. اما وقتی نویسنده وارد رمان می‌شود، بحث ساختار، تکنیک و مضمون بسیار پیچیده‌تر می‌شود و نوشتن را دشوار می‌کند. مخصوصا موضوعی که همه مردم ما از اول حفظ می کنند و می دانند. حال نویسنده باید چیزی بسازد که همه بدانند چیست و داستانش را به کمک تخیل و تکنولوژی پیش ببرد.

در حوزه رمان‌های مذهبی تعداد نویسندگان کم است و نمی‌توان انتظار داشت که آثار خوب زیادی وجود داشته باشد. برای اینکه به داستان آیینی و همچنین شعر آیینی توجه زیادی داشته باشیم، باید تولید را در زمینه انتشار این شماره افزایش دهیم. مثل بحث اقتصاد است که افزایش تولید به تقاضا بستگی دارد. یعنی اگر تقاضا باشد عرضه هم می تواند باشد. متاسفانه در کشور ما تقاضا برای مسائل فرهنگی به ویژه کتاب بسیار کم است. سرانه اندک مطالعه در ایران باعث شد در همه دروس این کمبود را داشته باشیم. در حوزه دفاع مقدس سالهاست که هیچ اثر ارزشمندی چه برای کودک، چه نوجوان و چه بزرگسال خلق نشده است و حتی از نظر تعداد این تعداد بسیار کم است. همچنین در حوزه های دینی که زمانی دغدغه بسیاری از ما نویسندگان و متولیان فرهنگی و ناشران کتب دینی بود، در دهه ۶۰ و ۷۰ نبض بازار را در دست داشتند و با ترفندهای مختلف سعی در جذب مخاطب داشتند. و روش ها این فقط مربوط به فرهنگ نیست. در عوض، در اقتصاد، اگر جنسیت تولید کنیم، برای ارائه آن به بازاریابی، تبلیغات و اطلاعات نیاز داریم. در قسمت کتاب، حوزه تبلیغات، اطلاع رسانی و آگاهی متاسفانه روز به روز در حال کاهش است. اگر نویسندگان آثار خوبی در این زمینه خلق کنند، ناشران و موسسات فرهنگی رغبتی ندارند تا برای ارتقای حضور و ظهور چنین آثاری دست به هر کاری بزنند.

بازاریابی خیلی ضعیف است. نهادهای نظارتی دولتی، نهادها و سازمان های فرهنگی اکنون کم کار و ورشکسته هستند، در حالی که روزگاری در همه عرصه ها مانند دفاع مقدس و دینی برای انتشار چنین آثاری اقدام می کردند، نبض بازار را در دست داشتند و می دانستند چگونه کتاب بفروشند. اکنون دیگر کتب دینی شناخته شده نیست. نمونه های زیادی را به خاطر دارم، مثل رمان «محاکمه های ناتمام» که سال گذشته منتشر کردم. به نظر می رسد این اثر در زمینه فناوری و ساختار کتب دینی برجسته بوده است. شبیه رمان «قدیس» که دریافت شد؛ اما تا سال گذشته، ۱۰۰۰ نسخه منتشر شده توسط این ناشر – که در کوم فعال است – هنوز به فروش نرسیده است. او می گوید بازار بسیار ضعیف است. کرونا آسیب جدی به بازار نشر کتاب وارد کرده است. بعد از کرونا، نهادهای اقتصادی برای تولید کالاهای خود تلاش می کنند و نیازهای مردم همچنان تامین می شود. اما در حوزه فرهنگ هم تقاضا و هم عرضه کم است و از همه مهمتر واسطه ای به نام ناشر هیچ تمایل و دغدغه ای برای فروش کتاب ندارد. طبیعتاً نویسندگان به خاطر همین مسائل علاقه و رغبت چندانی به آثار دیگر ندارند و در نتیجه تولید لطمه می زند.