مطالعات مجاورت در کاهش تنش بین گروه های مسلمان موثر است



خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفتمان تقریب مذاهب یکی از مهمترین راهبردهای جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با جهان اسلام است. سؤال مهم این است که آیا گفتمان مذکور با همان مختصات قبلی مؤثر خواهد بود یا خیر؟ با رویکردی تحلیلی به تاریخ گفتمان تقریب، درمی یابیم که موفقیت این گفتمان در صورتی امکان پذیر است که بتواند گذشته خود را با توجه به مقتضیات تمدن نوین اسلامی بازنگری و تشخیص دهد. تقلیل گرایی، درک حداقلی از مسئله وحدت و در نهایت نزدیکی حوزه های علمیه جهان اسلام از مهم ترین آسیب های گفتمان همگرایی مذاهب است که باید مورد توجه قرار گیرد. با خجت الاسلام مصطفی اسکندری نویسنده کتاب «شناخت استعمار» و از پژوهشگران برجسته مجاورت به گفت وگو نشستیم که در ادامه می خوانید:

در ابتدای گفتگو بفرمایید مطالعات تقریبی از چه زمانی آغاز شد و ضرورت شکل گیری آن چه بوده است؟
پس از رحلت رسول خدا، مسلمانان به دو فرقه شیعه و سنی تقسیم شدند. در زمان حضرت علی (ع) فرقه دیگری به نام خوارج به آنها اضافه شد و همه با هم امت اسلامی را تشکیل می دهند. بدون شک این سه دسته از مسلمانان که هر کدام در درون خود دارای اختلافات فراوانی هستند، در اصول و فروع با هم اختلاف دارند، اما هیچ یک از اختلافات یاد شده به اندازه ای نیست که یکی از گروه ها را از دایره اسلام خارج کند، اما بلکه گاهی اوقات برداشت نادرست خود مسلمانان یا برخی تعصبات نادرست به ویژه در قرون اخیر، دست استعمار، پیروان مذاهب اسلامی را به دشمنی و درگیری بین خود می کشاند که نتیجه ای نداشته و نخواهد داشت. در هر چیزی جز ضرر برای اسلام و مسلمانان. به همین دلیل در حالی که پیشوایان معصوم از حقوق مسلم خود غصب شده بودند، مسلمانان را به اتحاد با یکدیگر دعوت کردند. پس از آنان، علما، صلح طلبان و آگاهان جامعه اسلامی نیز در همین راستا گام برداشتند و مسلمانان را از پرهیز از دشمنی و درگیری میان خود، اما اقدام منسجم، سازمان یافته و رسمی در زمینه تقریب از سال ۱۳۶۶ شمسی برحذر داشتند. دو تن از علمای بزرگ شیعه و سنی. حضرت آیت الله بروجردی و شیخ محمود شلتوت «دارالتکریب در میان مذاهب اسلامی» را تشکیل دادند که نتایج نسبتاً مهمی داشت، اما پس از مدتی تقریباً تعطیل شد. دومین اقدام در این زمینه در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی با اعلام هفته وحدت توسط حضرت امام خمینی (ره) انجام شد و توسط دوست دیرین ایشان ادامه یافت. جانشین رهبر معظم انقلاب اسلامی مود ظله العالی و با تأسیس «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» در سال ۱۳۶۹ رسمیت یافت.

در شرایط کنونی که اختلافات مختلف به وجود آمده و دعواهای زیادی به نام شیعه و سنی در جریان است، مطالعات تقریب چگونه می تواند به کاهش تنش کمک کند؟
مطالعات دقیق تر می تواند تأثیر مثبتی در کاهش تنش بین مسلمانان و نزدیک کردن آنها به یکدیگر داشته باشد. تألیف کتاب و مقاله در مورد اشتراک مذاهب اسلامی و یا معرفی عقاید و ارزش های هر فرقه به فرقه های دیگر به شیوه ای صحیح، علمی و بدون جانبداری، نقش انکارناپذیری در شناخت فرقه ها نسبت به یکدیگر خواهد داشت. و تا حد زیادی می توانند از قضاوت های ناعادلانه نسبت به یکدیگر دوری کنند.

چالش های مطالعات مجاورتی در ایران چیست؟
یکی از اساسی‌ترین چالش‌ها، تصور غلطی است که در هر جامعه مسلمانی وجود دارد. همانطور که شیعیان فکر می کنند تقریب مستلزم شیعه سنی کردن است، یا سنی ها فکر می کنند تقریب مستلزم شیعه سازی سنی ها است. چالش اساسی دیگر، احساس عدم کفایت و عدم کفایت هر گروه مسلمان نسبت به یکدیگر است. اگر یکی از فرقه های مسلمان گمان کند که نیازی به تقرب با فرقه های دیگر ندارد، طبیعتاً تن به تقرب نمی دهد و تقرب را به چالش می کشد. چالش اساسی دیگر، مداخله قدرت های استکباری و استعماری است که بر اساس نظام «تفرقه بینداز و حکومت کن»، با ایجاد اختلاف بین مسلمانان به بهانه های مختلف، آنان را درگیر خود کرده و از این طریق به اهداف خود می رسند.

چالش دیگر اقدام عده ای از مسلمانان جاهل است که دشمن اصلی و مشترک را نادیده می گیرند و بدون توجه به شرایط، آتش اختلاف میان مسلمانان را دامن می زنند و دانسته یا ندانسته نقش پیاده دشمن را بازی می کنند.

مطالعات تقریب چه فرصت هایی در ایران ایجاد کرده است و اساساً آیا می تواند به تعامل بیشتر بین ایران و سایر جوامع مسلمان منجر شود؟
تقریب شناسی با اشاره به اشتراکات فراوان فرقه های مسلمان به ویژه شیعه و سنی تا حدودی در آشنایی برخی از علما و متفکران جهان اسلام با عقاید و افکار یکدیگر موثر بوده است که یکی از کارهای آنان در همدلی و گرد هم آوردن شیعه است. و اهل سنت در جبهه مقاومت قابل مشاهده و محسوس است.

امروزه مطالعات تقریب باید روی چه موضوعات خاصی متمرکز شود؟
مسائل زیادی را می توان ذکر کرد که نیاز به بررسی دارد، اما شاید بتوان گفت یکی معرفی صحیح، واقع بینانه و به دور از جانبدارانه افکار و اندیشه های هر یک از فرقه های اسلامی به فرقه های دیگر و دیگری شناخت و شناخت آسیب ها و موانع مجاورت که از اولویت بالاتری برخوردار است

عملکرد نهادهایی مانند مجمع جهانی برای تقریب مذاهب اسلامی را در این زمینه چگونه ارزیابی می کنید؟
نهادهایی مانند الاکریم گام موثری در این زمینه برداشته اند که قابل انکار نیست اما بدون شک اقدامات انجام شده کافی نیست و تا رسیدن به نقطه مطلوب راه زیادی در پیش است و تلاش مضاعف می طلبد.