۲۰۴ از همه چیزهایی که دارید با آگاه بودن استفاده کنید، چل همیلتون میزبان Minis مدیتیشن را توضیح می دهد


۳ آوریل ۲۰۱۷

چل همیلتون یک هیپنوتیزم درمانی است و بیش از ده سال در این زمینه کار کرده است. او در کمک به مردم برای غلبه بر اضطراب ها و ترس های خود با استفاده از درک عمیق خود از عملکرد مغز خودآگاه و ناخودآگاه انسان متخصص است. او همچنین میزبان پادکست کوتاه مدیتیشن مدیتیشن های کوتاه و هدایت شده برای غلبه بر اضطراب و استرس و دستیابی به تجربیات خواب عمیق است.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

  • من مواقعی که در زندگی‌ام بی‌ثبات‌ترین یا دیوانه‌ترین یا تحریک‌کننده‌ترین زمان‌ها را احساس می‌کنم، آن‌ها برای من تجربیات یادگیری عظیمی بوده‌اند.

تاثیر بر احساسات

  • تمرکز حواس قطعا باعث شده که من کمتر واکنشی داشته باشم. مطمئنا آرام تر شدم شاید گاهی اوقات به ضرر. گاهی اوقات در روابط بین فردی ما با یک شریک، وقتی آنها واقعاً به چیزی علاقه دارند و وقتی به سمت منطقی خالص، آرام و منطقی می رویم، آنها می گویند، اوم، شما من را درک نمی کنید. چه بلایی سرت اومده؟ قسم می خورم که من یک ولکان نیستم. فکر می‌کنم گاهی باید بگوییم، خدای من، این شگفت‌انگیز است و سپس به مکان آرام خود برویم.

افکار در مورد تنفس

  • یکی از مراقبه های تنفسی کوچک مورد علاقه من این است که در پادکست خود انجام می دهم. این تنفس متمرکز بر بینی اکهارت تول است که در آن فقط روی لبه‌های سوراخ‌های بینی تمرکز می‌کنید. این برای من انقلابی بود، زیرا کل این ایده که باید به تمام تنفس‌هایم توجه کنم، کار زیادی به نظر می‌رسید. فقط توجه به احساس هوا در هر موقعیتی از زندگی، چه راه رفتن از اتاقی به اتاق دیگر، چه در وسط دعوا یا هر چیزی، واقعاً آسان بود. بنابراین این تمرینی است که هم متمرکز بر تنفس و هم متمرکز است. اگر فقط می توانستم به مردم بگویم که یک کار را انجام دهند، آن کار بود.

منابع پیشنهادی

تاثیر بر احساسات

داستان قلدری من چیزی در مورد آن نداشت. کلاس چهارم بود. در دوران تبعیض‌زدایی به مدارس داخل شهر رفتم. دختری آنجا بود که از من راضی نبود و تقریباً هر روز بعد از مدرسه مرا کتک می زد. او متوقف نشد تا اینکه یک روز با جعبه ناهار به سرش زدم. فکر نمی کنم تمرکز حواس ربطی به آن داشته باشد. وقتی با جعبه ناهارم سرش را کوبیدم قطعا متوقف شد.

پسرم در مدرسه راهنمایی و همچنین همسایه‌ام مورد آزار و اذیت قرار گرفت، زیرا ما در خانه‌های بزرگ در قسمت شیک منطقه خود زندگی نمی‌کردیم. ما در خانه های اجاره ای زندگی می کردیم. فکر می کنم برای او چیزی که بیشتر از همه به او کمک کرد این بود که از طریق کارهایی که با من انجام داد شروع به درک این موضوع کرد که اگر به آنها اجازه نمی داد عکس العملی در او ببینند، آنقدرها لذت نمی برد. برای انجام کارهایی که انجام می دادند. یاد بگیرید چگونه در لحظه عکس العمل نشان ندهید اما سپس پاسخ دهید.

این بدان معنا نیست که اگر فردی فیزیکی یا بیش از حد تهدید کننده است، باید به بزرگسالان بگویید. ما در واقع مجبور شدیم مدرسه را عوض کنیم زیرا به بزرگسالان گفته شد و قلدری در مدرسه حتی بدتر شد. شرم در همه اینها وجود دارد. زیرا وقتی کودک مورد آزار و اذیت قرار می گیرد، معمولاً مبتنی بر شرم است، مبتنی بر ترس و شرم است. هرچه در لحظه کمتر پاسخ دهند، کمتر به قلدر پاسخ می دهد.