فیلسوفی که متفاوت از ویتگنشتاین می خواند درگذشت



به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به گزارش گاردین، سائول کریپکه در سال ۱۹۷۰ سه سخنرانی در دانشگاه پرینستون ایراد کرد که فلسفه انگلیسی-آمریکایی را متحول کرد. او که بدون یادداشت صحبت می کرد، موضوعاتی را در زمینه های جداگانه منطق صوری (ضرورت و امکان)، فلسفه زبان، و فلسفه ذهن با هم آمیخت و هر یک را دگرگون کرد و متافیزیک را احیا کرد.

کتاب حاصل از این سخنرانی ها با عنوان نامگذاری و ضرورت (۱۹۸۰) یکی از مهمترین آثار فلسفی قرن بیستم است. کتاب با یک سوال به ظاهر مبهم آغاز می‌شود: چه چیزی یک نام را به شخصی – مدرن، باستانی یا مرده – مرتبط می‌کند که آن را حمل می‌کند؟ به عنوان مثال، طبق استدلال خود، کریستف کلمب به یک کاشف جنوای قرن پانزدهم اشاره می کند، اما بسیاری از آنها توصیفی از او در ذهن ندارند، یا اگر دارند، این توصیفی نیست که به طور خاص جنوایان قرن پانزدهم را مشخص کند.

«ویتگنشتاین؛ قوانین و زبان خصوصی (۱۹۸۲) دومین کتاب کریپکه و خوانش خاص او از فلسفه لودویگ ویتگنشتاین بود. بر اساس تفسیر کریپکه، ویتگنشتاین در مورد مسئله «پیروی از قاعده» تضاد شکاکانه ای را مطرح کرد و راه حلی شکاکانه برای این مسئله در قالب هیوم ارائه کرد و استدلال بر امکان زبان خصوصی در واقع نتیجه و پیامد این امر است. . راه حل مشکوک خوانش خاص کریپکه از ویتگنشتاین، لقب «کریپکنشتاین» را برای او به ارمغان آورد، لقبی که خشم متفکران مکتب ویتگنشتاین را برانگیخت.

کریپکه علیرغم کمک‌های عمده‌اش به فلسفه – از جمله فلسفه ریاضیات، هویت شخصی، پارادوکس کاذب، و ماهیت حقیقت- تنها دو کتاب نوشت (از نوشتن متنفر بود)، به‌علاوه متنی از سخنرانی‌های جان لاک در سال ۱۹۷۳، با عنوان «مرجع و وجود در آکسفورد. اولین جلد از مقالات گردآوری شده او، مسائل فلسفی، در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و دست نوشته های منتشر نشده، سخنرانی های مکتوب و ضبط های او به طور مداوم برای انتشار در مرکز ساول کریپکی در نیویورک سازماندهی می شود.

کریپکه در سن ۱۸ سالگی، در دوران دبیرستان، قضیه کامل بودن را در منطق تقابلی نوشت که در سال ۱۹۵۹ در مجله منطق نمادین منتشر شد. در نتیجه ریچارد مونتاگ منطق‌دان بر اساس ایده‌اش یک سخنرانی از پیش برنامه‌ریزی‌شده ارائه کرد که لغو شد و هاروارد از او برای تدریس ریاضیات دعوت کرد، اما پاسخ او این بود: «مادرم به من گفت اول دبیرستان را تمام کنم و به دانشگاه بروم! “

او در حین تحصیل در رشته ریاضیات در هاروارد، کلاس‌های منطق در سطح کارشناسی ارشد را در MIT تدریس کرد و در سال ۱۹۶۸، شش سال پس از فارغ‌التحصیلی، دانشیار فلسفه در دانشگاه راکفلر نیویورک و سپس استاد دانشگاه پرینستون (۱۹۷۷-۱۹۹۸) شد. ) و سپس در دانشگاه نیویورک تدریس کرد. در سال ۲۰۰۱ جایزه رولف شوک برای منطق و فلسفه (معادل فلسفی نوبل) به او اهدا شد.

کریپکه به عجیب و غریب بودن بسیار معروف بود. او از نظر اجتماعی ناتوان و مستعد توهین ناخواسته مردم بود و رفتاری هوشمندانه و کودکانه داشت. او مانند نوشته‌هایش (که معمولاً بدون فیلمنامه بودند)، غیرقابل ایراد، صادق و بدون لاک بود.

کتاب نامگذاری و ضرورت کریپکه و ویتگنشتاین: قواعد و زبان خصوصی به فارسی ترجمه شده و در بازار کتاب ایران موجود است.