پاسخ عدم حذف ارتش بعد از پیروزی انقلاب چرا سپاه در جنگ عملیات برون مرزی را آغاز کرد؟


گزارش کردن آژانس کتاب ایران (ایبنا) کتاب «کاوش در درس ها و دستاوردهای جنگ» از آثار تازه منتشر شده و شاخص مرکز تحقیقات و اسناد دفاع مقدس است. این کتاب ۵۲۰ صفحه ای برگرفته از مصاحبه های طولانی با فرماندهان و مسئولان جنگ تحمیلی است که حاصل کار و قلم محمد درودیان است.

ساختار و بخش های اصلی کتاب

این کتاب با محسن رضایی، علی شمخانی، محسن رفیق دوست، غلامعلی رشید، محمدعلی (عزیز) جعفری، حسین علایی، محمد جعفری اسدی، محمد جعفری، احمد گلم پور، مصطفی ایزدی و عبدالمحمد رئوفی از فرماندهان انقلاب گفت‌وگو کرده است. همچنین برخی از فرماندهان و فرماندهان ارتش با نویسنده کتاب «کاوش در آموزه‌ها و دستاوردهای جنگ» که می‌توان حسین حسنی سعدی، کریم قوامی، عبدالحسین مفید، مسعود بختیاری، حبیب‌الله سیاری را نام برد. نصرت الله معین وزیری و سید تراب ذکر کردند.

بخش سوم این کتاب شامل مصاحبه با شخصیت های غیرنظامی و بعضاً تأثیرگذار در مورد جنگ تحمیلی است که شامل مصاحبه با اکبر ترکان، مسعود روغنی زنجانی، محمدجواد ظریف، عباس ملکی، علی خرم و سیدکاظم سجادپور است.

در مقدمه کتاب آمده است که ایده نگارش این کتاب توسط سردار علی محمد نائینی رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در سال ۱۳۹۶ (سی امین سالگرد پایان جنگ) مطرح شده است. و کتاب باید دارای ۴ محور نظامی، امنیتی، سیاست خارجی و تبلیغاتی باشد. این چارچوب مبنایی برای تهیه پرسشنامه هایی است که پس از طی مراحل اداری برای مصاحبه داوطلبان این کتاب ارسال می شود. درودیان در مقدمه کتاب نحوه انجام مصاحبه و تالیف این کتاب را تا صفحه ۲۰ توضیح داده است. نحوه تهیه فصول کتاب (مصاحبه با هر فرد به صورت فصل) بدین صورت است که ابتدا بیوگرافی مختصری از فرد ارائه می شود. و ورود وی به مبارزات و جنگ های انقلابی، ضمن استناد به سوابق اجرایی و تحصیلی افراد، پس از خلاصه ای کوتاه از نتیجه گفتگو به تفصیل در کتاب آمده است.



تفکر پشت عملیات سپاه در خارج از کشور چه بود؟
محسن رضایی در بخشی از کتاب درباره تغییر روش سربازان ایرانی از حالت پدافندی به تهاجمی در اواسط جنگ تحمیلی گفت: «… اصلاً باور نمی‌کردم که بتوان انقلاب را توسط سازماندهی کرد. حل مسئله صدام من معتقد بودم که باید نیروهای آمریکایی را از خلیج فارس خارج کنیم. به همین دلیل است که ما مبارزه با صدام را جدا از مبارزه با اسرائیل در لبنان نمی‌دانستیم. تحلیل من این بود که باید چهار تنگه جهان را بگیریم تا اسلام بر جهان مسلط شود. هدف در ذهن من پیروزی اسلام بر کفر، شکست آمریکا، آزادی انقلاب اسلامی و تبدیل اسلام به قدرت جهانی بود. این مسائل باعث شد که ساختار را برای آزادی کشورمان تغییر دهیم. ایده تشکیل تیپ از اینجا شکل گرفت.»


رضایی در ادامه این قسمت می گوید: ابتدا هدف گذاری کردیم که مناطق را آزاد کنیم و صدام را سرنگون کنیم. به همین دلیل در سال ۶۳ قرارگاه رمضان را ساختیم تا اگر در جنگ زمینی و نظامی ناموفق بودیم در عراق نیرویی برای سرنگونی صدام داشته باشیم. این تفکر باعث شد که بزرگ فکر کنیم و اهداف بزرگ انتخاب کنیم…»



آموختن جنگ مهمترین دستاورد جنگ است
در بخشی از کتاب در گفت و گو با سردار غلامعلی رشید از فرماندهان سپاه جنوب کشور در دوران جنگ و فرمانده فعلی قرارگاه مرکزی حضرت خاتم الانبیاء(ص) ع) چنین بیان می کند: «و مهم ترین دستاوردی که از گذشته تا امروز در ذهن من نقش بسته است. از همان ابتدای جنگ ما “ماهیت جنگ” را درک کردیم. ما “جنگ بر ما هو یانگ” را فهمیدیم و این موضوع کوچکی نبود.


در بخشی دیگر از این مصاحبه آمده است: «…ما واقعاً جنگ شبانه را یاد گرفتیم که اوج فرماندهان سپاه بود. من معتقدم هیچ ارتشی نمی داند که ما چه نوع درگیری در شب انجام می دهیم… سردار باقری که اخیراً به چین سفر کرده است، می گوید; چینی ها گفتند شما ایرانی ها می توانید خیلی به ما کمک کنید. می گویند شما چهل سال است که پیوسته می جنگید و ما ارتشی هستیم که حتی یک جنگ ندیده ایم…»


این فرمانده معظم کل قوا معتقد است که مهمترین دستاورد جنگ این است که با ظهور جنگ اجباری بسیاری از ایرانیان با جنگ و مفاهیم آن آشنا شدند. او در بخشی از مصاحبه با درودیان می گوید: «و جنگ طبیعتاً به یک یا دو میلیون جوان ایرانی آموزش نظامی داد. هرکس سه ماه، شش ماه یا یک سال به جبهه می آمد همه چیز را یاد می گرفت. آنها حداقل ۵۰ مفهوم میدانی و میدانی و تخصص نظامی را در طول هشت سال جنگ آموختند و در نبرد با دشمن همه چیز را در صحنه عمل درک کردند. آموختن جنگ مهمترین دستاورد جنگ بود.



چرا ارتش حذف نشد؟
امیر سرتیپ مسعود بختیاری از فرماندهان پیشکسوت ارتش که در این کتاب با وی مصاحبه شده است در بخشی از کتاب خود از دوام ارتش در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی علیرغم برخی مخالفت ها و مشکلات می گوید. که وجود داشت: «..آقا رفسنجانی در یادداشت های خود می نویسد، طرح انحلال ارتش را پیش امام بردیم، اما امام فرمودند که بدنه ارتش ارگانیسم مردمی است و نیاز به پاکسازی دارد. تنها مسئولی که با ارتش موافق بود امام خمینی بود. در داخل خود ارتش، گروهی از افسران انقلابی بودند و می خواستند ارتش را حفظ کنند… افرادی که سابقه مخالفت با رژیم سابق را داشتند و یا آن را ترک کردند، آمدند و با دستور جدیدی سعی کردند ارتش را درست کنند. در این شرایط روز ۲۱ اسفند مشکل پادگان مهاباد پیش آمد و غارت شد. پس از آن در سنندج، غرب کشور و خوزستان (مردم عرب خرمشهر) مشکلاتی به وجود آمد. بروز این مسائل باعث شد که نیاز به نیروهای مسلح بیشتر احساس شود. نظام نیز احساس می کرد که گروه های مختلف فکری و سیاسی که زیر پرچم امام متحد شده بودند، پس از پیروزی انقلاب متفرق شده و با یکدیگر مخالفت کردند. بنابراین، برای محافظت از آن به یک دست مسلح نیاز است. به همین دلیل امام فرمودند که همان لشکر باقی بماند…»