روایت چالش های معلولیت در پروانه ها گریه نکن



به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب پروانه ها گریه نمی کنند در شروع گفتگو و گشودن گفتگوی مستقیم در مورد تفاوت ها و ناتوانی های مختلف جسمی و ذهنی پیشگام است.

نویسنده که مادر یک کودک معلول است هدف از گردآوری این روایت ها را گشودن دریچه ای به دنیای ناشناخته معلولیت دانست.

وی پیش از این کتاب «شصت» را در روایت بیماری و ناتوانی جسمی و روحی دخترش زینب نوشته است. و خانواده هایشان رشد کردند و با دیدن دغدغه ها و مشکلاتشان انگیزه لازم را برای نوشتن از زوایای مختلف و پنهان معلولیت ایجاد کردند و «پروانه ها گریه نمی کنند» را نوشتند.

اتمادی در مقدمه کتاب به این نکته اشاره کرد که کودکان معلول مانند پروانه هستند. زیرا در عین زیبایی و ملایم بودن به شدت آسیب پذیر هستند. به راحتی با یک کلمه یا یک نگاه شکسته می شوند. ما باید یاد بگیریم که چگونه با آنها برخورد کنیم. به آنها کمک کنید که درهای جامعه را به روی آنها باز کنند. بگذاریم از پیله ضعف و سستی بیرون بیایند و شگفتی بالهایشان را جلوی چشممان نشان دهند. پروانه ها وقتی از دنیا ناامید می شوند گریه نمی کنند. در عوض، قدرت بال های خود را از دست می دهند. خشک می شوند، می شکنند، تمام می شوند.

نویسنده کتاب «پروانه ها گریه نمی کنند» تاکید می کند که باید برای بهبود وضعیت پروانه ها تلاش کنیم. اجازه ندهیم اشتیاقشان به پرواز را از دست بدهند. بگذار دنیا با دیدن لبخند آنها زیباتر شود. زیباست مثل لبخند رضایت پروانه ای که بال های پر از نقش های آفتابگردان را باز می کند.

عناوین روایات این کتاب عبارتند از: ما پر از خاطرات شکسته ایم، صورت تو آیه و آیینه خداست، در هوای تو چیزی کمتر از بهشت ​​نیست، آن خانه کیست؟ آدرس آن کوچه باغ کجاست؟»، «اسم تو رازی است که بر پرهای پروانه نوشته شده است»، «از شادی دل زخمی ناگهان برخیزیم»، «در خواب به کی می خندی؟ “حادثه ملم را یادت هست، اگر بشکند چه؟”، “خورشید به پای تو بیفتد”، “به زمین و راهی دیگر”، “وقتی در دریای بی خیالی عاشق شدیم”، ” هرگز نخواستم بگویم هرگز”، “خوشا به پریدن با این بالهای شکسته”، “کوچه رویای خدا بگو سبزتر؟”، “باد را دوست دارم، هر چه می وزد” و “گفتیم باید دنیا را بسازیم، اما نه” با جهان ساخته شد» از اشعار قیصر امین پور و در روایت اول که عدد صفر گرفته است برای بیان خاطرات شخصی انتخاب شده اند.

در بخشی از روایت، «دلم را به باد دادم، هر چه می‌وزد» آمده است: «من چیزی برای گفتن نداشتم جز اینکه از خدا بخواهم که مرا مانند محمدم تحمل کند. چشمش را از خرابکاری من می بندد و وقتی برای آشتی پیش او می روم دستم را می گیرد، بغلم می کند و می گوید عیبی ندارد، سخت نباش. بالاخره حل خواهد شد.”

کتاب «پروانه ها گریه نمی کنند» به تازگی در ۲۵۶ صفحه و به قیمت ۷۸ هزار دلار توسط نشر جام جم منتشر شده است.