۳۹۵ میلیونر هزاره برای شما آزادی مالی به ارمغان می آورد. گرانت ساباتیر


۲۴ ژانویه ۲۰۱۹

Grant Sabatier خالق Millennial Money.com و نویسنده کتاب آزادی مالی است. در سال ۲۰۱۰، گرانت ۲۴ ساله بود، با مدرک فلسفه و تنها ۲.۲۶ دلار در حساب بانکی خود. او در یک لحظه زودگذر تصمیم به میلیونر شدن گرفت. پنج سال بعد او بیش از ۱.۲۵ میلیون دلار دارایی خالص داشت و شبکه خبری آمریکایی CNBC شروع به نامیدن او به نام میلیونر هزاره کرد. افکار خلاقانه و اغلب ضد شهودی گرانت در مورد پول در بیش از ۴۰۰ نشریه منتشر شده است و او مرتباً در مورد این موضوع می نویسد، صحبت می کند و مصاحبه می کند.

گوش دادن و اشتراک در:

iTunes / Stitcher / Podbean / ابری / اسپریکر / Spotify

اطلاعات تماس

تاثیرگذارترین فرد

تاثیر بر احساسات

  • همانطور که در ابتدا اشاره کردم، ذهن آگاهی برای من یک عضله است و چیزی است که در ابتدا برای من بسیار گیج کننده بود.
  • زمان زیادی طول کشید، اما اکنون ذهن آگاهی زندگی من را کاملاً تغییر داده است، زیرا مجبور نیستم آنقدر آن را پرورش دهم.
  • باغ از قبل آنجاست و بنابراین زمانی که من مجبور بودم خیلی حاضر باشم و به نوعی دوباره با لحظه حال درگیر باشم، احساس می کنم درگیر بودن در لحظه حال و دیدن واقعی اکنون بیش از پیش فرض من است به جای اینکه مثل پنج باشد. درصد از روزم که باید در مورد آن خیلی عمدی باشم.
  • من احتمالاً فقط در شش ماه گذشته وارد آن شیفتی شده ام که در حال حاضر بیش از ۵۰ درصد از روزم واقعاً بیدار هستم. این ترکیبی از داشتن زمان و مکان برای پرورش آن بوده است.

افکاری در مورد تنفس

  • این چیزی است که من واقعاً استرس داشتم و تمام مدت کار می‌کردم، یک بار که ۲۰ دقیقه در روز وارد شدم، یک بار که از دنیای شرکت‌ها خارج شدم، باید مدیتیشن می‌کردم و روی نفسم تمرکز می‌کردم. از نظر مالی مستقل که بتوانم از خواب بیدار شوم و هر کاری را که می‌خواهم در طول روز انجام دهم، نفسم به طور طبیعی مستقل می‌شود. بنابراین در حال حاضر من در واقع مجبور نیستم.
  • تا زمانی که واقعا استرس نداشته باشم، مجبور نیستم به خانه برگردم تا نفسم را باز کنم. نفس من خانه پیش فرض من است. فشارم پایین اومد
  • به نوعی طول نفس شما طول عمر شماست، و من واقعاً احساس می کنم طول نفس من بسیار طولانی تر است، فقط به این دلیل که ۹ ماه طول کشید تا از ترک دنیای شرکت ها سم زدایی کنم.

منابع پیشنهادی

داستان قلدری

  • بنابراین یک همسایه بود، یک پسر بود که در خیابان پشت سر من زندگی می کرد و من او را در زمان بزرگ شدن می شناختم. او یکی از سه خواهر و برادر بود و فقط یکی از این افراد بود که اکنون در گذشته متوجه شدم که کاملاً تنها و بسیار غمگین است.
  • او همیشه بوی بدن را به مشام می‌داد، درست مثل بوی شدید. فکر می کنم مخلوطی از وضعیت والدینش بود، فکر نمی کنم پدر و مادرش خیلی حضور داشتند. این محیطی بود که در آن بزرگ شد.
  • من در مورد بوی بدنش اظهار نظر می کردم و اینکه او فقط یک تند و سریع است.
  • این مدت زمان زیادی نبود، اما همه اینها توسط برخی از دوستانی که با آنها در حال معاشرت بودم، تسهیل شد. یادم هست که از این موضوع ناراحت شد.
  • به مامانش گفت، مامانش به مامانم زنگ زد و مامانم مثل این بود که می خواهی این شخصیت تو باشد؟ و این همه چیز
  • میدونی، من از این موضوع خیلی احساس بدی داشتم. به یاد دارم که رفتم و صمیمانه عذرخواهی کردم، اما بعد از آن، من در واقع یک قلدر به این معنا بودم قبل از اینکه خودم مورد آزار و اذیت قرار بگیرم.
  • و دو سال بعد در کلاس هشتم، بچه‌ای بود که همیشه به شدت مرا مورد آزار و اذیت قرار می‌داد.

هدیه رایگان

مدیتیشن ۱۲ دقیقه‌ای هدایت‌شده «بیدار با تمرکز» اثر بروس لنگفورد را دریافت کنید.
بعد از بیدار شدن هوشیار و متمرکز باشید. احساس نشاط، شادابی و پویایی کنید. اجازه دهید نشاط شما به اطرافیان شما تغذیه کند. فردی پرانرژی باشید که دوست دارید باشید. اینجا را کلیک کنید: www.MindfulnessMode.com/AwakenWithFocus