۲۱۳ ذهن آگاهی رسانه های اجتماعی با ملیندا ویتستاک


۴ مه ۲۰۱۷

ملیندا ویتستاک یک کارآفرین، روزنامه‌نگار و نمونه فوق‌العاده یک فرد متفکر است. او شرکتی به نام Verifeed را اداره می کند که از داستان و اصالت واقعی برای کمک به جذب و تبدیل مشتریان جدید استفاده می کند. او نه تنها شرکت خود را به خوبی اداره می کند، بلکه یک مسافر، صاحب سگ و مادری باورنکردنی است. او در حالی که تمام این توپ‌ها را در هوا نگه می‌دارد، برنامه منظمی دارد که شامل مدیتیشن، ورزش، خواب کافی و زمان زیادی با دوستان می‌شود.

اطلاعات تماس

  • وب سایت: www.Verifeed.com
  • پیشنهاد ویژه: مشاوره رایگان با ملیندا کلمه “قبیله” را به شماره ۴۴۲۲۲ پیامک کنید ما به شما کمک می کنیم قبیله مؤمن خود را پیدا کنید. این برای هر کسی است که می خواهد در مورد نحوه استفاده از هوش اجتماعی برای پیشرفت کسب و کار خود بیشتر بیاموزد.
  • ایمیل: [email protected]

تاثیرگذارترین فرد

  • تریش واینوت، درمانگر. همچنین برن براون، نویسنده.

تاثیر بر احساسات

  • مرحله. مانند هدایت نشدن توسط احساسات. درک اینکه احساسات من نیستم. افکار من نیستند، آنها چیزها را رد می کنند. من احساس نمی کنم تحت کنترل احساساتم هستم. من می خواهم به ذهن آگاهی به عنوان آگاهی فکر کنم.

افکاری در مورد تنفس

  • این بزرگ است. فقط قادر به استراحت و مشاهده و در لحظه بودن. تنفس حیاتی است. نفس اوجاجی نوعی تنفس عمیق است که من از طریق یوگا وارد آن شدم. با «کل آپونوپونوی» که انجام می‌دهم، نوعی نفس جعبه‌ای وجود دارد، که در آن نفس می‌کشید و آن را نگه می‌دارید و سپس نفس خود را بیرون می‌دهید و آن را نگه می‌دارید و به مراقبه تبدیل می‌شود.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • من بچه ای بودم که از هر نظری که تصورش را می کردی متفاوت بودم. من اولین بچه ای بودم که پدر و مادرم از هم جدا شدند و این باعث شد خیلی حساس باشم.
  • برخی از کارنامه های من می گویند که من فقط گریه می کنم. خب، البته، چون تمام زندگی من در آن زمان دیوانه بود.
  • من هم قدبلندترین بچه بودم و یه جورایی لاغر بودم. من در اسکیت بازی شرکت کردم که به این معنی بود که خیلی از مدرسه را از دست دادم. بنابراین من در این حساب ها متفاوت بودم.
  • قبلا مورد آزار و اذیت قرار می گرفتم و این حس شرمندگی را داشتم که انگار مشکلی در من وجود دارد. مشکل قلدری این است که می تواند ادامه داشته باشد.
  • در مورد باورهای محدود کننده صحبت می کنیم، این همان چیزی است که می توانید تمام زندگی خود را با خود حمل کنید.
  • این می تواند شما را با این حس “من کافی نیستم” یا “من نمی توانم این کار را انجام دهم” را ترک کند. حتی اگر آنها افکار ناخودآگاه باشند. این چیزها گاهی خیلی ظریف اتفاق می افتد.