کنش، واکنش و بازسازی جنبش دانشجویی


گروه سیاسی-رجانیوز: اولین قدم برای «کنش‌گری» تعریف مساله است. شناخت مساله و ابعاد و زوایای گوناگون آن مقدمه هر آن چیزی است که جنبش دانشجویی تحت عنوان «کنش‌گری»صورت می‌دهد.

 

یک قضاوت سخت‌گیرانه از عملکرد سال‌های اخیر جنبش دانشجویی، این جمع‌بندی را پیش روی ما قرار می‌دهد که جریان فعالان دانشجویی در این سال‌ها بیش از آن که «تعریف‌کننده مساله» و «کنش‌گر» باشند، در ورطه «واکنش» گرفتار شده‌اند.

 

بدترین روز برای «تشکل» روزی است که دیگران برای او «تعریف مساله» کنند، او را «کنترل» کنند و اجازه «کنش‌گری» را از او بگیرند. این همان بلایی است که بر سر نمازجمعه در جمهوری اسلامی آمد و «تقویم‌خوانی» جای «مساله» را در خطبه‌ها گرفت.

 

اما چه شد که جریان دانشجویی در این سال‌ها تا این میزان «منفعل» و «واکنشی» شد؟ چگونه شرایط به جایی رسید که اکنون باید نهادهای دیگر و فعالان توییتری برای دانشجویان صورت مساله بنویسند و زمین بازی را طراحی کنند و او را چیزی بیشتر از یک مهره در این بازی به حساب نیاورند؟

 

چرا کسی تصور کرد که با ارائه اطلاعات مدیریت شده، می‌تواند تشکل‌ها را وسیله تسویه حساب سیاسی مدیران با یکدیگر قرار دهد و همزمان او را بخاطر افشاگری فساد تشویق کند و از همه تاسف‌بارتر اینکه او هم باور کند؟

 

چه شد که یک تشکل، وقیحانه رهبری را برای پاسخگویی به دانشگاه فراخواند و کسی دم برنیاورد؟ چرا وقتی که در حضور رهبر انقلاب ادعای راهکار و ایده داشت، درخواست رهبری برای ارائه طرح پیشنهادی هیچگاه اجابت نشد؟ حتی پس از آن که رهبری در دیدار سال بعد ماجرا را یادآوری کردند، باز هم به روی مبارک نیاورد؟

 

چه شد که جنبش دانشجویی درک خود از جریان‌سازی اجتماعی را منحصر در تجمع و بیانیه دید و زحمت راه‌های سخت اما اثرگذارتر را به جان نخرید؟ چرا تصور کرد «هفت تپه» را او به تنهایی آزاد کرده و هیچ نهاد و سازمان و رسانه‌ای در این اتفاق شریک نیست؟

 

چرا جریان دانشجویی دستور رهبری برای جدی گرفتن مبانی فکری را به هیچ انگاشت و با لیز خوردن کف توییتر و اینستاگرام خودش را بی‌نیاز از نظام اندیشه‌ای انقلاب دانست؟ چطور آنقدر از فهم خواسته ولایت ناتوان شد که قدرت تشخیص مخالفت رهبری با تحصن در مقابل مجلس را نداشت؟

 

چگونه شد که با آن همه شعار در حمایت از سعید جلیلی، از پس راه‌اندازی نهضت برجام‌خوانی در دانشگاه برنیامد؟ چرا از پاسخ منفی حامیان روحانی به سوال «آیا متن برجام را خوانده‌ای» ذوق‌زده می‌شد و خودش حتی نمی‌دانست برجام چند صفحه است؟

 

جریان دانشجویی در برابر مطالبات جدی رهبر انقلاب در این سال‌ها چه کرده است؟ کارنامه تشکل‌ها در «زنجیره تواصی» چیست؟ با «بیانیه گام دوم» چه کرده است؟ برای «جهاد تبیین» چه اقدامی شده است؟ استراتژی «حلقه‌های میانی» را چه قدر به بحث گذاشته است؟ با ایده حیاتی «بازسازی فرهنگی» چگونه مواجه شده است؟ با ده‌ها مطالبه مبنایی دیگر رهبری چطور برخورد کرده است؟

 

امروز جریان دانشجویی بیش از هر زمانی نیازمند ارزیابی خود است و نقد خود را باید بی‌رحمانه‌تر از دیگران پی بگیرد. جنبش دانشجویی مدت‌هاست که نیازمند «بازتعریف» جدی خود در نسبت با شرایط جدید بوده و یقینا یکی از مهم‌ترین عرصه‌های «بازسازی فرهنگی» است.

 

و قَالَ مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ. و آن حضرت فرمود آن كه خود را در مرتبه پيشوايى قرار مى‏‌دهد بايد پيش از مؤدب نمودن مردم به مؤدب نمودن خود اقدام كند، و پيش از آنكه ديگران را به گفتار ادب نمايد، بايد به كردارش مؤدب به آداب كند، و آن كه خود را بياموزد و ادب نمايد به تعظيم سزاوارتر است از كسى كه فقط ديگران را بياموزد و تأديب كند.

دیدگاهتان را بنویسید