همه کودکان و نوجوانان ایران فرزندان من هستند



مسلم ناصری داستان نویس در گفت و گو با آژانس کتاب ایرانابنا) درباره بیانیه نویسندگان و فعالان حوزه کودک و نوجوان در خصوص اعتراضات اخیر در کشور و دلیل امضای خود در این بیانیه گفت: در فضای مه آلود هرکسی از شبهات خود برداشتی به جا می گذارد. دلیل من نوع نگاهم است. چون موضوع را سیاه و سفید نمی بینم و همه کودکان و نوجوانان ایرانی را فرزندان خود می دانم. چه کسی که به مسجد می رود یا یک پسر یا دختر ۱۶-۱۷ ساله که در مورد خواسته ها و خواسته های خود شعار می دهد.

وی ادامه داد: برخی از نوجوانان و بزرگسالان می توانند هیجان زده شوند و کارهایی انجام دهند; اما من می گویم اگر این نوجوانان چنین کاری می کنند ما بزرگترها به عنوان سیاستمدار، مدیر فرهنگی، نویسنده و… مقصریم. ما هستیم که با فراهم نکردن فضای گفتگو، جامعه را به این سمت سوق داده ایم. در نتیجه زمینه ای ایجاد شده است که در آن نوجوانان و جوانان این گونه واکنش نشان می دهند.

ناصری با اشاره به اهمیت توجه به همه دیدگاه ها گفت: ما رسانه ای به آنها نداده ایم که صحبت کنند. ما همیشه آنها را ممنوع کرده ایم. برخی می گویند ما همه چیز را برایشان فراهم کرده ایم. چرا این کارها را می کنند؟ بگذارید یک مثال ساده بزنم: اگر طوطی را در قفس طلایی بگذارید و در ظرف طلایی به او آب و غذا بدهید، چون در قفس است راحت نمی شود. ما باید به نوجوانان گوش دهیم. دخترم، پسرم، چه می خواهی؟ من همه را فرزندان خود می دانم و دلم برای جمهوری اسلامی، کشورم، ایران اسلامی می سوزد و بیانیه را به نیتی که توضیح دادم امضا کردم.

این نویسنده با بیان اینکه مطالعه، ادبیات و کتاب چقدر در آموزش صحیح جستجوی نوجوانان موثر است، تصریح کرد: شاخص مهمی وجود دارد که باید آن را بدانیم; اینکه خواسته های ما یک چیز است و خواسته های بچه های دهه ۸۰ و ۹۰ چیز دیگری. ما باید بین خواسته های خود و خواسته های آنها ارتباط برقرار کنیم. اکنون تعادل و ارتباطی وجود ندارد. خواسته های ما برای آنها بسته به نظر می رسد و به دلیل رسانه های زیادی که وجود دارد، خواسته های آنها متفاوت است.

وی افزود: مدیران و نویسندگان فرهنگی ما نتوانستند چنین کاری انجام دهند. اگر می کردند تیراژ کتاب های ما حداکثر یک یا دو هزار نمی شد. برای این امر یک سیاست مبتنی بر احترام بین مردم ضروری است. نویسنده کتابی که کودکان و نوجوانان را راهنمایی می کند را نمی توان برون سپاری کرد. دانش بدون احترام ماندگار نیست. اصول دینی ما این است که بچه ها را تشویق کنیم. در دیدگاه اسلامی و ایرانی این احترام وجود داشت. ما باید به کودکان و نوجوانان احترام بگذاریم.

ناصری نبود این بستر و امکانات را دلیل سوء استفاده از احساسات برخی نوجوانان دانست و اظهار داشت: یکی از عوامل مهم سرخوردگی های فرهنگی است. ما تحت فشار شدید اقتصادی هستیم. اما خواسته های این نسل برخلاف خواسته های سالمندان اقتصادی نیست. ما از بحث در مورد مسائل فرهنگی که زیربنای همه چیز است غفلت کرده ایم. تعداد زیادی از فرهنگسراها ورشکست شدند. بسیاری از ناشران نیز می خواهند فقط کتاب هایی را منتشر کنند که فروش دارند.

وی به دخالت دشمن در امور کشور به ویژه اعتراضات اخیر اشاره کرد و گفت: دشمن منتظر فرصت است. این ممکن است برای هر کشوری اتفاق بیفتد. و ۲۵۰۰ سال پیش و اکنون. هر زمان که حریف شما ضعیف باشد، شانس ضربه زدن به آنها نیز وجود دارد. اما از دیدگاه من به عنوان یک نویسنده و مورخ، نسبت دادن همه چیز به دشمن اشتباه است. قطعاً دشمن از ضعف ما سوء استفاده می کند. مثلا چقدر موسیقی و فیلم و داستان خوب برای نوجوانانمان ساخته ایم که وقتی از آنها استفاده می کنند به ایرانی بودنشان افتخار کنند؟ ما در این مسائل بسیار ضعیف هستیم و طبیعی است که بچه ها به آثار کشورهای دیگر علاقه نشان دهند.

این نویسنده در پایان گفت: چندین دهه آزاد و به دور از هیاهوی صف آرایی ها و بدون ورود به دنیای آلوده سیاستمداران سعی کردم برداشتی صحیح و سالم برای سربلند ساختن ایران اسلامی را به مخاطب نشان دهم و به مخاطب منتقل کنم. به آن حقیقت را نشان می دهد. چون معتقدم دنیای مخاطبان من پاک و بی آلایش است. من با امضای این بیانیه هدفی جز پدر معنوی همه کودکان و نوجوانان ایران اسلامی نداشتم و قصدم جز خیر و نیکی نبود.