۲۷۶ موفقیت نهایی با استفاده از ذهن آگاهی با کارشناس رهبری سوزان بلیز


۷ دسامبر ۲۰۱۷

سوزان بلیز یک مربی رهبری است که ماموریت دارد دنیای کار را در یک زمان تغییر دهد. او طی ۲۶ سال در صنعت بیمه سلامت، از پذیرش به مدیر عامل بخش میلیارد دلاری یک شرکت فورچون ۱۰۰ صعود کرد. او به رهبران کمک می کند تا تعادل حیاتی بین روابط و نتایج را درک و اجرا کنند، بنابراین آنها می توانند استعدادهای افراد خود را برای دستیابی به موفقیت نهایی و رضایت برای همه آشکار کنند.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

تاثیر بر احساسات

  • آنها را مساوی کرده است. من می توانم به طور رادیکال بالا و پایین و در اطراف باشم و به دلیل این تمرین، توانسته ام تمرکز و آرامش بیشتری داشته باشم. پستی و بلندی ها به جای دیوانگی، معتدل تر هستند.

افکار در مورد تنفس

  • از آنجایی که من تمایل دارم همه کارها را سریع انجام دهم، در قدیم می خواستم از گرم کردن صرف نظر کنم و مستقیماً به تمرین بروم. من فکر می کنم، اوه بله، نفس کشیدن.
  • من متوجه شده ام که واقعا چقدر قدرتمند است و این یکی از تکنیک هایی است که برای مشتریانم وقتی شروع به ناراحتی می کنند استفاده می کنم.
  • من می گویم، بیا اینجا یک دقیقه وقت بگذاریم و چند نفس عمیق بکشیم. شگفت‌انگیز است که چگونه عمل ساده کشیدن یک یا دو یا سه نفس آرام می‌تواند کل دیدگاه شما را تغییر دهد.

منابع پیشنهادی

نقل قول افتتاحیه

  • می‌توانی به آن پناهگاه بروی و مکانی آرام داشته باشی تا زندگی هر چه به تو می‌اندازد، بتوانی با مهربانی، با آرامش و سکوت از پس آن برآیی. – سوزان بلیز

داستان قلدری

  • یکی از مدیران عاملی که برایش کار می کردم. این یکی از آن موقعیت‌هایی بود که در چند ماه اول که وارد شدم، دختر طلایی بودم و همه این کارهای شگفت‌انگیز را انجام می‌دادم.
  • من برای شروع یک بخش جدید وارد شدم و داشتم به دستاوردهای بزرگ می رسیدم و انواع کارهای شگفت انگیز را انجام می دادم و در یک نقطه خاص با گفتن ناخواسته حقیقت به رئیس هیئت مدیره زمانی که حدس می زدم قرار بود پیام را ماساژ بدهم از او عبور کردم. کمی به روشی متفاوت و دیدم که این اتفاق افتاد.
  • با خودم فکر کردم، اوه اوه، من در مشکل هستم. و از آن روز به بعد، برای دو سال بعد، او به طرز وحشتناکی مرا مورد آزار و اذیت قرار داد، کارهایی مانند: سفارت کردن به من، فراخواندن من در مقابل تیمم، برگزاری کنفرانس تلفنی با همسالانم، و فقط با من رفتار کرد که گویی یک احمق هستم. . همه جور چیزهایی مثل اون جایی که فقط بدبخت بود.
  • این نوع رفتار انسان را نابود می کند. متأسفانه واقعاً اینطور است. واقعا اذیتم کرد. من قصد داشتم کار را ترک کنم اما خوشبختانه شرکت خریداری شد و من به روشی بسیار مثبت تر پول نقد کردم.
  • اما من می خواستم بروم چون فهمیدم بهترین کارم نیستم. اگر به مردم قلدری می کنید و سعی می کنید آنها را شکست دهید. حدس بزن چی شده؟ عملکرد آنها پایین می آید. مثل این است که ما می خواهیم مردم را به موفقیت برسانیم؟ این خیلی خوب کار نمی کند.
  • من قطعاً در آن سال ها از عناصر تمرکز حواس برای قوی نگه داشتن خودم استفاده کردم. من از مدیتیشن روی مسترز استفاده کردم. شما می توانید آن را در هفت دقیقه انجام دهید. روزی چند بار انجامش میدادم
  • من باید به دفترم می رفتم و آرام می شدم، زیرا از ملاقاتی با او که به طور مجازی سرم را زده بودند ناراحت می شوم و حالا قرار است با تیمم ملاقات کنم. پس باید خودم را جمع و جور کنم.
  • برای چند دقیقه به دفترم می‌رفتم و آرام می‌شدم، خودم را به مرکز می‌رسانم و بعد می‌رفتم پیش آنها.
  • یکی دیگر از چیزهای حیاتی که در سازمان ها اتفاق می افتد این است که شما آبشار را دارید. از بالا شروع می شود، فرد سر در سطح بعدی می زند و آنها در سطح بعدی می زنند و در سطح بعدی می زنند.
  • قبلاً به معنای واقعی کلمه تصویری از چتر داشتم و می‌گفتم: “نه، اینجا متوقف می‌شود. برایم مهم نیست با من چه می‌کنی، من با مردمم اینطور رفتار نمی‌کنم.”
  • من همیشه با مردمم خوب رفتار کردم. ما گوشه کوچک خود را از جهان داشتیم که سرگرم کننده و کاربردی و مثبت بود. اما برای انجام این کار تلاش و تمرکز زیادی لازم بود زیرا قبل از اینکه دوباره با آنها تعامل کنم باید خودم را به مرکز برگردانم.