قراقویونلو و آققویونلو در نیمه تاریک تاریخ نگاری، گوسفند سیاه و سفید، داستان تاریخی یا نامگذاری برای حل تکلیف؟



گزارش کردن خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)کتاب «بایندریان» نوشته عبدالرسول حیراندیش و مصطفی نامداری منفرد توسط انتشارات آبادبوم منتشر شده است.

عناوین کتاب هفت فصلی عبارتند از: «جغرافیای جزیره آناتولی شرقی، خاستگاه باران ها و باندریان»، «ایماک اولین بندریان»، «ایل باندریان در زمان احمد بیگ»، «آگویلو». اتحادیه ترکمن‌ها، دوران سلطنت جهانگیر – بیگ، دوران شاه حسن، جانشینان شاه حسن.

در تاریخ سلسله ای ایران به ندرت سلسله ای را می توان یافت که نامش مبهم باشد. معمولاً نام مؤسسان و یا جد بزرگ آنها را منشأ نام و نیز منشأ نام می دانند، اما گاهی آن را منشأ نام آن می دانند، اما در مورد دو دولت قراقویونلو و آق قویونلو متفاوت از سایر سلسله های تاریخ ایران، نه اصل و نه نامشان در پرتو تاریخ است، قرار نگرفت، زیرا معلوم نبود در کدام گذشته تاریخی و کجا و با چه نامی می توان آنها را جستجو کرد. حتی نام بارانی و بایندر که معمولاً سرنخ جستجو در اخبار به حساب می آید، سکوت منابع تاریخی درباره نام آنها حتی در زمانی که در اوج اقتدار و شهرت بودند، شرایط پیچیده ای را برای تاریخ نگاری ایجاد می کند.

از این رو، این پژوهش بر اساس تکوین و تکامل نام هایی است که بین واقعیت تاریخی و تفسیر تاریخ نگاری و نیز ظاهر آنها در نوسان بوده است. با توجه به این گونه ابهامات و کاستی‌ها، این پژوهش بر آن است تا تاریخ ترکمن‌ها را از قرن نهم و پانزدهم میلادی بر اساس منشأ نام‌های ترکمنی بارانی و بایندر که بعدها قراقویونلو و آق‌قویونلو نامیده‌اند و چگونگی تکامل آن‌ها روشن کند. و برای یافتن معنا و مفهومی دیگر و در نهایت تاریخ، خط مشی آنها شکل گرفته است و بعد از چند سال می توانند قول دهند که در این راه گام های موثری برداشته اند. بدین منظور مبنای این تحقیق «نامگذاری» است. از آنجایی که در این زمینه اختلاف نظر و ابهاماتی وجود دارد و از آنجایی که تحقیق بی نام به صورت توسعه یافته و روشمند در مورد ابعاد و ابعاد موضوع تحقیق است که آن را بسیار فراتر از یک ردیابی ادبی و لغوی می کند، لذا این نوشتار سعی کرده است که شامل تاریخچه جامع بایندریان (آق قویونلوها).

گفته می شود نام دو سلسله ترکمن، کراکیونلو و آگ کویونلو، به ترتیب به معنای «گوسفند سیاه» و «گوسفند سفید» است. «کارا» به معنای سیاه، «اگ» به معنای سفید و «قویون» به معنای گوسفند است. «لو» نیز نسبتی نسبی است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که این دو نام به معنای: «صاحبان گوسفندان سیاه» و «صاحبان گوسفندان سفید» هستند. در حالی که عملاً اینطور نبود که گوسفندهای یک قبیله سیاه و گوسفند قبیله دیگر سفید باشند. در عین حال این شیوه نام گذاری برای دو دولت قدرتمند و عظیم غیرمعمول است. اگرچه گوسفندان ثروت قابل توجهی را برای گله داران و در نتیجه برای دولت های کوچرو به ارمغان می آورند، اما این معنی به چوپان اشاره دارد، نه فرمانروا، و قدرت بیشتری را می رساند تا قدرت. چنانکه دولت شبانکارگان به دلیل پرورش اسب که لازمه قدرت حکومتی و نظامی محسوب می شد نام خود را به خود اختصاص داد و ۱۰۰ اسب (صاحب هزار اسب = صاحب اسب های بسیار) از نام های رایج آنها به شمار می رود. اگرچه داشتن گوسفند نشانه عظمت شمرده می شد، اما دولت ها نام خود را از آن نگرفتند. علاوه بر این، سفید و سیاه برای قدرت و سیاست نیز دارای معانی با دامنه وسیعی از نوسانات بود.

در نیمه دوم قرن نهم پس از میلاد / نیمه دوم قرن پانزدهم پس از میلاد، در نتیجه درگیری بین مقامات محلی در آناتولی، رابطه ای شکل گرفت که در آن باران (کاراکجونلو) و بایاندریان (آک کویونلو) بر عهده گرفت. بسیاری از میراث حکومت ایلخانان. بایندریان که جامعه کوچکی را برای تامین امنیت مراتع تشکیل می داد، به تدریج تبدیل به یک قبیله و سپس به سندیکا تبدیل شد که ارتباطات و منافع اقتصادی با سایر شهرها، حاکمان محلی، دولت ها و همچنین تلاش برای رسیدن به رویاها را حفظ می کرد. در گام دوم، در ادامه این روند، با حذف اتحادیه رقیب (کاراکیونلوچ)، سرانجام به حکومتی بزرگ تبدیل شد که اساس روابط تجاری در سراسر فلات ایران را تحت تأثیر قرار داد، اما به زودی با از دست دادن بنادر تجاری رو به افول گذاشت. در این کتاب سیر تحول و تکامل بایندریان از جناح و گروه تا تشکیل اتحاد، حکومت و سپس عوامل زوال و چگونگی بررسی شده است.

کتاب «بایندریان» نوشته عبدالرسول هجراندیش و مصطفی نامداری منفرد در ۵۲۶ صفحه و به قیمت ۱۵۰ هزار تومان توسط انتشارات آبادبوم منتشر شده است.