۲۶۰ استاد روابط کلیدی شما با مجید مقربن


۱۲ اکتبر ۲۰۱۷

مجید مقربان سخنران، نویسنده و کارآفرین حرفه ای است. مجید پس از راه‌اندازی پنج کسب‌وکار قبل از ۲۱ سالگی، اکنون به شرکت‌ها کمک می‌کند تا با ذهنیت کارآفرینی سریع‌تر به موفقیت برسند. او به‌خاطر سخنران کلیدی انرژی‌بخشی شناخته می‌شود که به مخاطبان قدرت می‌دهد تا اقدام کنند. دیدگاه منحصر به فرد او در زمینه رهبری تجاری او را در سراسر جهان برده است. سازمان های راهنمایی مانند صندوق جهانی حیات وحش، تویوتا، ونگارد، و شرکت Loblaw. برای دستیابی بیشتر، سریعتر صحبت‌های پر داستان او نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از روحیه راه‌اندازی مشتاق برای بهبود فضای کاری در دنیای شرکت‌ها استفاده کرد.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

  • همسر من. او الگوی حضور سعادتمندانه است. رضایت در لحظه

تاثیر بر احساسات

  • ذهن آگاهی به من این امکان را داده است که با کنجکاوی و حضور از احساسات خود به عنوان سیگنال ها و داده های اطلاعاتی استفاده کنم.
  • [It takes me to the place of ‘oh, I’m experiencing anger right now’, instead of having the instinctive reaction of, “I’m angry, I’m going to go break some dishes”, or “I’m going to go yell at somebody”.
  • Just that split second realization of, “Oh, I’m experiencing an emotion, this is information for me. What should I do with it?” [This] در مقابل اجازه دادن به احساساتم برای کنترل بدنم.
  • فکر می کنم ذهن آگاهی این قدرت را به من می دهد.

افکاری در مورد تنفس

  • من این چیز را در مورد تنفس یاد گرفتم. این شگفت انگیز است.
  • هنگامی که به عنوان غارنشین توسط یک شکارچی شکار می شویم، نفس خود را بسیار کم عمق می کنیم تا صدایمان شنیده نشود و بهتر بشنویم.
  • وقتی کاملاً خنک و ریلکس هستیم و پرندگان در حال غوغا هستند و آب در حال گذر است، نفس عمیق بکش.
  • بنابراین وقتی عمیق نفس می‌کشیم، به بدن خود می‌گوییم که درنده‌ای در آنجا وجود ندارد و من معتقدم که این سریع‌ترین، ساده‌ترین و ارزان‌ترین راه برای آگاهی فوری است.
  • یک نفس عمیق بکشید و شما در حال حاضر آنجا هستید.

منابع پیشنهادی

  • کتاب: قدرت اکنون اثر اکهارت توله
  • برنامه: آرام

داستان قلدری

  • فکر نمی کنم در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشم. من ذهنیت بسیار قوی داشتم. نگرش نسبتا قوی
  • فکر می‌کنم آنچه در دوران کودکی و اکنون من واقعاً بیشتر از یک احساس فعلی است، فشار برای عادی بودن است. فشار برای بودن مثل بقیه
  • زمانی که شما فردی پرت هستید؛ یک عملکرد بالا، شما ذاتاً متفاوت از اکثر مردم هستید و دیگران را ناراحت می کنید.
  • بنابراین، کاری که من توانستم با موفقیت انجام دهم، یافتن افراد با انگیزه دیگر بود تا در بین همسالانم عادی باشم.
  • اما چیزی که متوجه شدم به خاطر آن مورد انتقاد قرار گرفتم، جاه طلبی و انگیزه و مسخره شدن برای تمرکز روی موفقیت و انجام ندادن کاری بود که فکر می کردم بچه های باحال انجام می دهند.
  • آنها کلاس را ترک می کردند، مواد مخدر می کشیدند، قلدر می شدند و شوخی می کردند و من به نوعی به خونسردی آنها غبطه می خوردم در حالی که درس می خواندم و نمرات خوبی می گرفتم.
  • چیزی که من همیشه احساس می‌کردم، فشار این است که سعی کنم عادی باشم، و راه حلی که پیدا کردم این است که عملکرد عادی خود را بالا ببرم. من در میان قبیله ام احساس عادی می کنم.