۲۸۲ یاد بگیرید که قدرت خود را با دیو لوکاس میزبان کارآفرین نامناسب حفظ کنید


۲۸ دسامبر ۲۰۱۷

دیو لوکاس یک کارآفرین، پدر و علاقه‌مند به تناسب اندام است. کسب‌وکار موفق او، Grasp Technologies، با آنچه دیو می‌گوید، خدمه ما از Misfits شروع به کار کرد. دیو متوجه شد که همه ما یک ناسازگاری درونی داریم، یک نابغه درونی، شاید حتی یک نبوغ پنهان که در تک تک رهبران، کارمندان و حتی شما وجود دارد. فقط اگر بتوانید آن نامناسب درونی را باز کنید. حدود ۴ سال پیش، دیو و همسرش به چین سفر کردند تا دخترشان هانا جید را ملاقات کنند و به خانه بیاورند. به قول خودش؛ این یک تجربه سورئال و فروتنانه بود. تقریباً در همان زمان، دیو تصمیم گرفت پادکست Inner Misfit خود را راه اندازی کند، جایی که او نه تنها با افراد برجسته با نبوغ ناسازگار پنهان مصاحبه می کرد، بلکه قسمت هایی را نیز منتشر می کرد که در آن مستقیماً با دخترش صحبت می کرد و به او توصیه و حکمت می کرد که او و دیگران می توانستند. در هر زمان مراجعه کنید اکنون دیو به عنوان یک پدر قدرشناس و دلسوز و همچنین یک کارآفرین و پادکست موفق از زندگی لذت می برد.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

تاثیر بر احساسات

  • ذهن آگاهی بر احساسات من تأثیر گذاشته است، من یاد گرفته ام که احساساتم را خیلی بهتر کنترل کنم.
  • وقتی جوانتر بودم خیلی زودرنج بودم و خیلی سریع به چیزها واکنش نشان می دادم. بعداً متوجه شدم که این واکنش درستی نبود.
  • بنابراین یادگیری کنترل در لحظه (و برخی از آن ها شرطی شدن شما نیز هستند)، اما یاد گرفتید که در لحظه کنترل کنید و خود را متوقف کنید، من فرآیندی دارم که آن را “ایست، بپرس، انتخاب کن” می نامم. خود را متوقف کنید، از خود بپرسید که در آن موقعیت چگونه می خواهید پاسخ دهید و سپس راه درست را انتخاب کنید.
  • من خودم را شرطی کرده ام که این کار را در کسری از ثانیه در طول سال ها برای تصمیم گیری انجام دهم، بنابراین تفاوت زیادی ایجاد کرده است.

افکار در مورد تنفس

  • هر روز صبح تمرینی دارم که آن را “پرایم روزانه من” می نامم. حدود ده دقیقه طول می کشد. مطمئن می شوم هیچ چیز روشن نیست، هوا تاریک است، من تنها هستم، هیچ کس معمولاً بیدار نیست.
  • بنابراین سه یا چهار دقیقه وقت می‌گذارم تا خودم را متمرکز کنم، نفس بکشم. فقط برای اینکه عمیق نفس بکشم و در ذهنم آرام و شفاف شوم.
  • سپس سه چیز را می نویسم که در آن روز از آنها سپاسگزارم و گاهی بسیار عمیق هستند، و گاهی اوقات درباره صبح زیباست، هر چه به من برسد.
  • از آنجا من “سه تا رشد” خود را یادداشت می کنم. این سه کاری است که من می توانم در این روز انجام دهم.
  • برای مثال امروز این مصاحبه بود. می خواستم از آن برای شما و مخاطبان شما بهترین استفاده را ببرم و حضور داشته باشم.
  • سپس آن را با چند نفس عمیق و چشم انداز برای آن روز به پایان می برم، آنچه را که قرار است انجام دهم و سپس شروع می کنم.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • قلدری چیز جالبی است. اکنون پاسخ دادن به این سوال به دلیل چیزهایی که در طول سال ها آموخته ام دشوار است. مثل هر چیزی است؛ شما انتخاب می کنید که آیا چیزی بر شما تأثیر می گذارد یا نه.
  • این از دیدگاه ذهنی است. از نقطه نظر فیزیکی این یک چیز کاملا متفاوت است. اگر کسی هر روز به صورت شما مشت بزند، این یک چیز متفاوت است.
  • نکته کلیدی این است که درک کنید که شما فقط تحت تأثیر چیزهایی هستید که به خودتان اجازه می دهید تحت تأثیر آنها قرار بگیرید. شما این کنترل را دارید. لحظه‌ای که این کنترل را به کسی، یک قلدر، هر کسی می‌دهید، قدرت خود را از دست می‌دهید و آن را رها می‌کنید.
  • طبیعتاً مال شماست، برای شما به عنوان یک فرد.
  • با این اوصاف، من یک داستان جالب دارم.
  • اوایل که در مهدکودک یا کلاس اول بودم، در همسایگی من پسر دیگری بود که بزرگتر از من بود. برادر بزرگترش هر روز سوار اتوبوس می شد.
  • از اتوبوس که پیاده می شدیم، برادرش ما را به دعوا می کرد. نکته جالب این بود که من و پسر دیگر با هم دوست بودیم زیرا با هم به یک پیش دبستانی می رفتیم.
  • او هر روز ما را وادار به دعوا می کرد و ما دایره ای دور و بر می چرخیدیم و این برادر بزرگتر بود که قلدر هر دوی ما بود و ما را وادار به دعوا می کرد. ما برای مدتی این کار را انجام دادیم.
  • ما در واقع بهترین دوستان بودیم. او بهترین مرد عروسی من بود.
  • از نقطه نظر تمرکز حواس، اگر هر دو با هم متحد شده بودیم و در مقابل برادر ایستاده بودیم و توانایی و هوش هیجانی را داشتیم که بگوییم، “ما تصمیم می گیریم این کار را نکنیم و شما نمی توانید ما را مجبور کنید.” .
  • واقعا هیچ کاری نمی توانست بکند. این کار خیلی سریع تمام می شد و او دیگر این کار را نمی کرد.
  • این نمونه‌ای از کارهایی است که می‌توانستم انجام دهم اگر آن هوش هیجانی یا آگاهی را داشتم و در این راه هوشیار بودم تا تغییری ایجاد کنم. با افزایش سن می توانید در هر موقعیتی از آن استفاده کنید. در تجارت نیز زیاد اتفاق می افتد.
  • مردم سعی می کنند وزن خود را دور بیندازند. ما با برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان سر و کار داریم و وقتی نوبت به مذاکره می‌رسد، آنها یک شرکت بزرگ هستند. بنابراین اینگونه خواهد بود.
  • شجاعت زیادی می خواهد که بگوییم ما اینگونه کار نمی کنیم، بنابراین اینطور نخواهد بود یا قرار نیست با هم تجارت کنیم. من فکر می کنم مردم به آن احترام می گذارند، اگر با درایت انجام شود و به روش درست انجام شود.