علامه حکیمی مصلح اجتماعی و پرشور بود



گزارش کردن خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خراسان رضوی. مراسم بزرگداشت اولین سالگرد درگذشت علامه محمدرضا حکیمی علم، اندیشمند و عالم برجسته اسلامی روز دوشنبه (۱۰ مرداد) با حضور سید عباس صالحی، نماینده ولی فقیه و سردبیر برگزار شد. رئیس روزنامه، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد حسینی رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی، محمدعلی مهدویراد دانشیار دانشگاه تهران، محمدمهدی رکنی‌زدی، قرآن پژوه و استاد زبان و ادبیات فارسی، حجت الاسلام احمد ماراوی، تولیت آستان قدس رضوی و جمعی از اندیشمندان، اساتید دانشگاه و علاقمندان در تالار بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی برگزار شد.

صالحی در بیان ویژگی های علامه گفت: علامه حکیمی در ده ها مورد مانند هیچ مردمی نبود.

وی با بیان اینکه علامه حکیمی زندگی مجردی منحصر به فردی داشت، اظهار داشت: او مانند هیچکس زندگی نمی کرد، به عنوان وصف استاد خودش بود و خود من با مطالعات اندکی که از تاریخ معاصر دارم، آن را نمی بینم. به عنوان مشاور ترکیب شخصیت او منحصر به خودش است، هم عالم بود و هم اصلاح طلب، هزاران کتاب خوانده و مرور کرده و به کتاب و کتابخانه علاقه داشته است، از طرفی مصلح اجتماعی و پرشور بود. زندگی اجتماعی آنها ترکیبی از این دو بود.

مدیرمسئول روزنامه اطلاع رسانی با بیان اینکه تجربه زندگی استاد حکیمی بسیار آموزنده است، تصریح کرد: اینکه شخصیتی مانند ایشان در فضای فکری بوده و در عین حال متدین و متدین بوده، سوال بسیار مهمی است. پرشور در مورد دین علاوه بر این، آنها نه تنها در حوزه شخصی خود مذهبی بودند، بلکه در زندگی اجتماعی نیز همواره از این دین پیروی می کردند.

در ادامه این مراسم رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی به چند جنبه از شخصیت علامه حکیمی اشاره کرد و گفت: او نه تنها هیچ گاه نمی لرزید، بلکه بسیاری را نجات داد، نه تنها غرق نشد، بلکه دستان بسیاری را گرفت. همچنین تنوع مطالعات او در مورد طوآ بسیار جالب است، خود استاد حکیمی در یک کتاب می گوید که در سال ۱۳۵۴ بیش از ۲۰۰۰۰ عنوان کتاب خوانده است. او در گفت و گو با حکیم جاودانه می گوید: «از بیش از ۶۰۰۰ کتاب یادداشت دارم. او همچنین می‌گوید: زمانی که می‌خواستم در مشهد روی دایره‌المعارف انسانی کار کنم، همه کتاب‌های مؤسسه نواب را خواندم، به کتابخانه فرهنگ رفتم و در آنجا بیش از شش هزار عنوان کتاب خواندم یا نقد کردم.

وی افزود: نکته مهم دیگر این است که علامه حکیمی علاقه زیادی به تاریخ ادبیات فرانسه، آلمان، آمریکا و… داشت. خیلی سخت است که انسان بتواند در حوزه ادبیات، اندیشه، فرهنگ و تاریخ این همه متنوع بخواند، اما مسیر مستقیم را گم نکند. به خوبی می دانیم که یکی از مولفه های روشنفکری، زیاد خواندن و بالا بردن سطح اطلاعات است، نه فیلتر گذاشتن بر مبانی ورودی فکری، علامه حکیمی در رشته های مختلف تحصیل می کرد و در خواندن حریص بود.

صالحی با اشاره به یکی دیگر از مولفه های فکری علامه حکیمی گفت: وی با اقشار مختلف دانشگاهیان، عوام، توده ها، انجمن های ادبی، هنرمندان، اهالی مناطق کمتر برخوردار، دهقانان و… ارتباط نزدیک داشت، معتقد بود که اگر دانشجو باشد. اگر اقشار به هم متصل نبودند، جامعه خودش را نمی فهمد. او از زاغه نشینان بازدید کرد، از کارگرانی که کار سختی انجام می دادند بازدید کرد، در روستاها قدم زد، مصیبت محرومان را احساس کرد و همه این صحنه ها را از نزدیک دید. همچنین طرح مشهد از نظر طبقات اجتماعی برای اولین بار توسط ایشان ترسیم شد. فعالیت فعال اجتماعی و انقلابی علامه حکیمی برای من همیشه درس بود.

مدیر مسئول روزنامه اطلاعات تاکید کرد: با وجود همه این نکات، هر کدام می توانند پیشرو باشند

هر انسانی می تواند بلغزد، اما عالمه عاقل ماند و نه تنها لغزشی نیافت، بلکه به دیگران نیز کمک کرد. در بازگویی این که علامه حکیمی چگونه این حراست را یافت، اول از همه باید به «علم استاد» اشاره کرد، یعنی استادی را در رشته های مختلف علوم اسلامی، تسلط و آگاهی او به علم سلف دیده است. عنصر دوم حفاظت است. نکته سوم سلوک معنوی و چهارمین نکته حمایت طلبی است که با نگاهی به آثارشان می توان به این نکته دریافت که از علامه حکیمی تا نواب صفوی و محمد حیبانی و علامه امینی ویژگی مشترک همه آنها تقوا، تقوا است. پاکدامنی، آگاهی و احساس تکلیف اجتماعی، از این رو در گرفتاری های خود چیزی برای تکیه بر آن می یافت.

وی افزود: نکته پنجم توجه به مقاطع زندگی تاریخی است که می تواند نقطه تکیه گاه باشد، او به چهار نقطه مهم تاریخی بعث، غدیر، عاشورا، انتظار و معنویت رسید، این چهار عرصه توانست از او محافظت کند. امیدوارم روحیه و شخصیت و بینشش قوی و پایدار بماند.


در ادامه این مراسم خجت الاسلام و المسلمین محمدعلی مهدویراد دانشیار دانشگاه تهران گفت: صحبت از کتاب «الحیات» به عنوان مصداق ریزش دریا در یاد علامه حکیمی از معدود اندیشمندان، علما و عالمان اسلامی است که نگاهی جامع به دین و میزان دانش خود داشته است. جامع هم بود، استاد حکیمی هم نگاه تمدنی به دین داشت و هم نگاه آبکی. در آثارش، مهمترین دغدغه او یافتن بود. پرداخت کرد و پیشنهاد داد. الهیات اوج دغدغه اوست، اگر بخواهیم کل نظام فکری و دغدغه علامه حکیمی را نشان دهیم باید بگوییم منظومه فکری او به رابطه انسان و انسانیت برمی گردد.

این قرآن شناس گفت: در این کتاب در نگاه کلی به ارتش، علمی، اخلاقی، تربیتی، دفاعی، نظامی، فرهنگی و… ارائه شده است. می دانیم که ولایت کمال دین است و اگر معتقد باشیم که آموزه اهل بیت به دین معنا می بخشد، وجود دین به زندگی معنا می بخشد، آموزش اهل بیت به عینیت دین معنا می بخشد. زندگی، پس فراهم کننده و تدوین کننده این مفاهیم باید زمان، زمینه ها، انسان ها را بشناسد، جریان های زمان، رنج ها، دغدغه ها و جریان های جهان را بشناسد و علامه حکیمی از همه این مسائل آگاه بوده است. بنابراین الحیات یک طبقه بندی کامل و جامع از عرضه آیات و روایات است. الحیاه عبارت است از یادگیری مسیر و حرکت از ابتدا تا انتها بر حسب نیاز انسان از مبدأ تا مقصد.

مهدویراد علامه حکیمی را عاشقی بی قرار اهل بیت عنوان کرد و با اشاره به مجلدات مختلف این کتاب گفت: در الحیات نقش نماز در وجود انسان و رفتار دینی آمده است. در جلد ۱۲. من جلدهای هفتم تا دوازدهم این کتاب را انسان شناسی می دانم. «الحیات» باید در زندگی حضور داشته باشد، بسیاری از پیرمردهایی که با «الحیات» مواجه شدند آن را درک نکردند. سیر فکری علامه حکیمی مورد انتقاد قرار گرفته است، اما مربوط به حوزه آموزش و پرورش است. در طول یک سال گذشته، همه کسانی که الحیات را مطالعه کردند و مقاله ای در مورد آن نوشتند، نه روش الحیات را درک کردند و نه هدف آن. . همه ما می دانیم که مردم باید حرکت کنند، پس چگونه؟ الحیاه به این سؤال پاسخ می دهد و جلد اول را با علم آغاز می کند و در باب بعدی به ایمان می رسد و باب بعدی عمل است; جلد دوم به روش، طرح و مدل هایی می پردازد که این مفاهیم را اجرا می کنند.


محمدمهدی رکنیزدی دانشجوی قرآن و استاد زبان و ادبیات فارسی نیز در ادامه این مراسم گفت: زندگی علامه حکیمی شگفت انگیز بود و متعلق به او بود. در سال ۱۳۳۵ به مشهد آمدم و با او آشنا شدم و متوجه شدم که علاقه شدیدی به جوانان دارد. به روحانیت هم علاقه داشتم. من در مدرسه نواب با ایشان کار کردم، علامه حکیمی در آن زمان در فکر نوشتن کتابی در مورد غدیرقم بود و بعد از مدتی متوجه شدم اولین اثری که ایشان نوشته و به نام خودش منتشر نشده، داستان غدیر بوده است. حدود ۲۵۰ صفحه و با قلم «جمعی از معلمان» نوشته شده است.

این اندیشمند ایرانی گفت: این کتاب با شعری از شاهنامه آغاز می شود و به تاریخ غدیرکم می پردازد و کتاب بسیار ارزشمندی است. علامه حکیمی در تمام فعالیت های ریز و درشت خود نیت پاکی داشت; علاوه بر این، او شناخت کاملی از اطراف خود داشت، منصف بود و دادخواهی می کرد.