۲۸۷ درمان سریعتر با تمرکز حواس و میدان الکترومغناطیسی درمانی. دکتر. ویلیام پاولوک


۱۵ ژانویه ۲۰۱۸

دکتر. ویلیام پاولوک، MD، MSc، یک پزشک پزشکی و کل نگر است که به عنوان مهمترین مرجع در استفاده از درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی (PEMF) در آمریکای شمالی در نظر گرفته می شود. دکتر. پاولوک در طب سوزنی، هومیوپاتی، هیپنوتیزم و بدنسازی آموزش دیده است. او سمت هایی را در جان هاپکینز و دانشگاه مریلند داشت. او به راه‌حل‌های جدیدی برای مشکلات سلامتی سرسخت، مزمن و ناامیدکننده علاقه‌مند است که علت را برطرف می‌کند و به سادگی یک چسب زخم روی درد قرار نمی‌دهد. دکتر. پاولوک و دکتر. آکس هر دو موافق هستند که مدیریت درد باید بر درمان علت متمرکز شود. مدیریت جامع درد PEMF ها بیشترین مزیت را دارند و امکان مدیریت درد ایمن، غیر سمی، خودگردان، خودکنترل شده و در خانه را فراهم می کنند.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

تاثیر بر احساسات

  • ذهن آگاهی احساسات من را تثبیت کرده است. اگر به اندازه کافی ذهن آگاهی را تمرین کنید، آگاه می شوید.
  • باید بگویم، می‌دانم که اکثر پزشکان از تأثیر آنچه به بیماران می‌گویند و نحوه ارائه اطلاعات به بیماران خود آگاه نیستند. آنها فقط می خواهند اطلاعات ارائه دهند. اطلاعات مهمتر از ارائه است.
  • برای من، انجام تمرکز حواس باعث می‌شود که نسبت به آنچه فکر می‌کنم، چه می‌گویم و واکنشم به دیگران بسیار بیشتر آگاه شوم. شما اساسا خود را از منظر احساسی تثبیت می کنید.
  • شما نمی توانید احساسات خود را نادیده بگیرید. اون هم مریضه این سالم نیست کاری که ما باید انجام دهیم این است که آنها را بشناسیم و فقط اجازه دهیم از طریق ما شسته شوند و بفهمیم که چرا این احساسات رخ می دهند و دفعه بعد که با آن مواجه شدید چه کاری می توانید انجام دهید.

افکار در مورد تنفس

  • انجام تمرکز حواس تقریبا غیرممکن است مگر اینکه نفس بکشید. مدیتیشن هم تدریس می کردم. اولین چیزی که به مردم یاد می دهید این است که تنفس را انجام دهند.
  • چیزی که من پیدا کردم این است که هر چه بیشتر تنفس کنید، مغز را تمرین می دهید. شما ناخودآگاه قصد خود را آموزش می دهید.
  • پنج یا ده دقیقه نفس می کشیدم تا همه چیز را آرام کنم. هر چه بیشتر این کار را انجام دادم زمان کمتری می برد. حالا اساساً می توانم با دو نفس وارد حالت مراقبه شوم.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • طبق تجربه من، قلدری یک مسئله در تمام زندگی من بوده است. من الان هفتاد و یک ساله هستم. من همیشه در زندگی ام قلدری داشته ام. من پس از جنگ جهانی دوم در اردوگاه پناهندگان در آلمان به دنیا آمدم. والدین من به زبان اوکراینی صحبت می کردند، بنابراین زمانی که در این اردوگاه زندگی می کردیم به نوعی مورد آزار آلمانی ها قرار می گرفتیم. سپس به کانادا مهاجرت کردیم.
  • پدرم لهجه بسیار غلیظی داشت و ما به نوعی مورد آزار و اذیت قرار گرفتیم. نه از نظر جسمی بلکه از نظر عاطفی و روانی. به ما DP می گفتند. DP مخفف Displaced Person است.
  • خانواده من از اوکراین آمده بودند، زیرا آلمانی ها آنها را به آلمان بردند تا در کارخانه ها کار کنند. اما به خاطر کمونیست ها نتوانستند به اوکراین برگردند. آنها اساساً افرادی بودند که مانند بسیاری از پناهندگان کشوری نداشتند.
  • من عینک می زدم و به من می گفتند چهار چشم. پس چگونه با آن کنار آمدم؟ تو ساکت برو شما می توانید عصبانی شوید، می توانید پاسخ دهید، شما این انتخاب را دارید. اما من کوچک بودم، بنابراین اغلب اوقات نمی‌توانستم ضربه بزنم. باید یاد می گرفتم چطور از خودم مراقبت کنم. یکی از دلایلی که من عینک گرفتم این است که به صورتم برخورد نمی کند. این یک مکانیسم دفاعی روانی بود.
  • من در رشته پزشکی شرکتی بودم و در آنجا مورد آزار و اذیت قرار گرفتم. بسیاری از پزشکان در میان سایر پزشکان قلدر هستند. رتبه بندی های زیادی در پزشکی اتفاق می افتد. جایی که به دانشکده پزشکی رفتید، محل اقامت خود را در کجا گذراندید، چه متخصص باشید و چه پزشک عمومی.
  • از بسیاری جهات به شما تحقیر می شود و باید یاد بگیرید که با این موضوع کنار بیایید. ذهن آگاهی فقط آگاهی است. این شخص مشکل دارد و من قصد ندارم با او وارد این مشکل شوم، اما فقط این را می پذیرم زیرا می دانم که هستم. من می دانم که چه هستم و می دانم به کجا می روم و چه کار خواهم کرد. نه من اشتباه می کنم و نه آنها درست می گویند. من آن را در پزشکی شرکتی داشتم، آن را در پزشکی داشتم و شما آن را در محله خود و در خیابان ها دارید.
  • قلدری همه جا هست به نظر من این یک اصل زندگی است. شما باید یاد بگیرید که با افرادی که سعی می کنند خود را به هر شکلی به ما تحمیل کنند، برخورد کنید. زندگی همینه