هنگامی که گروه نجات از فروید از دست نازی ها فرار کرد!



به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به گزارش گاردین، در بهار سال ۱۹۳۸، همه اطرافیان زیگموند فروید می دانستند که بازی تمام شده است، به جز خودش. در ماه مارس، نازی‌ها اتریش را به خاک خود ضمیمه کردند و بنیان‌گذار روانکاوی – که آن‌ها را یک «شبه‌دانشمند یهودی» می‌شناسند – در خطر جدی قرار گرفت. فروید در آن زمان ۸۲ ساله بود، بیمار لاعلاج و مصمم بود که نترسد. پنج سال قبل، زمانی که نازی ها کتاب های او را در آلمان سوزانده بودند، با خونسردی گفت: “چه پیشرفتی!” در قرون وسطی مرا می سوزاندند، حالا به سوزاندن کتاب هایم بسنده می کنند». کاش فقط همین بود

چرا فروید آنقدر متقاعد شده بود که نیازی به نگرانی نیست؟ تا حدودی به این دلیل که او در تمام زندگی خود ادعا می کرد که با سیاست کاری ندارد، ظاهراً غافل از این واقعیت است که ممکن است سیاست همچنان بخواهد با او کاری انجام دهد! طوفان و شور بلشویسم و ​​نازیسم و ​​هر آنچه در این میان وجود داشت، او را تنها درگیر نمایش های فرعی پر سر و صدا و جلوه های بیرونی نابسامانی های مختلف درونی مردم کرد: حل عقده ادیپ، بحث در مورد مرگ و مسائل دیگر برای معنا بخشیدن به منطق. حکومت خواهد کرد. بنابراین پیرمرد که متقاعد شده بود که در نهایت همه چیز خوب خواهد شد، به وین جایی که همیشه زندگی می کرد چسبید.

تشکیل یک گروه نجات برای فرار از فروید
داستان این کتاب مهیج که به اندازه یک فیلم پلیسی جذاب است، این است که چگونه یک «تیم نجات» تشکیل می شود تا قبل از اینکه دیر شود، فروید را از خطر نجات دهد. این گروه شامل دختر فداکار فروید، آنا، اولین زندگی نامه نویس او، ارنست جونز و ماریا بناپارت بود. بناپارت یک روانکاو زن پیشگام و البته شاهزاده یونان و دانمارک بود. یکی دیگر از افراد مهم این گروه، ماکس شور، پزشک شخصی فروید بود. او وظیفه مراقبت از مردی را داشت که سرطانش به حدی پیشرفت کرده بود که حتی سگ محبوبش به دلیل بوی گندیده از او فرار می کرد. این گروه فداکار با یکدیگر همکاری کردند تا اجازه بگیرند تا فروید و خانواده بزرگش با قطار به پاریس و از آنجا به لندن سفر کنند.

بریتانیا مناسب فروید بود. او در جوانی به آنجا رفت و بر این باور بود که با وجود «باران، مه، مستی و محافظه کاری» برای همیشه خوشحال خواهد شد. آمریکا ممکن است شرایط امن تری داشته باشد، اما فروید در طول زندگی حرفه ای خود بر سر آن کشور سخت دوید. ۲۸ ژوئیه ۱۹۳۸ فرویدها خانه ای در ۲۰ باغ مارسفیلد در همپستد با وام ۴۰۰۰ پوندی از بارکلیز خریدند. در آن زمان، فروید آنقدر بیمار بود که نمی توانست کار کند. درست یک سال بعد از دنیا رفت.

اندرو ناگورسکی با نکاتی ترسناک کتاب خود را هیجان انگیزتر می کند. آنا و مارتین، دو تن از فرزندان فروید، پیش از آزادی توسط گشتاپو مورد بازجویی قرار گرفتند. آنها مصرف باربیتورات ها (نوعی ماده مخدر) را در صورت شکنجه در نظر گرفتند. علاوه بر این، چهار خواهر بزرگتر فروید در اتریش ماندند، سه نفر از آنها در تربلینکا و چهارمی از گرسنگی مردند. در پایان این مطالعه، ما در شگفتیم که چگونه خود فروید، که کار زندگی اش رویارویی با واقعیت های ناخوشایند زندگی بشر بود، چگونه می تواند آنقدر به این باور ادامه دهد که فقط او می تواند تاریخ را گمراه کند.

نجات فروید: زندگی در وین و فرار به سوی آزادی در لندن اثر اندرو ناگورسکی در ۳۳۶ صفحه توسط انتشارات آیکون بوکز منتشر شده است. «بزرگترین نبرد»، «تعقیب» مردان سخت شکار شده توسط نازی ها» و «۱۹۴۱; «وقتی آلمان شکست خورد» از دیگر آثار این نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی است.