نگاهی به مسیر توسعه چین در کتاب



گزارش کردن خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)حسینی ابتدا به تشریح تاریخ چین پرداخت و گفت: قرن نوزدهم در چین قرن ذلت نامیده می شود و این به سه دلیل اصلی جنگ تریاک با انگلیس، شکست چین و جدایی هنگ کنگ است. دوم، حملات شورای امپراتوری به مرزهای شمالی و سوم، حملات به ژاپن به دلیل فتح امپراتوری چین و گسترش امپراتوری ژاپن.

همچنین در این دوره، چین درگیر درگیری های داخلی بسیاری بود. از سال ۱۹۱۹ جنبش های کمونیستی شکل گرفت و در سال ۱۹۳۵ مائو رهبر حزب کمونیست چین شد و در سال ۱۹۴۹ جمهوری خلق چین متولد شد. ۱۹۷۶ مائو درگذشت و تاریخ چین دو بخش قبل و بعد از مائو شد. ابتدا مائو با سیاست تمرکززدایی سعی در حل مشکلات چین دارد و سپس با سیاست جهش بزرگ و انقلاب فرهنگی به تحول چین ادامه می دهد. با آغاز روند صنعتی شدن در چین و سیاست های غلط، چین نیز در صنعت شکست خواهد خورد و خسارت زیادی به کشاورزی خود وارد می کند.

یکی دیگر از مشکلات در دوران مائو، ملی شدن مالکیت در همه بخش ها از جمله کشاورزی بود. آمارها و اطلاعات غلطی که در این دوره توسط دولت های محلی منعکس شد و همچنین اصلاحات ارضی به کشاورزی لطمه زد، مثلاً قانون کشتن گنجشک ها را تصویب کردند که به دلیل آن جمعیت ملخ ها افزایش چشمگیری پیدا کرد. در سال ۱۹۵۹ روستاییان مجبور به تولید فولاد شدند که نه تنها شکست خورد، بلکه به کشاورزی نیز آسیب وارد کرد.

پس از مائو چهار اقدام انجام شد و این اقدامات باعث رشد چین شد. اقداماتی که دولت در آن نقشی نداشت: اولاً، کشاورزی آزاد و خصوصی در مقایسه با کشاورزی اشتراکی رشد کرد. دوم، ایجاد بنگاه های خصوصی کوچک در روستاها و دور از مرکز. دولت چین از این مناطق به عنوان حایلی برای تهاجم فرهنگی استفاده کرد و رویکردش عمدتاً صادرات بود. این مناطق آزاد می تواند چین را به جهان آزاد متصل کند.

در سال ۲۰۰۱، چین به “آسه آن” پیوست و روابط چین با سایر کشورها رو به بهبود است و دروازه های بسته چین به روی جهان باز شد. آنچه در چین اتفاق می افتد این است که این کشور استراتژی توسعه بومی را به عنوان سیاست کلان خود اتخاذ می کند. به گفته نویسندگان این کتاب، دولت عامل اصلی رشد و توسعه چین است که منجر به کاهش فقر ۵۰۰ میلیون نفر در این کشور می شود. راهی که چین طی کرد، مسیر مستقیم، تدریجی و مترقی اصلاحات سیاسی بود. اینطور نیست که چین یک شبه به توسعه دست یافت، در این دوره آنها آزمون و خطاهای زیادی انجام دادند و بازنگری زیادی کردند.

پس از مائو، روحیه سرمایه گذاری خصوصی و بازار آزاد چین را نجات داد. یکی از بزرگترین ضررهای چین خصوصی سازی است، خصوصی سازی در دهه نود اتفاق افتاد و ۱۲۰۰۰۰ نفر بخش دولتی را ترک کردند و در بخش خصوصی مشغول به کار شدند. پس از سال ۲۰۱۰، چین شرکت های دولتی را تجدید ارزیابی کرد و شروع به حمایت بیشتر از آنها در برخی زمینه ها کرد.

به نظر نگارنده، عدم دسترسی به منابع انسانی باکیفیت یک محدودیت جدی در مسیر توسعه شرکت های چینی است. در چین افراد اجازه رشد به درجات مختلف را ندارند و این می تواند باعث عقبگرد چین شود. چین ممکن است رشد کند، اما به عنوان یک اقتصاد مولد رشد نخواهد کرد. مسیر توسعه چین که هم مکاتب ایدئولوژیک خود را حفظ کرده و هم به توسعه دست یافته است را می توان عمیق تر بررسی کرد.

رضا ایمانی گفت: نکته ای که باید به آن توجه کنیم این است که نویسنده چین را از منظر غرب می بیند و عینک او عینک غرب زدگی است که چین را این گونه توصیف می کند. نظر نویسنده این است که چین به نفع غرب رشد کرده است، اما آیا این دیدگاه درستی است؟ همان طور که غربی ها ایرانی ها را مردمی بدوی معرفی می کنند، سعی می کنند چین را نیز به شکلی غیرواقعی به تصویر بکشند.

علی سعیدنژاد افزود: نقاط مشترک زیادی بین ایران و چین وجود دارد مانند اصلاحات ارضی، انقلاب فرهنگی، توسعه صنعتی تجمع محور، مناطق آزاد و … اما تفاوت اصلی این است که چین در هشتاد سال گذشته ثبات سیاسی داشته است. و درهای کشور بسته شد.خود کشور بود. چین تصمیم گرفت ابتدا چیزی برای ارائه داشته باشد و سپس درهای کشورش را به روی جهان باز کند، اما در عین حال انقلابی را تجربه کردیم و تحت شدیدترین تحریم‌ها در تمام این سال‌ها قرار گرفتیم. در چین مناطق آزاد محلی برای صادرات بود اما در ایران به محلی برای واردات تبدیل شده است. همچنین زمانی می توانیم تجارت آزاد با دنیا داشته باشیم که در ازای دنیا چیزی برای ارائه داشته باشیم که به نظر می رسد با توسعه علم و فناوری برتر در مسیر رسیدن به این نقطه هستیم.

حسینی گفت: در پنج دهه حکومت مائو افراط گرایی ایدئولوژیک رخ داد. پس از مائو، به جای سیاست‌های کمونیستی و سوسیالیستی، آنها به سمت جایگزینی رویکرد مدرنیزاسیون سوسیالیستی و ترویج رشد چین از طریق اعتدال حرکت می‌کنند. برای این کار چین از تجربیات کره و تایوان استفاده کرد.

علیرضا نفیسی تصریح کرد: تمرکز بر چین برای ما بسیار مهم است زیرا این کشور رشد سریعی را تجربه کرده و از نظر مختصات جغرافیایی و بافت روستایی و همچنین سنت گرایی بسیار شبیه ایران است. نهادهای اقتصادی جامعی در چین ایجاد شده است و این یکی از دلایل رشد چین است. سرمایه داری و بازار آزاد این نهادها را ایجاد کرد و همه مردم توانستند در تولید مشارکت کنند.

آیا توسعه سیاسی مقدم بر توسعه اقتصادی است؟ این دیدگاه در چین اشتباه تلقی می شود، چین هم سیستم بسته و هم رشد اقتصادی دارد. یک دولت قدرتمند حاکم در چین دلیل رشد این کشور است و اولویت توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی دروغ در غرب است.

نفیسی ادامه داد: در دوران پس از مائو قوانین حمایت از تولید تصویب و به خوبی اجرا شده است، اتفاقی که در ایران رخ نداده است. خصوصی سازی یکی از عوامل رشد چین است، اما در ایران خصوصی سازی ضعیف آسیب های جدی به اقتصاد وارد کرده است. قوانین حمایت مولد باعث تحرکات جمعی گسترده در چین می شود که به رشد چین دامن زده است. به گفته آوینی در مقاله «راز خورشید» بی طرفی مذهبی در میان چینی ها به قدرت دولت منجر شد زیرا هیچ نهاد و طبقه مذهبی در برابر حکومت وجود ندارد.

کسانی که به توسعه سیاسی اهمیت می دهند، معتقدند که چین به زودی زمین می گیرد و این کشور به سمت دموکراسی پیش می رود و این مدل فعلی قابل توسعه نیست یا به دلیل محدودیت منابع چین، به سرعت رشد خواهد کرد و به مرحله خاصی می رسد، اما از آن پس که، رشد کند می شود. زمانی که چین شکاف فناوری خود را با جهان کاهش دهد، رشد آن کند خواهد شد.

سوال مهم در چین این است که ظاهری که بزرگ و کوچک را به هم متصل می کند چیست؟ این نگرش ممکن است باعث رشد ایران شود. در چین، شرکت های بزرگ دولتی نیز در حال رشد هستند و دولت از کارگاه های کوچک حمایت می کند.

رضا ایمانی افزود: یکی از دلایل رشد چین این است که به دلیل دولت مقتدر توانسته کل زنجیره تولید را در مناطق محدود جغرافیایی مانند الکترونیک در شنژن توسعه دهد. بیشتر لوازم الکترونیکی چین در شنژن تولید می شود. نکته دوم این است که در چین کارگاه های کوچک اقلام ساده ای مانند کابل شارژ تولید می کنند و با حمایت های فراوان دولت چین امسال تبدیل به یک سازنده چیپ پردازنده شده است. این رشد به قدری مهم است که آمریکا چین را در این زمینه تحریم کرده و از ترس رشد چین، حمایت جدی از کارخانه های تولید تراشه آمریکایی را آغاز کرده است.

احمد حسینی گفت: چین در مقطعی پس از مائو با بازار آزاد تورم شدیدی را تجربه می کند و مردم به جنون خرید و احتکار می روند و برداشت از حساب های بانکی افزایش می یابد. پس از این تورم، دانشجویان به میدان تیان آن من می آیند و پس از سرکوب این رویداد و سپس فروپاشی شوروی، سه عامل باعث بازگشت چین به بازار سرمایه داری می شود، اول فروپاشی شوروی. و ایجاد فضای رقابتی دوم عزم مردم و سوم آینده نگری یا خط مشی درهای باز در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ اصلاحات مهم است.در دهه ۱۹۹۰ انقلاب شرکت های حاشیه ای مهم است، زیرا بخش خصوصی و بازار در حال افزایش قدرت است و اینها عوامل رشد چین هستند.

محمد رضایی افزود: نیروی کار ارزان یکی از دلایل رشد اقتصادی چین است و قوانین تلاش می کنند نیروی کار ارزان را حفظ کنند و همچنین چینی ها سرشان شلوغ و کم توقع است و آیا این تعریف زندگی ایده آلی است که ما می خواهیم. حرکت کنیم؟ اقتصاد پایه نیست و فرهنگ برای ما مبنای رشد است. نظام سلطه فرهنگ این کشور را از بین برده است، نمونه آن برخورد دولت با کرونا است که در جامعه عاطفی ایران قابل قبول نیست. در دل مردم همیشه ترس از حکومت و کمونیست ها وجود داشته است و اطاعت امروز این مردم موهبتی از همان تاریخ است. نسخه رشد چین یک نسخه محلی است و این بومی سازی جنبش توسعه موضوعی است که باید به دقت بررسی کنیم.

رضا ایمانی مدیر این نشست در پایان گفت: ما شرق و غرب جهان را مورد توجه قرار می دهیم و دیدگاه های توسعه ای این کشورها را بررسی می کنیم اما از دست خط دیگران پیروی نمی کنیم. توسعه ما “آدا الی سبیل رابک” است. ما در مسیر توسعه به سوی خدا حرکت می کنیم و اولویت ما آماده سازی جامعه برای رسیدن به جامعه مهدوی است، شاید الگوهای مناسبی در مسیر توسعه این کشورها وجود داشته باشد، اما قصد داریم در این سلسله جلسات بنویسیم. مسیر توسعه بومی ایرانی اسلامی حرکت کنیم

لازم به ذکر است، یازدهمین جلسه عصراندیش روز شنبه دوازدهم شهریور ماه در ساختمان مرکزی دانشگاه توسعه اجتماعی رسالت ساعت ۱۷ برگزار می شود.