هر چه از «توحید» فاصله بگیریم، از آثار واقعه عاشورا کاسته می شود



به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ابنا) واقعه عاشورا و قیام امام حسین (ع) را نباید در چند شبانه روز عزاداری پرشور خلاصه کرد و سپس فراموش کرد. بلکه باید بین این نهضت تاریخی امام حسین(ع) و زندگی امروز خود پیوندی ایجاد کنیم تا تأثیر آن در لایه های تفکر و رفتار ما نمایان شود.
برخی از آثار به طور مستقیم واقعه عاشورا را روایت می کردند و سعی می کردند گوشه هایی از افکار و اعمال شخصیت های تأثیرگذار کربلا را در قالب داستان به مخاطب امروزی نشان دهند. اما آثاری هم هستند که به «اکنون» می پردازند، زمانی که در آن نفس می کشیم و با تک تک رویدادهای آن برخوردی عینی داریم. آثاری که می خواهند در مورد مسائل اساسی زندگی بشر صحبت کنند. یکی از آنها و مهمترین آنها مسئله توحید و عبادت خداست. پرسشی که شالوده قیام امام حسین (ع) و تمامی ابعاد زندگی این بزرگان دینی را تشکیل داد.
رمان «سیاگلاش» نوشته ابراهیم اکبری دیزگاه یکی از این آثار است. روایت داستان دانش آموزی که با اتفاقات و باورهای محلی در یک منطقه دست و پنجه نرم می کند. شیخ یوسف رستمی در دهه محرم برای تبلیغ به یکی از روستاهای جنگلی تالش سفر می کند و در آنجا دست به ماجراهای عجیبی می زند. مانند ناپدید شدن آخوند قبلی از روستا، شیطنت دختر عاشق، توطئه آخوند اسکندر کائنات، ماجرای یک فرقه عجیب در روستا، ملاقات با سیاگلش و …. یکی از موضوعات اصلی رمان، تعاملات راوی با خداست که در سایه قرآن و در جایی که احساس می کند مستقیماً چهره خدا را می بیند، صورت می گیرد.

در گفت وگویی که با نویسنده این رمان داشتیم به رابطه مسائل دینی و زندگی امروز مردم ایران پرداختیم که در ادامه می خوانید:

مسئله وحدت که در این کتاب به آن پرداخته اید یکی از مهم ترین پرسش های جهان است. فرق وحدت دینی با سایر اقسام چیست؟

خیلی چیزها می توانند متحد شوند. قرار گرفتن تحت یک ملت، نژاد، صنف یا کشور می تواند برای یک گروه وحدت ایجاد کند. اما مهمترین چیزی که دین بر آن استوار است، وحدت نوع بشر است. انسانها می توانند زندگی واحدی داشته باشند به این معنا که انسان هستند. اما به نظر من این وحدت زمانی محقق می شود که به امر مطلق که «وجود» است توجه کنند و با اتحاد و توجه به «وجود» روحشان متحد شود. اساس این وحدت محبت و دوستی است. در «سیاگلش» به نوعی می خواستم به این داستان اشاره کنم. که جامعه و ملتی که به وحدت توحیدی پایبند باشد، سعادتمند است. شیخ یوسف رستمی در این رمان به نوعی اراده ای برای خود دارد. سعی کنید جنگل نشینان را از تفرقه به وحدت سوق دهید. تا حدودی موفق می شود؛ اما سؤالات دیگری مطرح می شود که شیخ یوسف در حال فرار از روستا است.

«سیاگلاش» رنگ محرم دارد. در این داستان چگونه می خواستید ارتباط واقعه عاشورا و انسان امروز را نشان دهید؟
واقعه عاشورا یکی از محوری ترین مسائل شیعه و بنابراین بشریت است. هر چه از این فاجعه انسانی فاصله بگیریم و در مورد آن به درستی مطالعه کنیم، ابعاد آن گسترش می یابد. به نظر من آنچه از عاشورا می توان فهمید این است که امام حسین (ع) می خواست توحید را احیا کند. زیرا می خواهد دین جدش را احیا کند و نشانه محوری دین پیامبر(ص) توحید است. امام حسین تصمیم گرفت که توحید را برای مردم زمان خود مشکل ساز کند. بنابراین، اگر از این منظر به این رویداد نگاه کنیم، می تواند بسیار بسیار تأثیرگذار باشد; یعنی هر چقدر از توحید فاصله بگیریم ممکن است واقعه عاشورا آثار خود را از دست بدهد.



بحث اسلام حقیقی و دین حقیقی در مقاطع مختلفی مطرح شده است; چه در دوران حیات جسمانی ائمه اطهار علیهم السلام و چه اکنون که اجسادشان را در میان خود نمی بینیم. نظر شما در مورد این اصطلاح «اسلام واقعی» چیست؟ و آیا در این داستان سعی کردید این سوال را حل کنید؟
واقعیت این است که من در این داستان کاری به اسلام واقعی یا جعلی نداشتم. برعکس، من تصور و درک خود را از موقعیت انسان قبل یا در تقابل با کتاب و سنت توضیح داده ام و فکر می کنم اصلی ترین و ابتدایی ترین مشکل انسان روی زمین این است که با امر مطلق ارتباط پیدا می کند. یا برترین رابطه، انسان می شود. اگر این رابطه برقرار نشود یا بین آن و مطلق فاصله باشد، انسان از انسان بودن فاصله می گیرد. من فکر می کنم همه انبیا نیامده اند که این مطلب را یاد بدهند، بلکه برای تذکر به مردم آمده اند و می گویند شما در دنیایی زندگی می کنید که صاحب و خالق و بخشنده ای دارد و برای این شروع و پایان خاصی دارد. جهان. من می خواستم در این رمان به این موضوع بپردازم و معتقدم هر دینی به اندازه ای که به توحید بپردازد و راه را برای انسان باز کند واقعی و مؤثر است و به اندازه ای که از توحید منحرف شود دین انحرافی است. . .



این روزها بحث هایی در کشور مطرح می شود که مستقیماً به مسائل دینی مربوط می شود و پیکان توجه به سمت دین و اسلام است. آیا شما هم به نوبه خود این دغدغه را دارید که با قلم خود آثار منفی این بحث ها را کاهش دهید؟
نه من چنین اراده ای ندارم. دغدغه من دغدغه مردم ایران است که طبیعتا جنبه مذهبی دارد. من کاری به سر و صدا یا داستان هایی که در قالب روزنامه ها و بازارهای خیابانی ارائه می شود، ندارم. بلکه مشکل من سؤالات اساسی یک ایرانی است که خلق و خوی او چیست، کجا قیافه دارد، چگونه زندگی می کند و کجا ایستاده است. به نوعی می توان گفت که سؤالات من این است؛ نه چیزهایی که این روزها بیرون می آید.

رمان یک رسانه است. چقدر قصد داشتید از رمان «سیاگالش» به عنوان تریبون و بازنمایی مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… امروز استفاده کنید؟
من تفسیر تریبون از رمان را زیاد دوست ندارم. اما معتقدم با نوشتن رمان برداشت هایم از انسان، هستی، رابطه انسان با مطلق و رابطه انسان با دیگران را روایت می کنم و یافته هایم را در این فضا روایت می کنم. نمی دانم چقدر در این کار موفق بوده ام. این برای نظر مخاطبان و منتقدان است.



به نظر شما رمان و ادبیات قدرت ایجاد گرایش در ایران را دارد؟
نه رمان، نه شعر، نه فیلم، اما هر اثر هنری به نظر من قدرت خودش را دارد. اگر کسی که با یک هنر سر و کار دارد، به محدودیت ها و امکانات آن فکر کند، می تواند از خودش و دنیایش بگوید. یک رمان در ایران می تواند این ویژگی و ظرفیت را داشته باشد و وضعیت مردم ایران را در برهه ای از تاریخ گزارش کند. من فکر می کنم رمان نویسان واقعی این کار را می کنند. حال اینکه آنها چقدر موفق هستند و چقدر به آن دست می یابند نیاز به بحث مفصل دارد.