ناصر تومل همایون به انعکاس گستره فرهنگی ایران، استاد خالق آثار بیگانه


گزارش کردن آژانس کتاب ایران (ایبنا) همزمان با هشتاد و ششمین سالگرد درگذشت ناصر سومفر همایون و هفتمین روز از درگذشت این استاد تاریخ و جامعه شناسی، مراسم یادبود وی روز چهارشنبه دوم آذرماه در خانه اندیشمندان اومانیست برگزار شد. پیش از این قرار بود مراسم رونمایی از آخرین کتاب او به نام «ایران جان» با حضور وی در این سالن برگزار شود که پس از درگذشت همایون به مراسم بزرگداشتی تغییر یافت. در این مراسم دکتر رضا شعبانی، دکتر حمید تنکبانی، دکتر احمد مسجدجامعی، دکتر محمد ترکمان، دکتر محمد حسن کوشناویس، سیدامیر حسینی و نادر تهمه همایون سخنرانی کردند.

ناصرثومل همایون را با نام نیک می شناسیم

ابتدا رضا شعبانی استاد بازنشسته دانشگاه شهید بهشتی و از چهره های ماندگار عرصه تاریخ در سال ۱۳۸۸ گفت اگر می دانی در دلت چه می گذرد بگو. خدا رحمت کنه این روح شیرین رو

وی با ذکر خاطراتی از ناصر سومفر همایون افزود: در سال ۱۳۳۵ یعنی ۶۶ سال پیش در دانشگاه تهران پذیرفته شدم. در آن زمان من کتاب های زیادی می خواندم و فکر می کردم دارم یک اکسیر می نوشم، بنابراین مدام به کتابخانه دانشگاه سر می زدم. روزی دوستی به من گفت؛ از آنجایی که شما در دانشگاه پذیرفته شده اید، یکی از دوستان من هم کتابدار کتابخانه دانشگاه است. این باعث دلگرمی من شد و رفتم و با زندگینامه ناصر تومل همایون آشنا شدم و سه سالی را که آنجا بودم در کنارش گذراندم.

شعبانی گفت: به لطف این دوست برای تدریس به شهرکرد رفتم و به من خوش گذشت و خاطره دانش آموزان آن سال ها را دارم. این سوابق باقی ماند تا اینکه در سال ۱۹۴۶ پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه تهران برای گذراندن دوره دکتری به فرانسه رفتم، در فرانسه کسانی که تاریخ می خواندند در محلی برای تحصیل زبان فرانسه جمع می شدند. آنجا که رفتم تکمیل همایون را با همسر ارجمند و ارجمندش دیدم و دوباره همدیگر را دیدیم.

وی با بیان این مطلب ادامه داد: در آن زمان ۵ هزار ایرانی در فرانسه زندگی می کردند که ناصر توهمه همایون به همراه همسرش روابط بسیار خوبی با ایرانیان مقیم فرانسه داشتند. ضمناً با توجه به اینکه ایشان دو دکترای تاریخ و جامعه شناسی گرفتند، در دانشگاه شهید بهشتی با هم کار می کردیم. ناصر توملر همایون عالم و زحمتکش بود و خدماتش را هم داشت. تمام مراحل را مطیع خدمتش کردم. ناصر تامفر همایون را همه به نام نیکش می شناسیم، خداوند روحش را قرین رحمت خود قرار دهد.





ایشان برای علوم شریف احترام جدی، عمیق و همه جانبه قائل بودند
در ادامه این مراسم، حمید تنکابانی، دانشیار پژوهشگاه مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: به گزارش نیما، نام برخی از افراد به من خبر می دهد که ناصر تومهر همایون یکی از این همراهان، دوستان و دوستان بوده است. نخبگان کشور دانشمندان علوم اجتماعی می گویند درصد کمی از مردم ۹۰ سال عمر می کنند، اکثر آنها یک سال ۹۰ سال را سپری می کنند، اما ناصر تومل همایون اینگونه نبوده و از هر روز زندگی خود استفاده می کرده است. او مورد علاقه دوستان و همکارانش بود.


وی بیان کرد: شخصیت ناصر تکمیل همایون از دو بعد قابل بررسی است. دارای یک سلسله ویژگی های علمی، معرفتی، اجتماعی و فرهنگی بود که با ترکیب آنها به پدیده ای منحصر به فرد تبدیل می شود. او تقسیم دانش و علم را نمی بیند. او فلسفه می دانست. فلسفه غرب و فلسفه اسلامی، تاریخ، جامعه شناسی، سیاست، ادبیات و علوم دارای اشرافی جدی، عمیق و فراگیر بود که اشرافیت آن در حوزه های مختلف، میان رشته ای و فرارشته ای به وضوح مشخص می شد.


وی در ادامه گفت: او علوم انسانی را به میزان قابل توجهی و عمیقاً شبانه روز می خواند و می نوشت و پیوسته در حال یادگیری، تعلیم و تعلم بود. او تفکری انتقادی داشت که در آثاری که خلق می کرد موثر بود. او به پویایی حرکت علمی و گفت و گو اعتقاد داشت و هرگز اظهارات تندی نمی کرد. هرگز حسادت نکن او بسیار آگاه بود. تحمل و انعطاف خاصی داشت. مشارکت از دیگر صفات پسندیده او بود.


تنکابنی افزود: آثاری که او خلق کرده فرازمینی است، ۲۸ اثر او در کتابخانه کنگره است و محل رجوع است.



او نگران آینده طبیعت ایران بود
در ادامه این مراسم احمد مسجدجامعی گفت: ناصر طمهر همایون استاد برجسته تاریخ و جامعه شناسی بود. او شخصیت خاصی داشت و نه تنها به علم علاقه داشت، بلکه اهل عمل بود. او مردم ایران را به خوبی می شناخت. او در میان مردم بود و تنها به داده های کتاب ها بسنده نکرد. او دانش خود را از جامعه می گیرد.


وی افزود: او یک آینده پژوه و آینده نگر بود. وی نگران آینده طبیعت ایران بود و در مواردی به موضوع کم آبی با اشاره به استفاده چندگانه از چاه های عمیق اشاره کرد و معتقد بود از این پس باید برای این مشکل چاره اندیشی شود. او چیزی بیشتر و گسترده تر از آنچه دیگران می بینند در مورد ایران دید.


مسجد جامعی بیان کرد: به نوعی جامع بود. او معتقد بود که حل مشکلات تهران و حل مشکلات ایران نیازمند رویکردی میان رشته ای است. ناصر سهمه همایون معتقد بود برای ساختن تهران به عنوان شهری ایده آل باید همه تخصص ها را در کنار هم جمع کرد.


وی در بخشی دیگر از سخنان خود به لزوم ایفای نقش مردمی جامع و مورد اعتماد گروه ها و جریان های سیاسی و اجتماعی اشاره کرد و گفت: پس از شهادت سردار سلیمانی، ناصر تومهر همایون درباره مقبولیت فردی که از یک سو مورد اعتماد دولت است و از سوی دیگر باید در بین گروه های مختلف سیاسی و اجتماعی قابل قبول باشد که ما را به تصویر و درک مشترکی برساند که بتوان برای حل مشکلات ارائه کرد.



گستره فرهنگی ایران، اثر ماندگار «آنچه از ایران می دانم»
در ادامه این مراسم دکتر محمد حسن کوشنوی گفت: بیش از ۳۰ سال است که به طور مستمر با ناصر سومفر همایون در دفتر پژوهش های فرهنگی همکاری داشته ایم و این همکاری تا همین اواخر ادامه داشت. سال ۶۵ به همراه محمدحسن رجبی خدمت دکتر بروجردی در پژوهشگاه علوم انسانی رفتیم و پس از اتمام همایون به زنده یاد پیشنهاد دادیم که بعدازظهرها و پنجشنبه ها به پژوهشگاه فرهنگی بیاید. این اتفاق افتاد و همکاری ما ادامه پیدا کرد. به فکر ایران افتادیم و به تدریج ایده هایی شکل گرفت.


وی افزود: گفتیم بیایید یک کار بلند مدت انجام دهیم که توسط نسل های آینده انجام می شود. همین تفکر باعث ساخت سریال «آنچه از ایران می دانم» شد. طرح مورد قبول گروه ما قرار گرفت و تدوین کتاب ها آغاز شد. هدف بررسی گستره فرهنگی ایران بود. در واقع نوعی نگاه تجربی به کشور بدون تعصب بود. اولین کتاب با عنوان «گسترش سرزمین ایران» منتشر شد.


کوشنویس گفت: به لطف خداوند و حمایت دوستان کار ادامه یافت و امروز شماره ۱۵۸ از مجموعه «آنچه از ایران می دانم» با عنوان «دیوانه» منتشر می شود. جرقه انجام این کار در سال ۱۳۵۵ زده شد و انتشار هفتادمین دوره از این مجموعه با عنوان «آموزش و پرورش در ایران» مصادف با هفتادمین سالگرد تولد ناصر سومفر همایون بود که ما به نحوی وظیفه شناسانه آن را جشن گرفتیم. امروز این ضایعه را به مردم ایران فرهنگی تسلیت می گویم.



امیدوارم آثارش به دست بچه های این مملکت برسد
در ادامه این مراسم مجید ترکمان گفت: اولین آشنایی من با ناصر تکمیل همایون در پاریس بود. دیدم که در یک خط مستقیم راه می رود و حرکت می کند. او همیشه نگران استقلال و آزادی ایران بود. حسابرسی او فرهنگش بود.


وی افزود: سریال «آنچه از ایران می دانم» سیاستی واقعی و موثر بود که با همکاری وی تکمیل شد. اگر می دید در جایی می تواند مثبت باشد حتما شرکت می کرد. در سال ۱۹۸۲ فکر می کردیم جامعه خود را به درستی نمی شناسیم. گفتیم ایران را باید شناخت. ایران جامعه ای کثرت گرا است. اینجا دوباره دست ما را گرفت و تورهای دور ایران شروع شد که با جان و دل در آن شرکت کرد.


ترکمان در ادامه بیان کرد: این تور در ایران امسال قدمتی ۲۰ ساله دارد. کار جمعی و سازماندهی مشکل است. سوزاندن فسفر وجود دارد. هیچ سر و صدایی وجود ندارد. به سختی کسی سراغ چنین کاری می رود، اما اگر می خواهیم کشوری مرفه بسازیم، ایجاد چنین سازمان های نهادی مردمی ضروری است.


وی گفت: من همیشه از ناصر در مورد اتمام همایون آموخته ام و برای او آرزوی آرامش دارم. امیدوارم جامعه فرهنگی به نحو شایسته ای از ایشان تکریم کند و آثارش را به دست فرزندان این دیار بسپارد.

او بر واژه ایران فرهنگی تاکید کرد
در ادامه این مراسم سید امیر حسینی از سازمان تربیت بدنی گفت: فرصتی دست داد تا در یکی از ایستگاه های زنده در خدمت یادواره ناصر تحمل همایون باشم. به دلیل روحیه ورزشی اش در جست و جوی گمشده اش و نمایندگی ایران در عرصه جهانی با او جلساتی داشتیم. از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ دبیر کل المپیک بودم. احیای فرهنگ ایرانی یکی از دغدغه های ما بود، برای رشد شخصیت ورزشکاران و معرفی آنها به فرهنگ ایرانی چه کنیم؟ که باز هم ما را به این نتیجه رساند که آشنایی آنها با فرهنگ ایرانی باید بیشتر شود.


وی افزود: معاون فرهنگی سازمان تربیت بدنی شدم. زمانی که ناصر تومل همایون به رهبری ناصر تومل همایون منجر به انتشار کتاب تاریخ ورزش در ایران شد، در فکر ترویج این ورزش در سطح جهانی بودیم. او معتقد بود ورزش از شجاعت و جوانمردی جدا نیست و ورزش و شجاعت را با خرد مرتبط می دانست.


حسینی گفت: ایشان بر کلمه ایران فرهنگی تاکید داشتند. برای توسعه ورزش باستانی از ایران فرهنگی استفاده کردیم و نیروگاه هایی در تاجیکستان افتتاح کردیم و… یکی از افراد تأثیرگذار در موزه کمیته ملی المپیک ناصر سومر همایون بود که نمونه ای از شعر اقبال لاهوری بود که «زندگی است. برای ساختن خانه در پوسته آن».

آرزو می کنم بچه خوبی برایش باشم
در پایان این مراسم تومل همایون فرزند ناصر گفت: پدر همیشه سخنان خود را با این بیت از شعر فردوسی به نام خدا جان و خرد آغاز می کرد. ۵۴ سال با او بودم. او همیشه پدر من بود، اما از یک هفته پیش تنها یک آرزو دارم که پسر خوبی برای او باشم.


وی افزود: اکنون می بینم که برای دیدار با پدرم راه زیادی در پیش دارم. از دوستانی که سالها در کنار پدرم بودند سپاسگزارم.

نادر توهره همایون گفت: خیلی مهم است که بدانیم بزرگانی در کشور بودند اما امروز رفته اند. آثارش ماندگار و نامش جاودانه. روحش شاد.