۲۸۳ با رابرت کندل صداقت خود را به سطح بعدی ببرید


۳ ژانویه ۲۰۱۸

رابرت کندل که به عنوان «بخشی مربی فوتبال، بخشی پدر دوست داشتنی، و گروهبان مته کمی دیوانه» مورد ستایش قرار می گیرد، در شانزده سال گذشته به مردم کمک کرده تا زندگی خود را دوباره انرژی بخشند و روابط بهتری را از طریق ارتباط صادقانه و واقعی تر ایجاد کنند. در سال ۲۰۰۴، او OneTaste را تأسیس کرد و وظیفه چالش برانگیز آوردن تمایلات جنسی آگاهانه به بازار اصلی را بر عهده گرفت. او این شرکت را از ابتدا به یک شرکت بین المللی هفت رقمی ساخت. او OneTaste را در سال ۲۰۱۴ ترک کرد تا شرکت مشاوره خود را راه اندازی کند تا به کسب و کارهای کوچک کمک کند تا بازاری و سودآور شوند. رابرت همچنین یک معلم، مربی و. او شور و شوق و ذکاوت خود را به پادکست هفتگی خود، Tuff Love، در مورد موضوعاتی در مورد روابط، صمیمیت، ارتباطات و پویایی جنسیت می آورد.

اطلاعات تماس

  • وب سایت: www.TuffLove.live
  • پادکست: توف عشق

تاثیرگذارترین فرد

  • شاگردانم و فرزندانم.

تاثیر بر احساسات

  • ذهن آگاهی احساسات من را تحت تاثیر قرار داده است … اکنون آنها را دارم. در بزرگ شدن، احساسات ثانویه بودند. ذهن آگاهی مرا با احساساتم مرتبط کرده است. احساسات قدرت من هستند. آنها در واقع ابرقدرت من هستند، زیرا در این صورت می توانم دیگران را احساس کنم و به آنها توجه کنم.

افکار در مورد تنفس

  • من در زندگی‌ام مدیتیشن نشسته‌ای زیادی انجام داده‌ام و قدرت نفس را می‌شناسم، همچنین یوگا و «رنج» را در کلاس یوگا داغ می‌دانم. باشه نفست رو پیدا کن
  • توانایی من در توجه به نفسم، وصل کردن من به بدنم و کاهش سرعت و تنظیم و یافتن حالت بهینه.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • من داستان های قلدری زیادی دارم. قلدری چیزی است که من با آن بسیار آشنا هستم. گفتم که در حال بزرگ شدن یک بچه چاق بودم و توسط همکلاسی هایم مورد آزار و اذیت قرار گرفتم. قلدری وقتی چهارده پانزده ساله بودم تمام شد. واقعاً از ده تا پانزده سالگی مورد آزار و اذیت قرار گرفتم.
  • نام میانی من بری است و به من خطاب می کردند و به من طعنه می زدند. به هر دلیلی که بچه‌ها قلدری می‌کنند، اتفاقی افتاد که من را هدف قلدری آنها قرار داد.
  • در نگاهی به گذشته و در صحبت با بسیاری از افرادی که مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، و بسیاری از قلدرهای خارج از جهان، دلیل اصلی آنها ترس و عدم قطع ارتباط آنها بود. نظر من این است که قلدری به این دلیل اتفاق افتاده است که قلدرها احساس می‌کنند با والدینشان، از خودشان جدا شده‌اند، و دردی وجود دارد که باید بیان شود.
  • چیزی که آنها انتخاب می کنند این است که به جای پرداختن به درد خودشان، بچه دیگری را قلدری کنند. ذهن آگاهی این است که والدین متوجه این موضوع در مورد فرزندان خود شوند. یا حتی شوراهای مدیر یا مدرسه، به این موضوع در مورد بچه ها توجه کنند و فقط با قلدرها بنشینند و آنها را به خاطر قلدر بودن شرمنده نکنند. آنها را به خاطر کاری که انجام می دهند شرمنده نکنید، بلکه کنجکاو شوید، تعجب کنید و سؤال کنید و اجازه دهید این فضا برای آن بچه قلدر دیده شود، مورد علاقه و تایید قرار گیرد.
  • من فکر می کنم این درمان قلدری است. وقتی به کسی فضایی می دهیم تا صحبت کند و درد خودش را تسکین دهد.