۲۸۰ ابتدا بر سلامت تمرکز کنید، اسکات سیمونز، بنیانگذار Organik می گوید


۲۱ دسامبر ۲۰۱۷

اسکات یک Ecopreneur است به این معنی که او افراد، هدف و کره زمین را بر سود مقدم می دارد. ماموریت اسکات الهام بخشیدن به تمرین روزانه سلامت است. او برای انجام این ماموریت، سه کسب و کار اجتماعی ایجاد کرد. در سال ۲۰۰۴، او مرکز پادوآ، یک مرکز سلامت اجتماعی را تأسیس کرد. در سال ۲۰۰۶، او شبکه جوانان سیاه پوست دستتا را تأسیس کرد و به جوانان ۱۸ تا ۲۵ ساله به حاشیه رانده شده کمک کرد تا به مسیر خود بازگردند. در سال ۲۰۰۶، اسکات یک شرکت کارگزار سلامتی Organik را تأسیس کرد. اسکات همچنین از سال ۲۰۰۶ یک معلم یوگا، مربی شخصی و مربی بهداشت است. به گفته اسکات، بزرگترین منبع الهام او در تمرین روزانه سلامتی او است.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

  • استیو سیمز / جان کابات زین

تاثیر بر احساسات

  • ذهن آگاهی به آرام کردن احساسات من کمک می کند. کند کردن واکنش سخت است. واکنش همیشه وجود دارد، ما می خواهیم که وجود داشته باشد. مبارزه یا فرار
  • ذهن آگاهی فضای کمی بین واکنش و پاسخ ایجاد کرده است. در ابتدا از یک ثانیه به [longer].
  • حالا اگر کسی حرفم را در بزرگراه قطع کند، می‌توانم ببینم که احساس بالا می‌آید. احساسات زیبا هستند، فقط نحوه برخورد ما با آنها مشکل یا راه حل است.
  • می بینم که عصبانیت بالا می آید و حالا واکنشم را خیلی بیشتر انتخاب می کنم. قبلا خیلی بیشتر واکنش نشان می دادم و خیلی زود عصبانی می شدم.
  • گاهی اوقات می‌توانستم انفجاری باشم، اما اکنون آن را آرام کرده‌ام و فاصله‌ای بین واکنش و پاسخ ایجاد کرده‌ام.

افکار در مورد تنفس

  • اساس سلامت مطلوب تنفس و به طور خاص تنفس آگاهانه است. ما حدود ۲۰۰۰۰ بار در روز نفس می کشیم. چند نفر از آنها بیهوش هستند؟
  • در واقع، ارتباط بین آرامش و استرس یک نفس آگاهانه است. می‌توانم بگویم، اساس تمرین مراقبه من، و حتی قبل از آن، تمرین تنفس است. این است که در هر شرایطی فقط خودم را بگیرم. این تقریباً تمرین مدیتیشن غیررسمی است.
  • وقتی دارم رانندگی می کنم به نفس برمی گردم. هنگام ملاقات با مشتری یا در کلاس‌های یوگا، تا حد امکان به نفس باز می‌گردم. فقط برای این که بدانم من از آنجا پاسخ می دهم و از روی نفس واکنشی نشان نمی دهم.
  • نفس مؤثرترین ابزار برای رام کردن نفس، رام کردن ذهن است. به جای اینکه آن ذهن یک دشمن یا صدایی پست در ذهن شما باشد، می تواند متحد شما، بهترین دوست و مشاور شما شود.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • من در شهر کبک، یک شهر بسیار فرانسوی به دنیا آمدم. من فقط در سیزده سالگی فرانسه یاد گرفتم. من کمی فرانسوی بلد بودم، اما از دبستان انگلیسی به دبیرستان فرانسوی رفتم.
  • در آن زمان، که بچه انگلیسی بودم و از یک خانواده بزرگ انگلیسی می آمدم، با لهجه فرانسوی ام هدف آسانی برای خندیدن بودم.
  • من هرگز از نظر جسمانی مورد آزار و اذیت قرار نگرفتم، اما از نظر خندیدن به زبانم، این اتفاق زیاد افتاد. واقعاً در ابتدا من را وادار به واکنش می کرد. من آن را بسیار شخصی می دانم.
  • سالها طول کشید تا یاد گرفتم لهجه فرانسوی خود را شخصاً نگیرم. الان فقط قبولش دارم و خیلی بهتر فرانسوی صحبت می کنم.
  • در ابتدا، این جایی بود که مردم بیشتر از همه من را انتخاب می کردند. معمولاً قلدری من را خجالتی‌تر می‌کرد و زیاد صحبت نمی‌کردم. ورزش واقعاً به من کمک کرد.
  • در بسکتبال خیلی خوب شدم و دوستان بیشتری پیدا کردم. من از طریق ورزش احترام بیشتری کسب کردم و مردم آنقدر به من نمی خندیدند. من شش فوت سه بودم [inches] و کمی بلندتر از بقیه تا بتوانم از خودم دفاع کنم. فکر می‌کنم با تمرین بهتر و بهتر شدن در زبان فرانسه، از آنجایی که مردم با من آشنا می‌شدند، به من توجهی نداشتند. در ابتدا، خیلی خشن نبود اما سواری آسانی هم نبود.