۲۵۹ عمیق ترین خواسته های خود را در کنار مصطفی حموی کشف کنید


۹ اکتبر ۲۰۱۷

مصطفی حموی به عنوان متخصص برجسته رهبری پرشور در جهان شناخته می شود. او در یک سال به چیزی دست یافته است که ۲۰ سال برای دیگران طول کشیده است. موفقیت شگفت انگیز او در کمک به توانمندسازی رهبران برای کار و زندگی پرشور، منجر به لقب «آقای» به او شده است. شور’. مصطفی در برنامه گفتگوی خود، یکشنبه های شور، با بیش از ۱۸۰ رهبر فکری جهان مصاحبه کرده است.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

  • سوامی من در هند که ۱۳ سال در غارها بوده است.

تاثیر بر احساسات

  • این به من کمک کرد تا احساساتم را بیشتر رعایت کنم. من بسیار پرشور هستم، بنابراین وقتی ناراحت هستم، بسیار ناراحت هستم. وقتی روز بدی دارم، روز خیلی بدی را سپری می کنم.
  • من هر کاری را با اشتیاق انجام می دهم. هوشیارتر بودن به من این امکان را می‌دهد که توجه بیشتری داشته باشم و به آرامی یاد گرفته‌ام که کمتر در مورد احساساتم قضاوت کنم.
  • من دیگر در آن فضای نیستم، شما باید حواستان باشد یعنی نباید عصبانی باشید. من با آن موافق نیستم. اگر عصبانی باشم، عصبانی هستم، حدس بزنید، اگر کسی با ماشین من برخورد کند، عصبانی خواهم شد.
  • من یاد گرفته ام که خشم خود را به عنوان یک واکنش طبیعی بپذیرم و آن را تماشا کنم تا زمانی که بالا برود و دوباره پایین بیاید، نه اینکه سعی کنم با آن مبارزه کنم، زیرا زمانی که قبلاً با آن مبارزه می کردم، کار را سخت تر می کرد. حالا من فقط حاضرم و تماشا می کنم. یعنی پذیرش

افکاری در مورد تنفس

  • نفس کشیدن همه چیز است. بگذارید اینطور بیان کنم، اگر دیگر نفس نکشید، دیگر وجود ندارید. بنابراین تمرکز نهایی، نفس کشیدن نهایی است.
  • یاد گرفتم که وقتی ویپاسانا را انجام دادم، تکنیک مدیتیشن بودایی که بودا برای روشن شدن از آن استفاده می کرد، که صرفاً دوره القایی است.
  • ما را ده روز در یک سالن گذاشتند و تنها کاری که انجام می‌دهیم این است که نفس‌هایمان را مشاهده می‌کنیم. هر روز صبح از خواب بیدار می شوم و بیست دقیقه ویپاسانا انجام می دهم.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • قلدرترین افراد در زندگی، خود قلدر هستند. افرادی که در خانه یا در مرحله ای از زندگی خود مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، یک واکنش محافظتی نامطلوب دارند.
  • به نوعی با آنها احساس همدلی می کنم زیرا آنها مجبور بودند تجربه خاصی را پشت سر بگذارند و شاید در خانه مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشند و به مدرسه برگردند و آن را با دوستان خود در مدرسه بیرون بیاورند. قلدرها در همه جای زندگی ما وجود دارند.
  • من فقط می خواهم واضح بگویم، اکثر ما از یک جهت، شکل یا شکل، قلدر هستیم. من نمی‌خواهم هیچ‌کس از جمله خودم، اینجا خودپسند باشد.
  • ما افراد خاصی را به روش های خاصی مورد آزار و اذیت قرار می دهیم. خیلی از اوقات ما این کار را منفعلانه و نه تهاجمی انجام می دهیم.
  • اگر کسی در مکان قدرت یا شهرت باشد، ما به راحتی می‌توانیم خیلی راحت‌تر از کسی که مجبور است خودش را مجبور کند، کسی را مورد آزار و اذیت قرار دهیم.
  • اگر حضور داشته باشیم، قلدری بسیار آرام تر می شود. می توانیم ابتدا خودمان را آرام کنیم و سپس اجازه دهیم طرف مقابل آرام باشد. در پایان، با قلدری، دلیل خاصی وجود دارد که چرا آنها کاری را که انجام می دهند انجام می دهند.
  • وقتی به سوریه برگشتم مورد آزار و اذیت قرار گرفتم. حدود شانزده سالم بود. من با دوستانم درگیر شدم، من و دوستانم با بچه های افسران نظامی دعوا کردیم و این بچه ها رفتند و هفده سرباز گرفتند تا ما را با زنجیر بزنند.
  • برای یک دوره [of time]، این مرا کشت، زیرا احساس مظلومیت می کردم. این فراتر از قلدری است. آن حادثه به من انگیزه داد تا از سوریه خارج شوم و آینده بهتری را در جای دیگری جستجو کنم. اگر آن حادثه نبود، من هنوز در آنجا زندگی می کردم و اینی که امروز هستم نبودم.