کورمشهر در حال سقوط است! میفهمی یا نه؟



به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آبادان در آغاز دهمین روز (۷/۹/۱۳۵۹) همچنان در آتش شدید آتش سوزی قرار دارد و بخش‌های مختلف آن از جمله مناطق مسکونی و پالایشگاه‌ها متأثر و متاثر شده است. خسارت وارد شده است. .

در شهر اهواز علاوه بر آتش توپخانه دشمن، ضدانقلاب نیز به ویژه گروه خلق عرب و شیوخ از سراسر منطقه فعال هستند. شب ها با تیراندازی به دشمن علامت می دهند و با پخش اعلامیه و تهدید و وسوسه سعی در جذب عرب زبانان منطقه دارند.

غیور اصلی
در شمال غرب اهواز، محور اهواز – حمیدیه – سوسنگرد، نیروهای داخلی (به فرماندهی گیور ماین) به دشمن حمله کردند و تلفاتی به آنها وارد کردند و آنها را وادار کردند. عقب نشینی این عملیات اهواز را از تهدید جدی دشمن نجات داد و سوسنگرد و بستان را آزاد کرد.

در محور اندیمشک، دشمن به شهر نزدیک شد. درگیری در سمت‌های کرهه ادامه دارد و با ورود نیروهای دشمن به بخش‌هایی از شهر شوش، دزفول نیز در معرض تهدید بیشتری قرار دارد.

جبهه مرکزی و شمالی
آزادسازی مهران
ارتش غرب ظهر امروز در گزارشی از سقوط شهر ظهران خبر داد و خواستار کمک به ویژه پشتیبانی هوایی شد.

در روز دهم سرانجام تلاش نیروهای داخلی به ثمر نشست و مهران از اشغال دشمن رهایی یافت. به گزارش روابط عمومی سپاه غرب، در جریان عملیات برادران پاسدار، ژاندارمری و نیروهای مردمی، شهر مهران بازپس گرفته شد و نیروهای مسلح امروز کنترل این شهر را به دست گرفتند.

برخورد عشایر غیور
به گزارش مرکز اطلاعات سپاه: مردم و عشایر گیلان غربی به خوبی در مقابل نیروهای بعثی مقاومت کرده اند و روحیه خوبی دارند. نیروهای عراقی شب گذشته از گیلان غربی به سمت قصرشیرین عقب نشینی کردند.

اما خرمشهر
در سحرگاه ۹/۷/۱۳۵۹ نیروهای زرهی دشمن در دشت شرق جاده خرمشهر – اهواز پخش شدند و به سمت خرمشهر، پادگان دی و رودخانه قارون شروع به پیشروی کردند. بر اساس اظهارات افسر رابط و اظهارات فرماندهی انتظامی خرمشهر:
نیروهای عراقی کلانتری خرمشهر را محاصره کرده اند و حدود ۳۰۰ متر با پادگان قلعه فاصله دارند و با پشتیبانی کامل به سمت پادگان دژ حرکت می کنند. فرمانده عملیات جنوب درخواست کمک و پشتیبانی هوایی کرد.

آتش شدید و سیل تانک ها و خودروهای زرهی به سمت شهر مقاومت نیروهای مردمی را تضعیف کرد. مردمی که سلاحی ندارند جز اسلحه های فرسوده، از خط دور می شوند و به دنبال سرپناهی در ساختمان های اطراف پراکنده می شوند.

محمد نورانی اشک می ماند و ایاد حلمی زاده و دو سه نفر دیگر و جبهه ای خالی در برابر رگبار نیروهای زرهی دشمن.

حلمی زاده بارها نورانی را صدا می کند: بابا برگرد، اینجا نیست. “اگر تفنگ ندارید، حداقل یک پناهگاه بیاورید.”

کورمشهر در حال سقوط است! میفهمی یا نه؟
ناگهان یک وانت با دو ناظر توپخانه نظامی از راه می رسد و با دیدن محمد می ایستد. یکی از ناظران پرسید: عراقی ها کجا هستند؟ بی سیم را می گیرد و با همکارش به بالای ساختمان می رود. آنها همچنین برادر نورانی را دوست دارند. آنها را همراهی می کند

نقشه ای را روی پشت بام باز می کنند و پس از یافتن مختصات جغرافیایی هدف، یکی از ناظران با آتش نشانی کاتیوشا در جاده آبادان تماس می گیرد و پس از دادن مختصات، درخواست آتش می کند. مدتی صبر می کنند. خبری نیست. گوشی را فشار می دهد و با عصبانیت فریاد می زند «بابا خرمشهر دارد می افتد!» می فهمی یا نه؟! عجله کن.”

طولی نمی کشد که آتش سنگین و مداوم بر روی تانک های دشمن فرود می آید و دود سیاه غلیظی بلند می شود. پس از اولین خط آتش، نقطه‌نگار دوباره فریاد می‌زند “باشه، دوباره انجامش بده.”

فریاد الله اکبر نورانی
خط دوم آتش کاتیوشا راه اندازی شد و تانک ها را مجبور به توقف کرد. شادی کودکان وصف ناپذیر است. در این بین دو هواپیمای جنگنده بومی از راه می رسند و نیروهای دشمن را بمباران می کنند. تانک های دشمن شروع به فرار کردند. محمد نورانی پایین می پرد و فریاد می زند: الله اکبر، الله اکبر، عراقی ها فرار کردند. با فریاد او همه جا با سنگر بیرون می آیند. سربازها، باس، نگهبان می روند و تانک های عراقی را با نارنجک های Z-3 و M-1 تعقیب می کنند.

تانک ها پشت انبارهای عمومی پوشیده می شوند. بچه ها گرسنه و تشنه، اما شاد، سنگری در مقابل دشمن می گیرند. یک خط منظم مورد نیاز است.

گزارش سرهنگ عراقی از مقاومت ایران
سرهنگ عدنان رازی (فرمانده عراقی) در یادداشت های خود آورده است: در تاریخ ۱۰.۱۰.۸۰ (۱۳۵۹/۹/۷) نیروهای ایرانی قبل از عقب نشینی به نقاطی که در دست ما بود حمله کردند. نیروهای ما فرار کردند و گروهی به نیو بریج بازگشتند.

از ارتش درخواست نیروی کمکی برای انجام ماموریت کردیم و گفتیم که نیروهای ما توانایی انجام ماموریت را ندارند و اطلاعاتی که از شهر و رزمندگان ایرانی داریم اشتباه است. آنها روحیه بسیار بالایی دارند، خوب می جنگند و پیشرفت می کنند.

ادامه دارد…
منابع:
۱- مهدی انصاری، حسین یقطا، یورش در سراسر کشور: مجله جنگ ایران و عراق (کتاب چهارم)، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ دوم، ۱۳۷۵، صفحات ۲۳۲، ۲۳۴، ۲۳۶. ، ۲۳۷
۲- خرمشهر در نبرد طولانی، گروه مؤلف، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ چهارم ۱۳۸۹، صفحات ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴، ۲۶۶.