نگاهی به رمان پلیسی “شاهین مالت”


بر اساس گزارش ها خبرگزاری کتاب ایران (ابنااو همیشه با رمان های پلیسی و معمایی خود مرا مجذوب خود کرده است و پیش از این چندین اثر دیگر را در ژانر پلیسی برای انتشارات چترنگ (نویسنده ژاپنی آدوگاوا رانپو که احتمالاً پدر داستان های پلیسی ژاپنی است) ترجمه کرده ام. به همین دلیل وقتی نوبت به انتخاب در مجموعه ادبیات کلاسیک انتشارات برج عصاری رسید، یکی از پیشنهادهای من «شاهین مالت» اثر داشیل همت بود که با وجود آن یکی از آثار کلاسیک ادبیات پلیسی و نوآر است. شهرت جهانی، او در ایران چندان محبوب نیست. می دانستم در سال های اخیر سه بار ترجمه شده است، اما خواننده زیادی پیدا نکرد. از این سه ترجمه فقط به ترجمه اول اشاره می کنم که از روی نسخه فرانسوی اثر انجام شده است. متاسفانه نسخه فرانسوی استفاده شده برای این ترجمه چندان دقیق نیست و دارای کاستی های زیادی است.

همانطور که گفتم کتاب در ژانر ادبیات پلیسی و سخت جوشان است، یعنی با کارآگاهی روبرو هستیم که باهوش و خشن است و به همان اندازه که از قدرت دستش و سلاح استفاده می کند. قدرت فکر و قضاوت بر خلاف کارآگاهانی مانند پوآرو و مارپل، سام اسپید (قهرمان همت) شخصیتی کمتر کنایه آمیز است. او نیز مانند اکثر افراد جامعه دارای ضعف های اخلاقی است.

شاهین مالت داستانی تاریخی درباره مجسمه ای دارد که قرار بود به افتخار پادشاه اسپانیا پرداخت شود، اما قرن ها بعد توسط یک روسی به سرقت رفت و پیدا شد. برخی از افراد تمام تلاش خود را برای به دست آوردن این شاهین انجام می دهند و یکی از آنها در را به روی کارآگاه خصوصی رمان، سم اسپید، برای رسیدن به اهدافش باز می کند.



به طور کلی مخاطب این کتاب می تواند هر خواننده رمانی باشد، اما مطمئناً در بین علاقه مندان به داستان های پلیسی، اقلام خود را پیدا می کند. همت نویسنده بزرگی است که بسیاری از منتقدان ادبی توانایی های او را می شناسند. کتابی که با گذشت حدود یک قرن از انتشار همچنان یکی از پرخواننده ترین آثار ادبی پلیسی جهان است، بی شک جایگاه خود را در میان فارسی زبانان باز خواهد کرد.

به نظر من یک ترجمه خوب چند معیار دارد. اما اگر بخواهیم خیلی مختصر و کلی بگوییم، ترجمه خوب ترجمه ای است که دقیقاً با همان لحن و سبک در زبان دیگری روح کلمه را منتقل کند.

خلاقیت مترجم در نگارش کتاب مؤثر است، اما مترجمی که از هر خلاقیت و ابتکاری استفاده می کند، باید فقط در حیطه رسالت خود باشد، یعنی ترجمه دقیق متن اصلی و انتقال روح کلام با رعایت سبک و لحن. از مترجم نباید انتظار داشت که چیزی غیر از متن اصلی ارائه دهد یا مهارت های نوشتاری خود را به خواننده نشان دهد. اینها در وظایف مترجم نمی گنجد و مربوط به نویسندگی است.

اگر علاقه و ذوقی برای مترجم وجود داشته باشد، فکر می کنم ترجمه برایش سخت نیست. البته این بدان معنا نیست که ترجمه دشوار نیست. هر ترجمه دارای نکات ظریف و دشواری هایی است که با حوصله، دقت و تجربه می توان بر آن ها غلبه کرد. اما در زمان انتشار و پس از آن، مشکلات زیاد و تا حدودی غیر قابل حل است. شاید مشکل اصلی کار ترجمه درآمد آن باشد که آن هم مستقیماً با موضوع کتابخوانی و فروش کتاب در جامعه ارتباط دارد. یعنی اگر تعداد خوانندگان بیشتر باشد و استقبال از کتاب بهتر باشد، قطعاً جایگاه نویسنده و مترجم بهتر می شود.