نه ترسیدن از راه راه: تکه تکه


خوب ، یک دقیقه گذشت. یا دو.

سرم شلوغ بوده است؟ بی نظیر نه واقعاً ، صادقانه بگویم. عمدتا به این دلیل است که من دردناک بوده ام و کمی غمگین هستم و خیلی به نوشتن فکر کرده ام ، اما انرژی لازم برای انجام آن را ندارم. مسخره است اما … فعلا همین. بعداً به آن برمی گردم

من به خاطر عدم سقوط از روی کره زمین با این فضای شخصی گرامی ، می روم افکار تصادفی در قالب لیست سرگرم کننده است ، اینطور نیست؟

+ مد کند. این همان چیزی است که من در مورد آن بسیار فکر کرده ام ، همانطور که در پست های قبلی مربوط به مد به آن اشاره کردم. من دوست دارم روزی کمد لباس خود را وقف لباس هایی از برندهای سازگار با محیط زیست و اخلاقی کنم ، اما هنوز از آن فاصله دارم. Kmart محلی ما در حال بسته شدن است و من فقط دو جفت لگ ، یک لباس و یک پیراهن با قیمت کمتر از 30 دلار خریدم. من قصد دارم به عقب برگردم و امیدوارم در واقع شلوارهای بیشتری به دست آورم (هر کدام 4 دلار!) … اما در مورد آن احساسات متفاوتی دارم. از یک طرف ، یکبار مصرف است ، با “سریع” بدترین حالت. از طرف دیگر ، من فکر می کنم می توانم آن را توجیه کنم زیرا می دانم که آن را می پوشم مزخرف از آن لباسها چون کمد لباسم خیلی کوچک است ، تقریباً همه چیزهایی که می پوشم خراب می شود ، بنابراین من فکر می کنم خیلی خوب است. آن چیزها هدر نخواهد رفت.

+ تعطیلات. ما واقعاً تعطیلات را آنقدر در خانه من “انجام نمی دهیم”. برخی از سالها برای پرتاب کردن تزئینات و یا حتی کاشت درختان بیزارم ، اما برخی سالها نه. امسال احساس می کنم وسط هستم. من هنوز چیزی جمع نکرده ام ، اما چند درخت کوچک 2 و 3 پا دارم که می خواهم بیرون بیاورم و مقداری شکلات داغ بوربون (با مارشمالو!) درست کنم و رانکین باس را ببینم. رودولف یک شب به زودی من جمعه شب با مادرم بیرون می روم ، فقط برای صرف یک شام معمولی و شاید تماشای فیلم های بد هال مارک و فقط به دنبال جان یکدیگر. من دلم براش تنگ شده. من و شریکم یک ژامبون خوب برای شام تعطیلات خواهیم داشت (لازم نیست) پر کریسمس یا شب کریسمس) و غیر از آن ، کارت رقص من خالی است ، درست همانطور که من آن را دوست دارم.

+ درد مزمن دائماً دردناک بودن ، واقعاً مضحک است و از زمان سفر متقابل در ماه مه ، من به نوعی این احساس را داشتم. بیشتر مربوط به پاهای من است اما به طور کلی ، من درد می کنم. مسافرت می کند … گاهی در این پا ، یا آن انگشت ، یا آن دست است ، یا کمرم درد می کند زیرا برای شام سبزی خرد می کنم. من به طور مرتب ایبوپروفن مصرف می کنم اما اگر می توانم به آن کمک کنم ، سعی نکنید این کار را هر روز انجام دهید. صبح بیدار شدن زمانی است که در بدترین حالت خود قرار دارد و زمانی که مدتی در ماشین بودم یا از روی مبل بلند می شوم. احساس می کنم 90 هستم. برنامه فیزیکی سالانه من برای اوایل فوریه برنامه ریزی شده است ، بنابراین من منتظر تشخیص هر چیزی هستم ، یا شاید فقط به این دلیل است که من ** ** هستم. (سعی می کنم از اسپمرها جلوگیری کنم.) من اکنون پزشک خود را به خوبی می شناسم که فکر نمی کنم او به طور خودکار به این نتیجه برسد ، اما می دانید ، شاید به همین دلیل است. فقط من از این سنگین تر شده ام و قبلاً چنین احساسی نداشتم. همچنین ، دست راست من ناگهان ، اغلب اسپاسم می کند. من مطمئن هستم که این تونل کارپال است ، اما هنوز. برخلاف احساسی که کمتر از یک سال پیش داشتم ، در حال فروپاشی هستم. این بسیار ناامید کننده است. این باعث ناراحتی من می شود و باعث می شود همه چیز را کنار بگذارم و به همین دلیل من هم مثل چرندیات غذا می خورم. گرفتن 22. باید از چرخ فلک پیاده شوم.

+ من عاشق کارم هستم. انجام میدهم. خیلی خوشحالم که به این مکان راه پیدا کردم. از نظر حرفه ای ، من یک سال غلتکی داشتم ، اما ارزشش را داشت. من از دو شغلی که داشتم ناراضی بودم (اما فکر نمی کردم بدون آنها می توانم زندگی کنم) ، و راهی که خودم را از آنها بیرون کشیدم مطلوب نبود ، در نهایت (با ترک) رها کردم و ای کاش می کردم. خیلی وقت پیش این کار را می کرد. تنها پشیمانی من در این زمینه عملکرد خوب در هر دو مورد نبود. شغلی که در حال حاضر در آن مشغول هستم ، انگیزه ای برای من ایجاد کرده است تا حرفه خود را در مسیر متفاوتی که واقعاً در آن هیجان زده هستم ، پیش ببرم ، و به من فرصت بیشتری داده است (عصرها و تعطیلات آخر هفته من آرزو می کنم به کار من مربوط شود!) ، و. .. احساس می کنم در حال انجام کاری هستم که اهمیت دارد ، حتی در مقیاس کوچک در آن لحظه. به علاوه ، من راه هایی را برای کارکردن بودجه خانه پیدا کرده ام ، حتی اگر شغل دوم ندارم.

+ صحبت از بودجه … تقریباً در یک سال گذشته ، من در تلاش بودم تا نمره اعتباری خود را ارتقا دهم و از نظر مالی خود را در موقعیت بهتری قرار دهم. خوشحالم که می گویم یکی از نمرات FICO من تقریبا 80 امتیاز افزایش یافته است (من متنفرم که سه دفتر اصلی همه متفاوت هستند!) و من در پرداخت بدهی پیشرفت خوبی کرده ام و! همچنین وام های دانشجویی خود را به صورت پیش فرض پیدا کردم. (من می دانم ، احمق !!!) نکته دیگری که باید به آن افتخار کرد این است که در حالی که من هنوز بیشتر اوقات با حقوق و دستمزد کار می کنم ، مدت زیادی است که حساب بانکی خود را بیش از حد برداشت نکرده ام. این چیزی است که قبلاً چنین اتفاق غیر معمول نبود! در تمام زندگی بزرگسالی من هرگز با پول خوب نبوده و تصمیمات بد زیادی گرفته ام ، بنابراین احساس خوبی است که در مسیر درست حرکت می کنم. این خیلی سریع اتفاق نمی افتد ، اما من به آنجا می رسم. (من هنوز باید ناهار را در روزهای هفته متوقف کنم ، چه پول!)

+ شراب و شراب. دیروز من در حال تهیه یک دستورالعمل بودم که نیاز به شراب سفید خشک داشت ، بنابراین کمی تحقیق کردم و در نهایت خرید ده دلار کالیفرنیا ساوینیون بلان ، قله آبفشان. این اولین بار است که شخصاً سعی می کنم این نوع شراب را بنوشم ، و باید بگویم ، من واقعاً آن را دوست داشتم! شریک من به دلایلی از شراب های کالیفرنیا متنفر است (بسیار فرانسوی ، ایتالیایی و اسپانیایی محور است) ، اما به هر حال. من هر چیزی را امتحان می کنم و خوشحالم که آن را امتحان کردم. طعم میوه ای درخشان داشت و برای کام من خیلی خشک نبود. همچنین ، در ظرف ریزوتوی میگو که درست کردم فوق العاده بود.

من همچنین تصمیم گرفتم در حین بازدید از همان فروشگاه مشروب فروشی ، خود را با کمی Cointreau مهمان کنم. ما به زودی آن شکلات داغ بوربونی را که قبلاً ذکر کردم ، درست می کنیم و می خواهم کمی طعم پرتقال برای خودم اضافه کنم. کمال!

فعلاً شما را با آن بخشهای زندگی ام کنار می گذارم و منتظر بازگشت زودتر شما هستم! چه کاری انجام می شود؟

دیدگاهتان را بنویسید