۳۳۳ منتظر بزرگ شدن نباشید، ریون بلر گلاور اعلام می کند


۲۵ ژوئن ۲۰۱۸

ریون بلر گلاور یک کارشناس مصاحبه است، یک مجری فوق‌العاده برنده سه جایزه تاک شو که به نام Talk Show Maven نیز شناخته می‌شود. جک کنفیلد از ریون به عنوان “یکی از بهترین مصاحبه کنندگان روی سیاره” یاد کرد. او با ستارگانی چون لو گوست جونیور، برایان تریسی، مونتل ویلیامز، علی براون، شری شپرد، برندن بوچارد و لیزا نیکولز مصاحبه کرده است. ریون یک شخصیت سابق رادیویی CNN است و بسیاری او را به عنوان ملکه رادیو اینترنتی می شناسند. ریون برنده جایزه دستاورد ریاست جمهوری باراک اوباما در سال ۲۰۱۶ است. او همچنین مخترع HatWraps است. اولین لوازم جانبی کلاه ثبت شده که یک کلاه را به چندین ظاهر تبدیل می کند.

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

تاثیر بر احساسات

  • خوب، تمرکز حواس به من کمک کرده تا آدم آرام تری باشم.
  • این به من کمک کرد تا واضح تر از جایی که دارم می روم. تمرکز لیزر بیشتر این به من کمک کرد تا بفهمم گاهی اوقات مجبور می شوم برای انجام کارها قرنطینه شوم.
  • این چیزی است که من به مشتریان خود یاد می دهم، قفل کردن جایی است که شما تلفن ها و پیام های خود را قطع می کنید. شما با افرادی تماس می گیرید که باید با آنها در تماس باشید. اعضای خانواده و چیزهای دیگر و بگویید، هی، برای ۲۴ ساعت، ۴۸ ساعت آینده، آخر هفته یا هفته، من در قرنطینه هستم، زیرا این کتاب را تمام می کنم، می خواهم این کتاب را تمام کنم. پروژه، و این به من کمک می کند تا با هدف مشخصی هدفمند باشم.

افکاری در مورد تنفس

  • مدیتیشن به من کمک می کند نفس بکشم. تا تنفسم متعادل باشد باشه. جایی که من آنقدر مضطرب نیستم. سعی می کنم عجله کنم چون وقتی مضطرب می شوم فشار خونم بالا می رود.
  • بنابراین باید یاد بگیرم که آرام باشم و نفس های عمیق بکشم، دم و بازدم کنم و نکات منفی را بیرون برانم و نکات مثبت را بمکم.
  • وقتی رها می کنی، مثل یک بادکنک، آن را رها کن و احساس کن که آزاد هستی تا خودت باشی.
  • بنابراین، می‌دانید که الگوی تنفس آرام و ریتمیک به من کمک کرده است که شفاف بمانم، مثبت‌تر باشم، تمرکز بیشتری داشته باشم و همانطور که گفتم بیشتر هدفمند و با هدف مشخص باشم.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • میدونی چیه؟ نمی توانم بگویم تا به حال مورد آزار و اذیت قرار گرفته ام. می توانم بگویم که احتمالاً من کسی بودم که به عنوان یک قلدر به من نگاه می شد، نه در حد یک قلدر. [people see it] امروز چون امروز واقعاً بد است، اما این سال ها پیش بود.
  • وقتی به دوران دبستان فکر می کنم، درگیر دعوا بودم. و حدس بزنید، با بازگرداندن آن به ذهن آگاهی، به این دلیل بود که والدینم نسبت به من بسیار سختگیر بودند. ما عادت داشتیم تازیانه بخوریم و این واقعیتی بود که من فقط به خاطر چیزهایی که داشتم با خشم زندگی می کردم.
  • من معتقدم مردم محصول محصول خود هستند. بسیاری از افرادی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، تبدیل به سوء استفاده می شوند، درست است؟ بسیاری از افرادی که مواد مخدر مصرف می کردند، اکنون مواد مخدر مصرف می کنند. قصد آنها هرگز مصرف مواد مخدر نبود، اما آنها در این زمینه پرورش یافتند.
  • و بنابراین، بسیاری از اوقات مردم عصبانیت خود را می گیرند، آنها واقعاً از خودشان یا آنچه که از سر می گذرانند عصبانی هستند و آن را بر روی کسانی که ضعیف تر هستند بیرون می آورند. بنابراین به همین دلیل است که اکنون بسیار خوشحالم که فرصتی برای خدمت پیدا کردم و به فرد بهتری تبدیل شدم و همه اینها.
  • و وقتی به برنامه شما فکر کردم و می‌دانم که شما در مورد قلدری هستید، باید بگویم که احتمالاً من را کسی می‌دانستند که کسانی را که به نظر می‌رسید ترسوتر به نظر می‌رسیدند و به دلیل عصبانیت، مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند.
  • بنابراین با این گفته، یکی از کارهایی که برای تغییر زندگی ام باید انجام می دادم خواندن و گوش دادن به فایل های صوتی و فیلم بود. مجبور شدم مصاحبه های زیادی بخوانم. خوب، آنها درمان من بودند، زیرا نمی توانستم هزینه درمان را بپردازم.
  • فهرستی از افرادی که می توانند به من کمک کنند تهیه کردم. و به همان اندازه که من مخاطبانم را دوست دارم، از آنها سؤالاتی پرسیدم که باید بدانم زیرا باید بهتر شوم و مطمئناً به من کمک کرده است.
  • آیا من جایی هستم که می خواهم باشم؟ خیر اما مثل آن ضرب المثل قدیمی، خدا را شکر که من در جایی که بودم نیستم. من فقط می خواهم به مردم بگویم، هر کاری که در گذشته انجام دادید، خبر خوب این است که می توانید آن را اصلاح کنید. این چیزی نیست که به آن افتخار کنم.
  • حتی نمی دانم کسی مرا قلدر خطاب کرده است یا نه. و چون می‌دانستم برنامه شما در این مورد است، واقعاً در مورد آن مدیتیشن کردم و گفتم، خوب، می‌دانید، احتمالاً داشتم به افرادی که ترسوتر بودند قلدری می‌کردم، زیرا عصبانیت زیادی داشتم.