نهراسیدن از راه راه: یائسگی و من


ساعت 1 بامداد است و من بعد از چند ساعت خواب و کابوس از خواب بیدار می شوم و با عرق بیدار می شوم.

فکرهایی در مورد یک تکلیف مدرسه که امروز (یا فردا ، با این حال شما می خواهید آن را ببینید) که من آن را انجام ندادم ، در ذهنم پیچید. که من حتی شروع نکرده ام این کلاس برای من مهم است-این مهمان توسط سردبیر سابق تدریس می شود جغرافیای ملی و عکاس خبری محترم ، و بدیهی است که این کسی است که من باید از او چیزهای زیادی یاد بگیرم ، و که تا کنون بسیار عالی بوده است. حتی نمی توانم مزخرفاتم را برای این کار جمع کنم. همچنین ، من هیچ کمک مالی در این سه ماه دریافت نکردم و احساس می کنم از حد خود فراتر رفته ام ، به این معنی که دیگر نمی توانم به مدرسه بروم ، احتمالاً نه برای مدت طولانی و این نیز به همین دلیل من نیز ناراحت می شوم.

من در پایان با شریک زندگی ام صحبت کردم ، که هنوز بیدار بود و چند دقیقه بی اختیار گریه می کرد. حس خوبی به هیچ چیز نداشتم. نه از نظر جسمی و روحی و احساسی. در چنین مواقعی از او بسیار سپاسگزارم. او پیشنهاد کرد: “یائسگی ، درست است؟ چون شبیه شما نیست.” و بله ، آه بله. من همیشه فراموش می کنم که در آن هستم. مه مغزی ، عدم تمرکز ، درد در سراسر بدن من. احساس ناامیدی و غیره من دیدمش: علائم یائسگیبه چه شوخی! آنها هنوز واقعاً در مورد آن سخنی نمی گویند. ببینید NIH در اینجا چه می گوید. اساساً ، آنها نمی دانند. مست

بنابراین اینجا من این را به جای مقاله ای که باید فردا روی آن کار کنم ، می نویسم. احساس نیاز کرد

می پرسید اوضاع چگونه پیش می رود؟ (شاید شما بپرسید. من ممکن است در مورد آن اشتباه کنم.) چیزها … در جریان است. من … آگاهی دارم. من هر روز وعده های غذایی خود را ثبت نکرده ام ، اما حدس بزنید احتمالاً در منطقه مورد نظرم به طور معمول غذا می خورم. من هنوز پیاده روی یا یوگا را شروع نکرده ام. با این حال ، من خودم را از نوشابه معمولی جدا می کنم. روی آب میوه ها/نوشیدنی ها ، روی آب گازدار. روی آب ساده قدیمی ، که من آن را دوست دارم اما من همچنین سودا را دوست دارم ، بنابراین خیلی آسان نیست. من سعی می کنم تصمیم بگیرم که این گاز طبیعی است که دوست دارم یا قند. شاید هر دو. به هر حال ، من نیاز به استراحت از نوشابه دارم ، حتی اگر برای همیشه نباشد ، مسئله مهمی نیست.

فکر می کنم هفته ای یک یا دو بار به مقیاس می رسم. من امروز چند کیلو وزن کم کرده ام و پنجشنبه دوباره نگاه خواهم کرد. حتي اگر تلاش زيادي انجام ندهيد ، به نتيجه اي مي رسيد.

نمیدونم مرد من می خواهم دائماً از احساس بد خود دست بردارم.

دیدگاهتان را بنویسید