۲۴۸ روش حافظه مغناطیسی را با دکتر آنتونی متیویر کشف کنید


۴ سپتامبر ۲۰۱۷

دکتر. آنتونی متیویر بنیانگذار روش حافظه مغناطیسی است، روشی موثر و سرگرم کننده برای به خاطر سپردن زبان خارجی، واژگان، رویاها، نام ها، موسیقی، شعر و موارد دیگر. دکتر. Metivier کتاب می نویسد و برای هر کسی که نیاز به بهبود حافظه خود دارد آموزش ایجاد می کند. چیزی که او را از سایر نویسندگان در زمینه مهارت ها و رشد حافظه متمایز می کند این است که او روی رشته های طولانی ارقام یا تمرین برای قهرمانی حافظه تمرکز نمی کند. او تکنیک های ساده ای را برای به خاطر سپردن اطلاعاتی که زندگی روزمره شما را تغییر می دهد ارائه می دهد: واژگان زبان های خارجی، نام ها و چهره ها، مطالبی برای تست ها و امتحانات. هیچ کم کاری در تمرین او وجود ندارد، فقط تکنیک هایی کار می کنند. از علاقه‌مندانی که به دنبال حفظ حقایق، اشعار یا موارد دیگر هستند تا هر کسی که می‌خواهد به زبان دیگری تسلط یابد، آنتونی دوست دارد ببیند تکنیک‌های حافظه ریشه‌دار و شکوفا می‌شوند.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

تاثیر بر احساسات

  • واقعاً آنها را یکنواخت کرده است.
  • من افسردگی بالینی و اختلال دوقطبی داشته ام، بنابراین خلق و خوی من در گذشته در همه جا وجود داشته است.
  • در حال حاضر من یک خط مستقیم قوی دارم و دقیقاً همان شکافی دارم که می‌توانم در آینده در آن زندگی کنم. منظورم این است که من قبلاً در آینده زندگی می کنم زیرا در استرالیا هستم اما اکنون به نوعی در آینده پاسخ های فیزیکی و ذهنی خود زندگی می کنم و می توانم آن را قبل از اینکه اتفاق بیفتد ببینم.
  • نه هر بار، بلکه به طور مداوم و بیشتر و در ایجاد یک داستان بزرگ در مورد آن و یا حتی حضور در آن مقید نشوید. و اکنون یک سال و نیم است که می توانم بدون دارو کار کنم. پس عالی بود

افکاری در مورد تنفس

  • می گویند همیشه به نفس برگرد. اگر گم شدی اینجا جایی است که باید بروی. من آنقدر خوشبخت شدم که در اوایل دهه ۲۰۰۰ با چیزهایی مانند هنرهای رزمی روسی روبرو شدم که آنقدر بر نفس کشیدن متمرکز بودند که فقط زمان زیادی را با نفس گذراندم و فقط متوجه شدم که تنش زیادی با نفس نکشیدن مهار می شود. و سپس شروع به ایجاد گردش خون بیشتر به درمان تنش و جلوگیری از ایجاد آن در وهله اول کمک زیادی کرده است.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • من در اطراف قلدرهای زیادی بودم. من به نوعی می‌توانستم در مقابل آنها بایستم و بخشی از آن شاید فقط بی‌احتیاطی خودم بوده است.
  • من میانگین ضربتی خوبی داشتم که فقط آنها را در جای خود قرار می دادم و می توانستم در منطقه خطر بین جوک ها و غیر جوک ها موج سواری کنم، اما به نوعی با همه اتحاد داشتم، اما کمی به کمی بودن ربط داشت. بد و دیوانه و واقعاً اهمیتی نمی دهم زیرا پیشینه خانه من آنقدر بد بود که تروی جوک احتمالاً مرا با چه چیزی تهدید می کرد.
  • من قلدری را زیاد دیدم و به آن پاسخ دادم.
  • من یک مبارزه مشت داشتم که در آن شرکت کردم و در نتیجه ایستادگی در برابر قلدری شکست خوردم، اما در نهایت با هم دوست شدیم و بعد از آن بحث‌های جالبی داشتیم و نمی‌دانم آیا بسیاری از اینها خارج از کنترل ما هستند.
  • ما واحدهای بیولوژیکی با هورمون‌های خشمگین هستیم و چیزهایی اتفاق می‌افتد، بنابراین ذهن‌آگاهی برای من از آنجا شروع می‌شود و فقط به انسان‌ها کمک می‌کنم تا درک بهتری داشته باشند که آنچه در این موقعیت‌ها برایشان اتفاق می‌افتد تا حد زیادی خارج از کنترل ماست. و ما واقعاً به دلیل واحدهایی که در آن هستیم، آنقدر که فکر می کنیم اراده آزاد در آن نداریم.
  • اگر بتوانید بین پاسخ فیزیکی خود به چیزها و اقداماتی که انجام می دهید فاصله ایجاد کنید، بسیاری از آن ها می توانند متوقف شوند. فرد قلدر می تواند خود را در لحظه ای از قلدری که شاید از آن آگاه نبوده، بگیرد و فرد قلدر می تواند واکنش متفاوتی نشان دهد، زیرا آنها قبل از اینکه ذهنشان اقدام را هدایت کند، از واکنش بدن خود آگاه هستند.