مشروطه آش شور غربی ها بود که منجر به انقراض مشروطه قاجار شد.


خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)– یک قرن و نیم از مشروطه می گذرد که فراز و نشیب های آن مانع از کامل شدن نسخه ایرانی آن شد و نگرش ها و نظرات متفاوت بازیگران آن اعم از روشنفکران و علما باعث شد تا این وسط دچار تفرقه و آسیب شود. قادر به دستیابی به آنچه که ابتدا تصور می شد تحقق یابد. قانون اساسی که همه بازیگران برای تحقق آن تلاش کردند تا زندگی بهتری برای ایرانیان فراهم کنند، اما این زندگی آرمانی آنقدر از ایران دور بود که اتفاقات تلخ و شیرین بسیاری را رقم زد. تلخ از این نظر که نمی توانست همه را زیر چتر خود بپوشاند و شیرین از این نظر که شورایی را فراهم آورد که هنوز در ابتدای راه بود و قبل از رسیدن به مقصد نیاز به آزمون و خطای فراوان دارد. خانه ای که به گفته برخی از محققین از ابتدا می لرزید و پای غریبه در آن برجسته بود، بنابراین پایان آن از ابتدا ناخوشایند بود. یکی از پژوهشگرانی که سعی کرده از منظری متفاوت به مشروطه بنگرد و رویکرد محمدعلی شاه را از این منظر مورد ارزیابی مجدد قرار دهد، علی احمدیکه است که در کتاب «در مبارزه مشروطیت و استبداد: بررسی نظام» به این موضوع پرداخته است. ظهور محمدعلی شاه قاجار در مشروطه». درباره چرایی ها و چرایی های این روایت و برداشت او از مشروطیت و دیگر بازیگران مشروطیت با احمدی ها گفت وگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید:

برای نگارش کتاب از چه منابعی استفاده کردید؟
۲۱ سال است که در مورد وقایع تاریخی تحقیق می کنم. به همین دلیل است که هیچ کتابی در مورد قانون اساسی وجود ندارد که من نخوانده باشم. نزدیک به ۱۰، ۱۵ سال نزد زنده‌ایاد علی ابوالحسنی مشغول تحقیق بودم و از او درس‌هایی آموختم. بعد از سال ها مطالعه و تحقیق باید بگویم که ما کتاب درستی در مورد تاریخ مشروطه نداریم، در هر کتابی که می خوانم یک گروه برجسته و دسته دیگر در ابهام قرار دارند. به نوعی در دوران مشروطیت جناح گرایی حاکم شد، بنابراین کتاب ها به درستی وقایع را منعکس نمی کردند. بنابراین، هر کتابی حرفی برای گفتن دارد و حاوی ذره ای از حقیقت است. فکر می‌کنم اکنون وقت آن است که دیدگاه‌های مغرضانه را کنار بگذاریم و با گذشت زمان از مشروطه و کتاب‌های متعددی که منتشر شده است، به روایت مناسب و نقاط ضعف و قوت آن بپردازیم. پس از مطالعه زیاد به این نتیجه رسیدم که باید به گونه ای دیگر درباره محمدعلی شاه تحقیق کنیم و منابع و اسناد و مدارک را بررسی کنیم تا بفهمیم چه مقدار از اطلاعاتی که روشنفکران از این شاه قاجار نقل کرده اند صحت دارد.

در کتاب مبارزه مشروطه و استبداد با بررسی عملکرد محمدعلی شاه قاجار در مشروطه چه اسناد جدیدی یافتید، ناگفته های شاه قاجار چیست؟

فراهم کند؟
برای نگارش کتاب ابتدا منابع مشروطه را مطالعه کردم و سپس به نقد منابع پرداختم. از طرفی تجربه ای که در نوشتن چند مدخل در «دایره المعارف مشروطه» داشتم خیلی به من کمک کرد. بنابراین، زمانی که شروع به نوشتن درباره مشروطه کردم، تقریباً در احاطه منابع مشروطه بودم و می دانستم که هر کتاب تا چه اندازه می تواند واقعیت مشروطه را منعکس کند. اگرچه به نظر من تاریخ مشروطه توسط حزب حاکم نوشته شده است. حزب حاکمی که واقعیت را باور ندارد. به عبارت دیگر، در متون قانون اساسی، دیدگاه ها و نظرات سلطه گران و رهبران غالب شده است و واقعیت در آن جایی ندارد. به نظر من اگر یزید در مشروطه پیروز می شد عده ای دور او جمع می شدند و هر چه در ذهن داشت وارد کتاب های تاریخ مشروطه می شد. رفتار مشروطه خواهان از داعش بدتر بود. علمایی را که دیروز برای مشروطه همراهی کردند را رد کردند. همانطور که شیخ فضل الله نوری در یک دادگاه نمایشی به اعدام محکوم شد. با این تفاسیر، همانطور که اشاره کردم، با توجه به اینکه قبلاً در کتاب ریزال را نقد کرده بودم، کتابی در مورد مشروطه نوشتم، زیرا احساس می کردم روایت صحیحی از رویکرد محمدعلی شاه در کتاب های مشروطه یافت نمی شود. تاریخ. و تحقیق در مورد آن با تکیه بر منابع و روزنامه ها و اسناد ضروری است.

نگاهی اجمالی به عناوین فصل اول کتاب نشان می دهد که محمد علی را در کنار قانون اساسی به عنوان ولیعهد می شناسید. با توجه به اینکه اکثر منابع را مطالعه کرده اید، شاید خوانده باشید که سهراب یزدانی در کتاب ضربات ایران نکاتی را بر اساس اسنادی که نشان می دهد ولیعهد مظفرالدین شاه نگاه خوبی به ایران نداشته است، مطرح کرده است. قانون اساسی قبل از تاجگذاری او؟
من معتقدم این نگاه متاثر از آثار احمد کسروی و برگرفته از آن است. شاید بگویید اینطور نیست.بیشتر دیدگاه روشنفکران در روایت مشروطه مربوط به اکراه است. اما از رویکرد محمدعلی شاه در برخی موارد نمی توان دفاع کرد. او به مردم اعتماد نداشت و از بیگانگان کمک می گرفت و همین رویکرد باعث شد که دولت او چندان دوام نداشته باشد. اگر محمدعلی شاه به مردم تکیه می کرد و به مردم اعتماد می کرد، هرگز از سلطنت خلع نمی شد. در آن زمان اگر محمدعلی شاه پناهنده نمی شد، روشنفکران و اصلاح طلبان وقت او را اعدام می کردند. غربی ها به محمد علی شاه دسترسی پیدا نکردند، در عوض شیخ مشروع شیخ فضل الله را مجازات کردند، همان شیخی که در خاطرات یکی از شاگردانش از عراق به ایران آمد، مردم به استقبال او رفتند و راه را پوشاندند. یک ربع حدود یک ساعت طول کشید. اما تا حدی به دلیل مخالفت با غرب زدگی مشروطه خواهان اعدام شد، هرچند برخی به او گفتند که زیر پرچم بیگانه برو، اما او نپذیرفت. تحقیقات بیشتر در مورد زندگی شیخ امروز مغفول مانده است و لازم است بیشتر سیره و اندیشه او را رصد کنیم تا آیندگان اطلاعات بیشتری از این مجتهد داشته باشند.

علت تغییر نگاه علما به محمدعلی شاه را چه عواملی می دانید؟ چرا دانشمندان ایران و عراق از آن روی گردان شدند؟
علمای ایران مشکلات را خودشان می‌دیدند و بر این اساس با شاه روابط خوبی داشتند، اما علمای عراق به‌ویژه علمای نجف، مسائل را از طریق برخی از شاگردان و نمایندگان خود و گاهی این نمایندگان پیگیری می‌کردند.

خبر به درستی به آنها ابلاغ نشده است. مثلاً مخورد خراسانی اخبار ایران را از شیخ ابراهیم زنجانی و سیدحسن تقی زاده دریافت کرده و اطلاعات دقیقی به او نداده اند. این خبر جعلی باعث شد که آخوندها از وضعیت موجود مطلع نشوند و حتی گفته اند که رهایی از این وحشیگری واجب است. آنها محمدعلی شاه را همتای یزید می دیدند. اما وقتی حادثه هولناک به دار آویخته شدن شیخ فضل الله نوری رخ داد و رسوایی از پشت بام افتاد، آخوند تصمیم گرفت برای اطلاع دقیق از وضعیت به ایران سفر کند و مسموم شد و به طرز مشکوکی درگذشت. در مجموع به گفته محققان حفظ شاه قاجار بهتر از تسلط بر غربی های بی دین است. این بی دینی به ویژه در مطبوعات آن دوره نمایان است. به نظر من همان طور که در کتاب اشاره کردم در آغاز رابطه علما و شاه خوب بود به همین دلیل مختار خراسانی در نامه ای نوشت که سلطنت مبارک بود. اما از آنجایی که محمدعلی شاه شروع به رویارویی با برخی از مشروطه خواهان کرد، ماهوند می گوید که خلاص شدن از شر این وحشی ضروری است. در پایان قطعه وقتی همه چیز مشخص می شود و متوجه می شود که مشروطه آش غربی است، این بار می گوید که محمدعلی شاه وانمود می کند که دین بهتری از این غربی ها دارد. این عاشقان روسی و انگلیسی می خواهند پارلمان را پارلمان لندن و پاریس کنند و آن را پیش معشوقه خود ببرند. این دقیقا عبارت مرحوم آیت الله مازندرانی است. از سوی دیگر محمدعلی شاه معتقد بود علمای نجف از حوادث ایران دور هستند و اگر می دانستند چه خبر است به جای اظهار نظر علیه من از من قدردانی می کردند. این دوری باعث شد که خبر درست به آنها نرسد و واسطه ها اطلاعات نادرستی بدهند. وقتی واسطه سید حسن تقی زاده است، قاضی دادگاه شیخ ابراهیم زنجانی می شود، معلوم است که قانون اساسی بهتر از این نخواهد بود.

در کتابی که در مورد کیفیت مشروطیت محمدعلی شاه مطرح کردید، منظورتان از این کیفیت چیست؟ نظر شما در مورد قانون اساسی چیست؟
همین را بگویم که سید حسن تقی زاده به محبرالسلطان هدایت که در کتاب «خاطرات و خطرات» نقل کرده است، گفت: محمدعلی شاه در مشروطه آنقدر با ما بود که هر چه گفتیم پشت درهای بسته امضا کرد تا اینکه گفتیم. نیت او خوب نبود! چرا حتی در مقابل عقل می گوییم قبول است؟ این جمله در خاطرات مقبر السطنه که فردی باهوش است آمده است. به نظر شما چه کردند که محمدعلی شاه از این به آن سو روی آورد؟ آنقدر خاکستر درست کردند که در عریضه ای آقای سید محمدرضا عزوان و علی اکبر دهکودا جرات کردند و به مادر شاه ام الخکان توهین کردند و در بازار تهران پخش شد. پادشاهی که طبق قانون اساسی نباید به او توهین کرد، اما مشروطه خواهان حق داشتند نسبت به حریم خصوصی او مغرور و جسارت کنند. به همین جا بسنده نکردند و تقی زاده و ظلالسلطان شاه را در خیابان کشتند. پادشاه دید که هر کاری علیه آنها انجام می دهد فایده ای ندارد. بنابراین آنچه نباید می شد و شاه به مشروطه خواهان رسید. اما در مورد دیدگاه من در مورد مشروطه باید بگویم که مشروطه به نظر من در واقع ترفندی بود که سلسله قاجار را به انقراض کشاند و منجر به تشکیل پهلوی شد. این نتیجه اعدام شیخ و انزوای علما بود. در واقع قانون اساسی که به صحنه آمد به معنای حکومت قانون نبود، قانون اساسی که فعالان آن مقدسات را هتک حرمت کردند و یک مرید را به دار آویختند. به نظر من این قانون اساسی نبود.