۳۰۳ حقیقت جوی باشید تا داستان خود را به اشتراک بگذارید. سپیده گلوسکین


۱۲ مارس ۲۰۱۸

داون گلوسکین داستان‌نویس، کپی‌رایتر و حفر حقیقت است. او به کارآفرینان کمک می کند تا داستان های خود را که باید در دنیا شنیده شوند، بگویند. او بیش از ۲۰ سال است که در زمینه فروش و بازاریابی فعالیت می کند و اولین کسب و کار خود را در ۳۰ سالگی به ۷ رقم رساند. او بیانگر کامل خود و آسیب پذیری به عنوان وسیله ای برای یک زندگی خوب و کسب و کار پر رونق است.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

  • فلیکس لوپز، شفا دهنده ای که در کلرادو ملاقات کردم.

تاثیر بر احساسات

  • تمرکز حواس فقط آگاهی است. در گذشته سعی می کردم اگر نمی خواستم آن را احساس کنم، آن را کم کنم. مثلاً نمی‌خواهم این را احساس کنم، بنابراین فقط وانمود می‌کنم اینجا نیستم یا فقط خوشحال خواهم شد.
  • این واقعاً در مورد احساس آن است. من احساس می کنم که می خواهید به من چه بگویید، غم یا عصبانیت یا هر چیز دیگری.

افکاری در مورد تنفس

  • تمرکز بر نفس یک راه واقعا عالی برای به ارمغان آوردن شما است، می دانید، فقط دم و بازدم آهسته است. فوراً، شما به همان لحظه برگشتید.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • من واقعا هرگز مورد آزار و اذیت قرار نگرفتم. حدس می زنم من یکی از خوش شانس ها هستم. من در کودکی ساکت و خجالتی بودم و بنابراین فکر می‌کنم از رادار مردم دور بودم.
  • وقتی این را گفتی، در مورد دختر ده ساله من چیزی به ذهنم خطور کرد. او یک روح بسیار حساس است. او مانند یک روح پیر است. بسیار حساس.
  • اولین بار وقتی او چهار ساله بود متوجه این موضوع شدم، به دامپزشک رفتیم زیرا سگ من چیزی خورده بود که قرار نبود بخورد. و ما در دامپزشکی نشسته ایم و او می گوید، مامان، من در شکمم احساس خوبی ندارم. و من فکر کردم، اوه، چیزی خوردی؟ و او مانند، نه، حیوانات اینجا صدمه دیده اند، حیوانات اینجا مرده اند.
  • فکر کردم از کجا آمده است. اما تازه متوجه شدم که او واقعاً با مردم هماهنگ است و حواسش به انرژی مردم است. و بنابراین اینکه چگونه گاهی اوقات برای او نشان می دهد در رابطه او با دوستانش است.
  • دختر خاصی بود که خیلی دختر شیرینی است، اما اگر راهش را نمی گرفت، همیشه به دخترم می گفت من دیگر دوستت نمی شوم. او می رفت و دخترم را در حالی که اشک می ریخت از این حساسیت رها می کرد.
  • بسیاری از اعضای خانواده خوش‌نیت به او می‌گویند، باید سخت‌تر شوی. دنیای سختی است، شما باید سخت‌تر باشید.
  • من رویکرد متفاوتی در پیش گرفتم. به او گفتم، نه، تو همان طور که هستی کامل و کامل هستی. حساسیت شما در واقع یک هدیه است و گاهی ممکن است چنین احساسی نداشته باشید، اما هدیه ای به دنیاست.
  • و من فکر می‌کنم چگونه می‌توان قلدر را از بین برد، با ساختن فرد، به طوری که بتوانید به آنچه هستید توجه داشته باشید و حتی بخش‌هایی که سخت هستند را بپذیرید. بخش هایی که ممکن است گاهی اوقات در مورد آنها احساس عجیبی داشته باشید.
  • من به او یاد دادم که نه، شما این هستید و نیازی به تغییر ندارید. دنیا نیاز به تغییر دارد. من واقعاً به او قدرت دادم. و سپس ما حتی با دوست او از طریق آن کار کردیم و می دانید، همه چیز زیبا است. برای هر دوی آنها درس زیبایی بود، حتی برای دوستش این بود که خوب، او فقط احساسش را بیان می کند. او نمی داند چگونه آن را به طریق دیگری بیان کند و به شما مربوط نیست. او سعی نمی کند به شما صدمه بزند. این در مورد او است. بنابراین برای هر دوی آنها درس خوبی بود.