۲۸۱ با بنیانگذار شبکه رادیویی خوب، فرانکی پیکاسو، چیزهای خوبی کسب کنید


۲۵ دسامبر ۲۰۱۷

فرانکی پیکاسو یک کارآفرین اجتماعی بین‌المللی، مجری برنامه گفتگو و قهرمانی برای تغییر است که در ۳۰ سال گذشته زندگی‌ها را متحول کرده و بر فرهنگ تأثیر گذاشته است. از لحاظ حرفه ای، او یک مربی معتبر زندگی، تجارت و استاد مربی، نویسنده، هنرمند، فعال و بشردوست در آموزش است که اتفاقاً در غیرممکن ها تخصص دارد! فرانکی به عنوان بنیانگذار شبکه رادیویی خوب، (TGRN) میزبان رادیو Mission Unstoppable Radio، FrankieSense & More است. هر چیزی که فرانکی درگیر آن است، دارای تأثیر اجتماعی است. TGRN وسیله ای برای تأثیر اجتماعی است و آثار هنری او وسیله دیگری است. به عنوان یک هنرمند حرفه‌ای، نقاشی‌های فرانکی در کتاب بین‌المللی هنرمندان معاصر جلد ۶ قرار گرفته‌اند و می‌توان آن‌ها را در هنرهای زیبا آمریکا پیدا کرد، کتاب فرانکی Midlife Mojo به رسمیت شناخته شد و جایزه برنده نهایی را به عنوان یکی از ۵۰ نویسنده بزرگ که باید برنده شود. در سال ۲۰۱۵ مطالعه کنید!» او همچنین یکی از همکاران پست هافینگتون، و عضو شورای اقتصادی زنان و شورای تجارت تکاملی است.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

  • پدرم
  • نایجل وارتی (کوهنورد)

تاثیر بر احساسات

  • من یاد گرفته ام که در مقابل واکنش نشان دهم. یاد میگیرم از خودم بپرسم من کی هستم؟ از این طریق می‌توانم شخصی را که می‌خواهم در دنیا باشم خلق کنم.

افکار در مورد تنفس

  • من در آن خیلی خوب نیستم. سعی می کنم تنفس آهسته را انجام دهم. نمی دانم چرا نمی خواهم نفس کامل بکشم. من تنبل هستم.
  • من تمام تکنیک های ذهن آگاهی تنفس را امتحان کرده ام. به خصوص به عنوان یک هیپنوتراپیست همه این چیزها را یاد می گیرم.
  • من سعی می کنم آن نفس زمین را بکشم. وقتی نیاز به آرامش دارید، این نفس بزرگ زمینی را می کشم. برای هفت و بیرون برای ده. شما را زمین گیر می کند این یک تکنیک خوب است. من فکر می کنم این یک تکنیک هاوایی است.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • من دو داستان دارم من قصد دارم داستانی را از منظر زنانه برای شما تعریف کنم.
  • من خودم را مورد آزار و اذیت قرار دادم و شاید تا پنج سال پیش بود که متوجه شدم. روزی را به یاد می‌آورم که با خودم خیلی بد بودم. افکار من خیلی پست بود
  • با صدای بلند بر سر خودم فریاد زدم که “بس کن”. گفتم: هرگز این را به هیچ کس دیگری نمی گویی. چرا به شما این را می گویید؟ من می دانم که شما هرگز، هرگز این کلمات را به کسی دیگر، زنده یا مرده نخواهید گفت، پس آن را متوقف کنید.
  • من فکر می کنم به خصوص زنان، از آنجایی که به بدن ما مربوط می شود، ما نسبت به خود بسیار ظالم هستیم. ما همیشه به خود پیام های بی رحمانه می دهیم و باید از انجام آن دست برداریم. تنها راه برای انجام این کار این است که مراقب باشیم و کلماتی را که می‌گوییم بشنویم. متوقف شد. حالا که می آیند، می گویم نه، نه، نه.
  • وقتی می ایستید و فکر خود را می شنوید و می روید، آیا این را باور می کنم؟ ما اغلب اعتقادات خود را زیر سوال نمی بریم.
  • به عنوان مربی، این یکی از اولین کارهایی است که با مردم انجام می دهیم. ما می گوییم شما چه اعتقادی دارید؟ از نظر معنوی و قانون جذب، آنچه شما به آن اعتقاد دارید همان چیزی است که در زندگی شما ظاهر می شود. اگر چیزهایی را که فکر می کنید می خواهید ندارید، به این دلیل است که به آنها اعتقاد ندارید. این یک داستان دیگر است.
  • این یک راه واقعاً جالب برای نگاه کردن به قلدری است، اما ما خودمان را مورد آزار و اذیت قرار می دهیم. داستان دوم این است که من با یک معتاد متجاوز ازدواج کردم. او از نظر روحی و جسمی سوء استفاده می کرد. او یک قلدر بود.
  • او شوهر دوم من بود. او پدر بچه های من نبود. اگر بخواهم پسرانم را شب بخیر ببوسم، آنها را دختر صدا می کند. که نوعی قلدری است.
  • وقتی اوضاع آنقدر بد شد که فکر می‌کردم بزرگ‌ترینم بین ما قرار می‌گیرد و او را می‌زند، من فقط جلوی آن را گرفتم زیرا می‌ترسیدم که او رکورد داشته باشد (پسرم) و او هرگز نتواند کاری را که می‌کند انجام دهد. می خواست در زندگی اش انجام دهد.
  • داستان دوم. بعد از تصادفم و بستری شدنم در بیمارستان، یک وکیل داشتم و او به شدت با من بد رفتار کرد.
  • این داستانی است در مورد اینکه چگونه یاد گرفتم به جای واکنش نشان دهم. اشک من را می گرفت، نامه های زننده ای برایم می فرستاد.
  • فکر کردم، یک لحظه صبر کن، تو برای من کار می کنی. این یک پرونده بزرگ بود و او دیوانه بود، اما من یک دوست واقعاً خوب داشتم که همان وکیل را داشت و با او بسیار مهربان بود. فکر کردم چرا اینقدر با من بد است؟ آیا او دختران را دوست ندارد؟ چیست؟
  • در نهایت او اخراج شد، اما فهمیدم که مجبور نیستم آن را بپذیرم. یاد گرفتم که می‌توانم آن نامه‌ها را باز نکنم. می‌توانستم کارهایی را انجام دهم که احساس بهتری به من بدهد.
  • من می خواهم همه بدانند که این انتخاب شماست. شما می توانید انتخاب کنید که واکنش نشان دهید یا می توانید انتخاب کنید که پاسخ دهید.